و در ادامه‌ی خود

«یک نفر بیرون پنجره
موهایش چسبیده بر آسفالت
نگاهش خیره از قرمز پرچم می‌شود خورشید
از این خیابان به آن خیابان رفتن که شناسنامه نمی‌خواهد
جرأت داشته باشی و
رنگ از رنگت اگر نپرد
با گلوی سوراخ هم می‌شود     حرف‌ها زد.»
«ژاندارک در تهران» یکی از شعرهای مجموعه‌ی «از این شاخه به آن شاخه» است که توسط مهرداد عارفانی بر روی اینترنت قرار گرفته است. کتاب عارفانی، شعرهای او را در فاصله‌ی سال‌های 1379 تا 1389 در خود جای داده است. او خود این شعرها را «شعرهای تبعیدی» می‌نامد و در زیر عنوان کتاب، به این موضوع اشاره کرده است.
عارفانی یکی از شاعران چند رسانه‌ای است. این معنی‌اش این نیست که او شعرهای چندرسانه‌ای می‌نویسد و به‌صورت مولتی‌مدیا از امکان‌های فضای وب استفاده می‌کند، بلکه او تنها از امکان‌های رسانه‌ای مختلف در شکل کلاسیک آن‌ها و امکان‌بودگی پیشین و قابل انتظارشان سود می‌برد تا از کم‌خوانی ِمردم ِفراری از کتاب، به‌سوی کنجکاوی آن‌ها به‌جانب تصویر و فایل‌های شنیداری به گونه‌ای حرکت کند که فقط این امکان‌ها را در شمایل تختشان به کار برد. او در یوتیوب همان شعری را می‌خواند که فایل ام‌پی‌تری آن را برای دانلود گذاشته است و آن فایل هم درست همانی است که می‌توان از روی کتاب خواند یا روی کاغذ نوشت. عارفانی نیز چون بسیاری از شاعرانی که در فضای مجازی زیست کرده‌اند، سعی دارد با تئوری‌پردازی در جمع‌های چندتایی شاعران هم‌رده، به هویت‌سازی و تعیین ساختاری بپردازد که با تکیه بر آن، بتواند حضور خود را دوام بخشد. البته او با تعداد زیادی از این شاعران از آن جهت تفاوت دارد که تئوری را می‌شناسد و به فضای شعر در سطح خود و بنابر دیدگاه شخصی‌اش آشناست.
او هم مانند خیلی‌های دیگر که در شعر دستی دارند و از سویی با تئوری‌پردازی و نقد نیز درگیرند، آن چراکه در تئوری‌پردازی‌هایش می‌گوید و می‌نویسد، به خوبی در شعر خود پیاده نمی‌کند. اگرچه لزومن این دو همیشه در راستای هم حرکت نمی‌کنند، ولی از آن‌جایی که در حوزه‌ی شعری ما جای منتقد به معنای واقعی خود خالی است، این بار را بر دوش خود شاعران می‌گذارند و به این شکل حوزه‌ها مخلوط می‌شود و حتا شاعر اگر نخواهد هم به تئوریسین تبدیل می‌شود. این‌که یک شاعر باید بر قلمروی فعالیت خود مسلط و دانا باشد، هیچ شکی نیست، این‌طور نیست که او به صرف دانایی و کارایی در این حوزه، جدای از اظهار نظر و تولید اندیشه، هموازه بار منتقد را نیز به دوش بکشد. دقیقن به همین دلیل است که وقتی با مهرداد عارفانی و یا شاعران دیگر، در ساحت‌های گوناگون مواجه می‌شویم، معمولن با دو فرد در دو جایگاه و دو رویکرد متفاوت رویارو خواهیم بود. واقعیت این است که گروهی از افراد درگیر در این حوزه، به‌دلیل شیفتگی نسبت به شاعرانگی، بیشتر به‌جانب شعر می‌شتابند تا به عرصه‌ای که بیشتر به آن تعلق دارند. باید دید، کسانی چون مهرداد عارفانی درنهایت با کدام چهره‌شان در ادبیات خواهند ماند و به این گستره غنا خواهند بخشید.
«که از یاد برده‌ام
برای همین هر روز کشته می‌شوم یا زیر چرخ‌های این کامیون
یا روی ریل خوابم می‌برد
یادت هست
سربازانی که از ریل سر خوردند و رفتند و نیامدند
روی سنگ‌دانه‌ها علف شدند؟»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.