گام‌های یک مسیر / بخش دوم

مادامی که فرآیند کتابخوانی را منحصر به خواندن کتاب بدانیم و این انحصار را در لحظه­ی اتفاق آن، بررسی کنیم، نمی­توانیم به نتیجه­ی درخوری از این فرآیند دست یابیم حتا اگر نتیجه­ی مورد نظر، خواندن برای خواندن و یا خواندن برای لذت بردن و گذران وقت باشد. واقعیت این است که این روند نیاز به پیوستارهایی دارد که باید آن­ها را در شمار آورد تا بتوان به نتیجه­ی مطلوب امیدوار بود. این پیوستارها می­توانند شامل فن­های کتابخوانی، گزینش موضوع و دسته­بندی کتاب­های دارای اهمیت در آن رده، برنامه­ریزی زمانی و موارد دیگری از این دست باشند تا بتوان از این رهگذر، یک فرآیند ایده­آل را به وجود آورد. این فرآیند احتیاج به یادگیری و بهره­گیری از راهکارها و آموزش­هایی دارد که لازمه­ی آن، توجه به خواست و علاقه­مندی و همین­طور لذت خواندن است. مادامی که لذت و جذبه از این فرآیند غایب باشند، نمی­توان انتظار یک چرخه­ی کامل را داشت.
در بخش پیشین به فوریت و اهمیت مجموعه­ی در دسترس خواننده­ی کتاب اشاره شد. این مجموعه لزومن بنا نیست تا در کتابخانه­ی ایشان به چشم بیاید ولی می­توان کتابخانه­ای را متصور شد که مجموعه­ی خوانده­های ایشان را به­صورت مثالی در خود جای داده است به عبارتی فرد می­تواند با رجوع به تاریخچه­ی خواندنی­های خود یک محتوای فرضی را در ذهن بیاورد و به تحلیل محتوایی کتابخانه­ی مثالی بپردازد. آن­گاه برای اشاره به اهمیت این موضوع، به داده­های اطلاعاتی­ای اشاره شد که در دسترس کودکان قرار می­گیرد. این داده­ها تا به آن­جا مهم هستند که حتا مقوله­هایی که زیر عنوان سرگرمی برای کودکان برشمرده می­شوند هم ضرورت توجه دارند. تا زمانی که ما نتوانیم برای کودکانمان یک مسیر منظم و طرح­ریزی­شده­ای را البته بر پایه­ی علاقه­مندی کودک برنامه­ریزی کنیم، نمی­توان امید بست که هر میزانی از مطالعه یا دریافت داده­های اطلاعاتی و علمی در رشد کودک یاری رساند. طراحی مسیر برای مطالعه­ی کودک به این معنی نیست که او را به راه ویژه­ای از اندیشیدن یا تحکیم جهان­بینی خاصی هدایت کنیم یا این­که تلاش کنیم تجربه و تفکر زیستی خود را به او انتقال دهیم بلکه به این معنی است که در جهت علاقه­مندی و تمایل او به کودک یاری رسانیم تا بتواند مهارت­های لازم برای کتابخوانی را فرا گیرد.
وقتی با دوران کودکی ِگروهی از مشاهیر چون چارلز داروین، ویرجنیا وولف و آرتور رمبو یا صائب تبریزی آشنا می­شویم، یک نکته­ی اساسی وجود دارد که ایشان را شتاب­ناک­تر از دیگران به پیش رانده است و آن در دسترس بودن یک کتابخانه­ی تقریبن جامع در کودکی­شان است. یک کتابخانه­ی جامع که علاوه بر دارا بودن کتاب­های پایه در هر زمینه­ای، بتواند چنان­چه فرد کشش ویژه­ای به موضوع یا علم خاصی دارد، نیاز او را در سطح­های ابتدایی مرتفع کند. داشتن یک کتابخانه با این شرایط در یک خانه­ی متعلق به یک خانواده­ی متوسط کار دشواری نیست حتا اگر انتظار نرود که کتابخانه­ی مکمل ِکتاب­های پایه، در خانه وجود داشته باشد، حضور یک کتابخانه­ی ابتدایی با کتاب­های پایه و ضروری امر محتملی است که تهیه­ی آن ساده­تر از فراهم کردن بسیاری از مواردی است که حتا برای یک خانواده­ی ثروتمند هم ضرورت ندارد ولی می­توان آن­ها را در خانه­های استیجاری هم جست و جو کرد. در هر حال، این­که یک کتابخانه­ی کوچک در کنج یک خانه­ی معمولی بدون توجه به کتابخانه­ی مکمل باید چه خصوصیاتی داشته باشد، بحثی است که در جستارهای بعدی مورد توجه قرار خواهد گرفت ولی در عین حال در همین­جا باید دوباره بر این نکته تاکید کرد که حتا حضور نمادین و تزیینی کتاب و کتابخانه در خانه هم می­تواند در رشد کودک و علاقه­مندی او به این مهم اثرگذار باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.