گام‌های یک مسیر / بخش نخست

اهمیت خواندن کتاب در هر دوره­ای از زندگی در جای خود باقی است ولی این مهم، پیوست­های با اهمیتی را در کنار خود دارد که بدون در نظر گرفتن آن­ها کم­تر می­توان به بهترین نحو از خواندن کتاب بهره برد. این­که کتاب خوانده شود مقوله­ی جدایی است از این­که چه فردی چه کتاب­هایی را در چه بازه­ای از زمان و به چه ترتیبی می­خواند به عبارت دیگر، کتابخوانی فن­هایی دارد که اگر به آن فنون مجهز نباشیم نمی­توانیم به بهره­مندی مطلوب از خوانده­هایمان دست یابیم. همچنین مقوله­ی فن­های کتابخوانی هم با حوزه­ی بازیابی داده­های پیرامون آن تفاوت دارد به گونه­ای که حتا اگر شما داده­های اطلاعاتی منتج از فرآیند کتابخوانی را داشته باشید، باید توانایی بایگانی، پردازش و بازیابی و استفاده از آن­ها هم مورد توجه قرار گیرد تا بتوان یک فرآیند ایده­آل را به وجود آورد. این فرآیند احتیاج به یادگیری و بهره­گیری از راهکارها و آموزش­هایی دارد که لازمه­ی آن، توجه به خواست و علاقه­مندی و همین­طور لذت خواندن است. مادامی که لذت و جذبه از این فرآیند غایب باشند، نمی­توان انتظار یک چرخه­ی کامل را داشت.
یکی از موارد دارای اهمیت در نزد کتاب­خوان­های حرفه­ای، مجموعه­ای است که فراهم می­آورند. این مجموعه لزومن بنا نیست تا در کتابخانه­ی ایشان به چشم بیاید ولی می­توان کتابخانه­ای را متصور شد که مجموعه­ی خوانده­های ایشان را به­صورت مثالی در خود جای داده است به عبارتی فرد می­تواند با رجوع به تاریخچه­ی خواندنی­های خود یک محتوای فرضی را در ذهن بیاورد و به تحلیل محتوایی کتابخانه­ی مثالی بپردازد. آن­گاه چند موضوع آشکار می­شود. نخست این­که فرد تا به چه اندازه در یک خط سیر منطقی و هدفمند برای دریافت، پرداخت و پرتاب داده­های اطلاعاتی خود حرکت کرده و این حرکت تا به چه اندازه در مسیر میل و طلب او قرار داشته است. برای نمونه فردی که علاقه­مند به مطالعه­ی فلسفی است و از این مطالعه هدف خاصی را برای مثال برای دستیابی به اطلاعات در زمینه­ی پدیدارشناسی دنبال می­کند، خوانده­های او تا به چه اندازه معطوف به این میل و هدف بوده­اند و این مهم به چه میزان در یک پیکره­بندی تاریخ­مند قرار داشته است یا مثلن فردی که علاقه­مند به مطالعه در حوزه­ی بینا رشته­ای فلسفه­ی علم است یا دوست دارد تا در حوزه­ی هنر بدوی اطلاعاتی کسب کند، آیا می­داند چه مسیری را باید طی کند و چه کتابشناسی­ای برای او مناسب است و آیا می­تواند این مسیر را طی کند؟
واقعیت این است که کتابخوانی بیشتر از آن­چه تصور شود یک مهارت است و نیاز به آگاهی، آموزش و دقت فراوان دارد حتا اگر خواندن کتاب برای فرد تنها جنبه­ی فراغت و سرگرمی هم داشته باشد، برای او مفیدتر خواهد بود که این مسیر را با برنامه­ریزی دنبال کند چراکه حتا اگر کتابخانه­ی فرضی در حوزه­ی سرگرمی هم از منطق مفروضی برخوردار باشد، می­توان انتظار داشت که رسیدن به هدف پیش­بینی­شده محتمل­تر است برای نمونه اگر فرد در ساعت­های فراغت خود مایل باشد به مطالعه­ی تاریخ کشورها بپردازد یا فرد مورد نظر علاقه­مند به خواندن زندگی­نامه­های افراد مشهور است، باز هم بهره­گیری از یک برنامه­ی مطالعاتی می­تواند سرگرمی دلپذیرتری را به ارمغان بیاورد هرچند که تصور بر این باشد که خواندن این کتاب­ها فقط برای گذران اوقات فراغت است. این موضوع وقتی اهمیت بالاتری پیدا می­کند که به داده­های اطلاعاتی­ای فکر کنیم که هر کودک در مسیر رشد خود از آن­ها بهره­مند می­شود آن هنگام است که درخواهیم یافت که حتا مطالعه­ی کودک صرفن برای مشغولیت و سرگرمی هم دارای اهمیت است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.