تاریخ مکتوب تقلیل‌یافته به نوشتار

انسان ماه بهمن

نگاهی به کتاب «انسان ماه بهمن: جستاری در سیاست‌های تربیتی از انقلاب 57 تا امروز» نوشته‌ی روزبه گیلاسیان

پیوند به کتاب

«انقلاب 57، انقلابی صرفن سیاسی نبود؛ خودش را تحولی در تمام عرصه‌های زندگی می‌دانست از این رو در پی ایجاد تغییر در تمام عرصه‌ها بود. از فردای انقلاب تمام کسانی که تعهدی به آن احساس می‌کردند آن را تمام‌شده، به‌انجام‌رسیده و پیروز متصور نشدند. انقلاب، تازه باید نیروهای حیاتی خویش را در تمام روزمره‌ی شهروندان تزریق می‌کرد. این تزریق تا امروز ادامه دارد. همان‌گونه که نهادهای انقلابی تشکیل‌شده در آن سال‌ها هنوز ادامه دارند. این انقلاب حتا از اذعان به وقوعِ خویش در جغرافیایی خاص (ایران) سرباز می‌زد. قدرت و انرژی فوران‌کننده‌ی انقلاب باید به جهان صادر می‌شد تا هرچه بیشتر به این تلقی دامن زند که انقلاب تنها تغییری در سطوح بالایی قدرت نبوده است بلکه انقلاب امری هرروزه در روزمره‌ی انسان‌ها و با هدف نهایی ساختن انسانی نو و ایده‌آل بوده است.»

آن‌چه در پیش آمد، گوشه‌ای از متن کتاب «انسان ماه بهمن: جستاری در سیاست‌های تربیتی از انقلاب 57 تا امروز» است. کتاب حاضر، نوشته‌ی روزبه گیلاسیان است که نامش را از قصیده‌‌ای از شاملو با نام مشابهِ «انسان ماه بهمن» وام گرفته است. این کتاب، به‌صورت الکترونیکی و در شمایل پی‌دف‌اف در آبان‌ماه 1391 منتشر شده است.

روزبه گیلاسیان دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی فلسفه‌ی علم از دانشگاه امیرکبیر است و تاکنون به‌جز کتاب حاضر، کتاب‌هایی را چون «جزوه‌ی انقلاب» از سوی نشر الکترونیکی مایندموتور در بهمن‌ماه 1391 و کتاب مضاعف در فروردین‌ماه 1391 در فضای مجازی منتشر کرده است و کتاب‌هایی را مانند «فلسفه در خیابان: عبور از فوکو و بودریار» از سوی نشر روزبهان در سال 1389 و «فیلسوف کوچولو: کتابی که باید بچه‌ها برای بزرگ‌ترها بخوانند» از سوی نشر آفرینگان منتشرشده به سال 1391 از طریق نشر رسمی به دست مخاطب خود رسانده است.

کتاب «انسان ماه بهمن» با جمله‌ای از روح‌الله خمینی آغاز می‌شود که در جمع نمایندگان اولین مجلس پس از روی‌کارآمدن حکومت جدید در سال 1357 گفته بود به‌این‌ترتیب که «این‌هایی که دیکتاتور شدند، این‌ها این‌طور نبوده است که اول دیکتاتور زاییده شده باشند. آن‌ها هم مثل سایر مردم، بعد هم وقتی که به مقامی رسیدند، این‌طور نبوده است که از اول دیکتاتوری کرده باشند، لکن قدم به قدم و ذره و ذره رو به دیکتاتوری رفتند.» این‌گونه است که کتاب با طرح این جمله آغاز می‌شود و در سطرهای بعدی خود، به بسط آن می‌پردازد تا نشان دهد چگونه یک حکومت قدم‌به‌قدم به تمام رکن‌های زندگی افراد جامعه قدم می‌گذارد و سایه‌وار و درعین‌حال تیز و راسخ، زندگی فردی و اجتماعی ایشان را در تمام جنبه‌ها مورد هدف قرار می‌دهد تا به خواست خود برای ساخت انسان ماه بهمن دست یابد. و چگونه یک دیکتاتوری در مقابل چشم‌های نه آن‌قدر بسته متولد می‌شود، چگونه تخم می‌گذارد و نمو می‌یابد و خود را در افراد جامعه‌ی انسانی تکثیر می‌کند و ماندگاری می‌بخشد و این سوال را مطرح می‌کند که چگونه این دایره‌ی تسلسل می‌تواند بشکند.

