ارواح مهربان تبرها

از چندی پیش و با نزدیک شدن به هیاهوی «نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران» آن دسته از ناشرانی که هنوز در چرخه‌ی انتشار مانده‌اند، در تکاپوی مهیا شدن و تدارک هرچه بهتر برای حضور در این رویداد هستند. رویدادی که مکان اتفاق آن «مصلای تهران» است، خیل عظیمی از ناشران شناسنامه‌دار در آن حضور ندارند و بسیاری از کتاب‌ها یا توقیف شده‌اند و یا نویسندگان ایشان اجازه‌ی کار ندارند یا کارهایشان در ارشاد سال‌ها گرفتار ممیزی است، نمایشگاهی که با توجه به شرایط حاکم بر اجتماع و حوزه‌ی کتاب و کتابخوانی، منطق برپایی هر ساله‌ی آن جای سوال دارد و هر سال که از کنار آن می‌گذریم و گذرا نگاهی به آن می‌اندازیم، بیشتر به عروسک‌گردانی و بازی سایه‌ها می‌ماند تا یک رویداد فرهنگی. این گونه است که دست‌های در کار تهیه و تدارک این بازی پر هزینه را نمی‌توان درک کرد و به منطق رفتاری ایشان پی برد.
با وجود مساله‌دار شدن نویسنده‌ها، مهاجرت و یا خاموشی آن‌ها و با وجود فشارهای فراوان وزارت ارشاد جهت تعیین تکلیف برای مختصات نشر و بازار کتاب، افزایش هزینه‌ی کاغذ و سایر موارد دارای اهمیت در نشر، تعطیلی یا تهدید به بسته شدن گروهی از نشرها توسط ارشاد اسلامی، پایین آمدن سطح مطالعه و قدرت خرید قشر کتابخوان و بسیاری موارد دیگر که چون هزارتویی در این شرایط تاسف‌بار در هم تنیده‌اند و از هم متمایز نیستند، اگرچه گروهی همیشه و در هر موقعیتی معتقد به این هستند که حضور و واکنش به شرایط بهتر از غیاب و انفعال است، ولی پرسش چرایی چنین رفتارهای فرهنگی‌ای را پررنگ‌تر می‌کند و از آن مهم‌تر اشتیاق و تکاپوی گروهی از افراد دخیل در این حوزه را به ابهام می‌کشاند.
درهرحال، جدای از تمامی این موارد حتا اگر ایران – به فرض محال – به مکانی آزاد برای نشر و پخش نوشتار و آن‌چه در قامت کتاب می‌گنجد نیز تبدیل می‌شد، باز هم این پرسش جای بیان داشت که چرا حواشی را بر اصل ارجح می‌داریم و هنوز بر شکل‌های کلاسیک پای می‌فشاریم؟ هدف از در نظر گرفتن امکان‌های جدید و کارآمد در حوزه‌ی کتاب و نوشتار، کنار گذاشتن شیوه‌های پیشینی نیست، بلکه شیوه‌های گوناگون می‌توانند به حسب کارایی و موارد نیاز، استفاده شوند و در کنار هم بهترین کیفیت را در حوزه‌ی کتاب به دست دهند.
واقعیت این است که از یک سو با توجه به رشد و توسعه‌ی فضای سایبری و از سوی دیگر فشارها و محدودیت‌های نشر در ایران، پراکندگی جغرافیایی نویسندگان و پدیدآورندگان و همین‌طور خوانندگان کتاب، و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها اندیشیدن به راه‌های کم‌هزینه‌تر از طرفی و از طرفی دیگر به کار بردن شیوه‌های تازه‌تر به‌منظور آسیب‌رسانی کم‌تر به محیط زیست با تولید کم‌تر کاغذ از چوب می‌توان به گزینه‌های کم‌هیاهوتر، مناسب‌تر و سالم‌تری رسید تا کتاب با بهترین شرایط ممکن تولید، نشر و پخش شود. مراوده میان تمامی افراد دخیل در این حوزه، به راحتی صورت گیرد.
 
 
بسیار خام‌اندیشانه است اگر تصور کنیم «نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران» یا هر نمایشگاه دیگری با این شیوه‌ی عملکرد و چشم‌انداز اهداف بتواند در مسیر کمک به فرهنگ، ادب و صنعت کتاب حرکت کند. بنابراین، با ساختار غامض و درهم‌پیچیده‌ای که در حال حاضر در کشور خود داریم، نمی‌توان انتظار برپایی نمایشگاه کتابی با مشخصه‌های یک نمایشگاه استاندارد را داشت، ولی می‌توان – چنان‌که خواهیم گفت – از ابزارهای موجود برای حرکت‌های موازی و کارآمد در این حوزه بهره جست.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.