درباره‌ی آلمانی یهودی‌تبار

هانا آرنت، فیلسوف و تاریخ‌نگار آلمانی یهودی‌تبار، در پنجم اکتبر 1906 متولد شد و در چهارم دسامبر 1975 چشم از جهان فرو بست. او پس از پایان دوره‌ی متوسطه، در رشته‌های فلسفه، ادبیات یونان و الهیات مسیحی آغاز به تحصیل کرد، ولی پس از مدتی به دانشگاه هایدلبرگ رفت و رساله‌ی دکترای خود را در فلسفه، در سال 1926 با عنوان «مفهوم عشق از نظر آگوستین قدیس» با کارل یاسپرس، فیلسوف بزرگ آلمانی گذراند. باسپرس در آن زمان، از منتقدان سرسخت آرای هایدگر بود و بسیار محافظه‌کارانه پیش می‌رفت، ولی آرنت به پیروی از آرای باسپرس نپرداخت و به یکی از بانفوذترین و خوش‌فکرترین رهبران چپ آلمان آن زمان تبدیل شد.
او با قدرت‌ گرفتن فاشیسم، دو بار دچار خطر جانی شد: یک‌بار در سال 1933 در اوایل قدرت گرفتن هیتلر، مدتی به زندان رفت و بار دیگر در سال 1940 در فرانسه‌ی اشغال‌شده، زمانی‌که در اردوگاه‌های موقت انتقال به کوره‌های آدم‌سوزی هیتلری بود. بااین‌وجود، سرانجام موفق شد به آمریکا پناه ببرد و در آن‌جا در سال 1951 تابعیت این کشور را پذیرفت. او بعدها نوشت که زبان اول تبعیدش، فرانسوی و زبان دوم مهاجرتش، انگلیسی شد.
برای خواندن و اطلاع از دیدگاه‌های گوناگون در مورد این اندیشمند تاثیرگذار و برجسته، بهتر است شما هم به وب‌سایت «انسان‌شناسی و فرهنگ» سری بزنید تا پرونده‌ی غنی و ارزشمند «هانا آرنت» را مطالعه کنید. در این پرونده می‌توانید داده‌های مفیدی را در مورد هانا آرنت بیابید و با دیدگاه اندیشمندان و صاحب‌نظران در مورد او نیز آشنا شوید. در این پایگاه اینترنتی مطالب خواندنی و پرونده‌های دیگری را هم می‌توانید بیابید که مطمئنن می‌توانند برای گروهی که به این زمینه از علوم انسانی علاقه دارند، جالب و ارزشمند باشند.
در زیر عنوان «پرونده‌ی هانا آرنت» از سوی پایگاه اینترنتی «انسان‌شناسی و فرهنگ» چنین آمده است که «هانا آرنت، از مهم‌ترین اندیشمندان قرن بیستم به‌شمار می‌آید و خوشبختانه در ایران به برکت ترجمه‌ی برخی از آثارش، چهره‌ای شناخته‌شده است. تحلیل آرنت با محوریت توتالیتاریسم و خشونت در این قرن، امروز که این قرن به پایان رسیده و قرن بیست و یکم آغاز شده است، معنایی تازه و به‌روز یافته است. پرونده‌ای که انسان‌شناسی و فرهنگ از این پس برای هانا آرنت خواهد گشود، همچون سایر پرونده‌ها، شامل مطالبی می‌شود که تاکنون به وی اختصاص یافته و همچنین گروهی از  سایت‌های اینترنتی درباره‌ی او آورده‌اند. این پرونده نیز به‌تدریج با نوشته‌های جدید انسان‌شناسی و فرهنگ افزایش خواهد یافت.»
درواقع از متن بالا می‌توان این‌طور استنباط کرد که اگر مطلبی در این زمینه نوشته شده است و در این‌جا از ذکر آن غافل بوده‌اند یا پس از این نوشتار در این حوزه به چشم بخورد، فرصت قرار گفتن در این پرونده را خواهد داشت و این پرونده یک پرونده‌ی مختومه نیست. البته بی‌راه هم نیست که متن، گزارش یا نقدی از قلم افتاده باشد، چراکه هانا آرنت هم از جمله اندیشمندان و نویسندگانی است که به هر دلیلی، مورد اقبال خوانندگان ایرانی قرار گرفته است. شاید معروف‌ترین و نام‌آورترین کتاب او در ایران را بتوان کتاب «درباره‌ی انقلاب» او برشمرد که میان دانشجویان، اندیشمندان و اهل کتاب طرفدار دارد.
در یکی از مقاله‌های این پرونده، با نام «هانا آرنت: فیلسوف خشونت و رنج انسانی» به قلم ناصر فکوهی چنین می‌خوانیم: «هانا آرنت را شاید بتوان از معدود فیلسوفانی دانست که محور اساسی کل آثارش را به گرد خود سامان داده و معنا بخشیده است: خشونت، بی‌رحمی و رنج انسانی در رژیم‌های توتالیتر. آرنت که در دوران پرتلاطم فرو رفتن تدریجی آلمان درون فاشیسم به دنیا ‌آمد، تجربه‌ی دردناک فروپاشی اخلاقی و عقلانی جامعه‌ی فرهیخته‌ی آلمان قرن نوزدهم را به‌مثابه یک یهودی و یک روشنفکر به‌گونه‌ای مضاعف درک می‌کرد و ناچار بود درد تبعید، نخست در فرانسه و سپس در آمریکا و دوری از اساتیدش، ‌هایدگر و یاسپرس را نیز بر آن اندوه بیفزاید. کتاب ارزشمند و بنیادین آرنت با عنوان «مبانی توتالیتاریسم» 1951) که چند سال پس از آن با کتاب‌های متعدد دیگر و از جمله با کتاب «درباره‌ی انقلاب»1963) تکمیل شد، برای او فرصتی بود تا توتالیتاریسم را در دو بعد اساسی آن یعنی فاشیسم هیتلری و کمونیسم استالینی، همچون دو روی یک سکه از نوع جدیدی از تفسیر سیاسی بر قانون طبیعی به تحلیل کشد.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.