آن‌چه که نویسنده‌ی کتاب، آن را «تاریخ مکتوب تقلیل‌یافته به نوشتار» می‌خواند، براساس مستنداتی از منابع قدرت، حلقه‌های نوارها و اوراق ضبط‌شده و اسناد منتشرشده توسط حکومت جمهوری‌اسلامی گرده آمده است. این مکتوب، با استدلال و نوع چینش نویسنده قوام می‌یابد و نظرگاه روزبه گیلاسیان را هم در خود جای می‌دهد.

روزبه در صفحه‌ی شش کتاب چونین می‌گوید که «هر حکومتی بقای خود را مدیون تولید و حفظ این ترس‌هاست.» یکی از راه‌های برون‌رفت از ترس، شناخت است که عمده‌ی آن در حدود شناخت دشمن و خود، میسر می‌شود و آن‌طور که نویسنده می‌گوید، شناخت ترس می‌تواند آن را به‌سوی منبع تولید آن گسیل دهد.

در واقع توضیح چگونگی ساز و کار سیستم کنترلی حکومت جمهوری‌اسلامی، این آینه را پیش رو می‌نهد که در طی چه روندی، هر فرد اجتماع به موجودی خودکنترل‌گر تبدیل شده است که دارای نقاب‌های تو در تو است؛ همین هر کدام از مایی که در آن‌زمان که صحبت از مسخ به میان می‌آید، خود را از خیل عظیم انسان‌های تعبیه‌شده جدا می‌دانیم بدون این دریغ که تا زمانی‌که حضور نقاب را بر چهره نپذیرفته‌ای، تلسم ندیدن آن و نامریی بودنش از کار نخواهد افتاد.

نوشتار و پویش روزبه گیلاسیان در «انسان ماه بهمن» دست کم از سه جهت، قابل ستایشی ویژه است. نخست این‌که روزبه گیلایسان دشمن را دست‌کم نمی‌گیرد و به تحلیل هر حرکت آن با تکیه بر جرکت‌ها و راهکارهای درپیش‌گرفته‌شده از سوی دیکتاتوری می‌پردازد بدون آن‌که تن به ابتذال اندوه و اخلاق بدهد و بدون این‌که به نقدهای انفعالی و تحلیل‌‌های هیجانی صرف بپردازد. دومین مهمِ پیرامون این مکتوب، تکیه بر تاریخ‌نگاری و بهره‌گیری از مواد خام حداقلی ِدردسترس برای نقد و پرسش‌گری آن‌هاست. این موضوع آن‌زمان اهمیت دوچندان می‌یابد که با نگاهی به داده‌های موجود در زبان فارسی، به فقر منابع در این زمینه به‌ویژه در دوران معاصر پی می‌بریم. در پیوست به نکته‌ی پیشین، مهم سوم رخ می‌نمایاند و آن، تحلیل فلسفی در مقیاس بومی است. بسیار پیش آمده است که از فلسفه‌ی غرب با داده‌های مفروض در آن فلسفه که بیرون‌آمده از آن جامعه هستند، یاری گرفته‌ایم تا زیست سیاسی خود را مورد سنجش و تخلیل قرار داده‌ایم. بااین‌وجود کم‌تر پیش آمده است که با تکیه بر تاریخ و پیشینه‌ی بومی، بتوانیم به تحلیلی محتوایی دست یابیم که خاص همین موقعیت باشد و یا با توجه به شرایط برآمده از دیکتاتوری اسلامی، بازدهی دردست داشته باشیم که از پس‌خوراند و کنش متقابل ذهنی و عملی بومی ما حاصل شده باشد. همین سه ویژگی اهمیت‌ساز برای این کتاب، بسنده می‌کند تا برای خوانده شدن مورد انتخاب قرار بگیرد حتا اگر از برشمردن ویژگی‌های دیگر کتاب چشم بپوشانیم.

صفحه‌ی سی‌وشش از «انسان ماه بهمن»: «اراده‌ای خودکار با مکانیسم‌هایی مشخص، دانشگاه را می‌بندد؛ بازگشایی می‌کند؛ با دقت فراوان متقاضیان ورود به دانشکاه‌ها را وارسی کرده و از صفای‌های ناصاف خویش می‌گذراند. سپس در درون دانشگاه آن‌ها را تحت نظر و هدایت خویش قرار می‌دهد؛ آن‌گاه وارد خوابگاه‌ها می‌شود، از در و دیوار اتاق‌ها بالا می‌رود، در گوشه‌ی اتاق چنبره می‌زند؛ به‌دقت همه‌چیز را بررسی و یادداشت می‌کند و سپس در عین بودن خویش، محو می‌شود و با اراده‌ای دوچندان، خویش را در همه‌ی آن‌جاها که نیست تکثیر می‌کند. استمرار و نفوذ در همه‌ی عرصه‌ها، نشان‌دهنده‌ی کهنسالی اما در عین حال پویایی همان اراده‌ای است که هم‌چونان در کار است.»