سرایت عرفان

«تو
با صورتی که گودال
آن را شبیه دیواری سوراخ
برجی عمیق کرده باشد
– پستان شور زمان در لب‌های مکان –
– و –
افتادن ستاره – –
نمی‌گذاری وحشت پا بگیرد
وقتی که نیش ساعت، حشوت را می‌گزید
– در زاویه؟ –
– شکاف داغ سه –
رعایت میعاد را نکرد
و بارها خیانت در شکل ابر
تکرار – می‌تواند با؟ – شد
اما انبوه برق
از قارچ‌های لرزان
تابیدن سایه‌های زین. ]»
محمدحسن نجفی، درست در مرز میان دهه‌ی موسوم به دهه‌ی هفتاد شعر فارسی و دهه‌ی پس از آن، دفتر شعر مصور خود را به کوشش نشر «تهران‌ صدا» منتشر کرد. «تشنگی از وسط» که در بیست و دو سالگی شاعر سطرهایش به کتاب‌های شعر فارسی افزوده شد، خارج از رفت و برگشت‌های مشهود میان تئوری‌های جدید و منطق کلامی کهن، خود را به‌عنوان شعری دارای تفاوت و پیشنهاددهنده معرفی کرد و شاعر خود را به‌عنوان نویسنده‌ی جوانی شناساند که دغدغه‌های شاعرانه‌اش در حوزه‌های متفاوت و مختلف به هم می‌پیوندند. او که تا به همین امروز در کار و تئوری صادره از خود، به زبان و کیفیت‌های آن اصالت می‌داده است، صرفن شعر خود را در این بند گرفتار نمی‌یابد بلکه اگر بخواهیم بنا بر قیاس پیشین به آن بپردازیم، گاهی در قامت شطح، زبان را در ورای تکنیک به بازی می‌کشد حتا اگر در همه‌جا موفق نباشد.
محمدحسن نجفی ورود شاعرانه‌ی خود را به ساحت حرفه‌ای، در پایان دوره‌ای با نمود کتاب تثبیت می‌کند که حضور و گسترش تکنیک و فلسفه در شعر فارسی، مصرانه به حرکت در سطح خود ادامه می‌دهد و اگرچه شاعرانی یافت می‌شوند که از این رهگذر، به سلامت گذشته باشند و هر آن‌چه در خدمت شعربودگی هست را در شاعرانگی خود ته‌نشین کرده باشند ولی شمار شاعرانی که چنین رویه‌ای را نیز در پیش نمی‌گیرند کم نیست. محمدحسن نجفی در این شرایط و درحالی‌که دهه‌ی پر افت و خیز هفتاد رو به پایان می‌گذاشت در راستایی حرکت کرد که شاید یکی از پیشنهادهای قابل بررسی برای ادامه‌ی شعر فارسی را به میان آورد. حالا او پس از گذشت شش سال از نشر کتاب نخستش، شعر بلند «عقل دور» را با رویکردی تجربی نسبت به ظرفیت‌ها و امکان‌های زبانی، به خواننده‌ی شعر فارسی ارایه می‌کند. در جای‌جای این شعر بلند، تلاش او برای بیرون کشیدن پتانسیل‌های خفته‌ی زبان نمایان است گویی با گشایش این امکان‌ها در نوشتار این شعر، می‌توان به متبین شدن آن‌چه «زبان دیگر» است دست یافت. در هر حال نجفی با حضور کتاب‌ها و نوشتارش و با زیست هر روزه‌ی شاعرانه‌اش، نمی‌تواند در تاریخ ادبیات معاصر به چشم نیاید، نمی‌توان «تشنگی از وسط» را ندید و نمی‌شود پیشنهادهای رفتاری زبان را در آن کتاب و در نوشتارهای بعدی شاعر نادیده گرفت.
«به پنجره شکستن دارد.
– بی بر نیست.
بر می‌دارد -.
بودش اگرچه تکرار است.
است‌اش تکه‌تکه.
بوی قفس تمام زبان‌اش را –
از دامن دانستن.
به ازدحام ندانستن
به سمت ساعت
– تبادر .سوزان معنا.
هذیان دقیق رعنا.
گیسو کمند.
صدف دندان.
ابرو کمان.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.