نام از آنِ چه‌کسی است؟

«شاهدبازی در ادبیات فارسی» از جسورانهترین آثار تحقیقی و چاپی در تاریخ ادبیات پس از انقلاب ایران به شمار می آید که موضوع مجهولی برای بسیاری از مخاطبان عام را پیش می‌کشد. نفرت کوری که رژیم جنسی نسبت به این کتاب پیرامون همجنسگرایی و گونه‌های دیگر گرایشی غیر متداول، از خود نشان داد، بیش از هرگونه سویه‌ی هوموفوبیکی نشان از تمایل این جماعت به پنهان کردن خود دارد. هرچند تحقیق شمیسا کم‌سابقه و در خور ستایش است، ولی نباید از نظر دور داشت که این اثر همچنان و همیشه نیاز به نقادی و پرسشگری دارد چراکه شمیسا هم در چنبره‌ی هوموفوبیای سیاسی‌ای که حامیان رژیم جنسی از آن حفاظت میکنند، قرار دارد. «شاهدبازی در ادبیات فارسی» همان کتابی است که به تالیف دکتر سیروس شمیسا در سال 1381 و توسط انتشارات فردوس منتشر شد و پیش از آن‌که به‌طور کامل وارد بازار کتاب شود، از دسترس خواننده‌ی خود دور نگه داشته شد طوری که تمام نسخه‌های موجود در بازار جمع شدند. این اتفاق نه لزومن به این دلیل که کتاب درباره‌ی بررسی شاهدبازی در ادبیات فارسی است روی داد، بلکه در پستو رفتنش، به‌منظور در محاق بردن بخشی از تاریخ جنسی ایران بود که از اتفاق کم‌تر به گرایش جنسی همجنس‌گرایانه مربوط می‌شد چراکه نویسنده این واژه را در خدمت گرفته است تا شکل‌های مختلف همجنس‌خواهی را در ادبیات نشان دهد که همجنسگرایی یکی از آن‌هاست. نویسنده‌ی این اثر، یکی از نخستین آثار مستقل در مورد تاریخ میل همجنسگرایانه را در زبان فارسی نگاشته است. اگرچه کتاب «شاهدبازی در ادب فارسی» در جهت غنای چنین ادبیاتی است، ولی نبود این پیش‌فرض که میل همجنس‌خواهانه در کنار میل دگرجنس‌خواهانه می‌تواند وجود داشته باشد، باعث می‌شود تا شمیسا به دشواری بیافتد.
شمیسا واژه‌ی شاهد را برای توصیف میل همجنس­گرایانه‌ی ایرانیان از دوره‌ی غزنویان تا عصر حاضر به کار برده است. او این واژه را در خدمت گرفته است تا شکل‌های مختلف همجنس‌خواهی را در ادبیات نشان دهد. همچنین او حجم بیشتر روایت خود را به نخبگان جامعه‌ی ایران در این دوره اختصاص داده است که نظرباز، شاهددوست یا شاهدباز بوده‌اند که البته باید متذکر شد که مرزهای فاعلیت ایشان محدود بوده است. نقد این اثر که از جهت شواهد، غنی به‌نظر می‌رسد و از جنبه‌ی تحلیل، ضعیف و حتا معیوب و به‌شدت هوموفوبیک، می‌تواند راهگشای آثار تحقیقی پس از آن و همین‌طور شناخت این بخش از تاریخ ادبی و جنسی ایران باشد.
نیما شاهد در مقاله‌ی خود با نام «نقد “شاهدبازی در ادبیات فارسی” از موضع دگرباش» چنین می‌آورد که بااین‌حال شاهد با وجود آن‌که به معشوق پسر و به‌طور عمده جوان و نوجوان اطلاق شده است، دایره‌ی معنایی آن به وسعتی که شمیسا به کار برده است نیست. شمیسا ذیل «تاریخ شاهدبازی در ادبیات فارسی» هم از لواط و هم از بچه‌بازی و انواع همجنس‌خواهی که در متون دیده می‌شود، سخن می‌گوید. بنابراین شمیسا واژه‌ای را به همه‌ی تاریخ جنسیت سرایت داده است که ویژه‌ی یک دوره از این تاریخ است. نیما در پایان چنین می‌آورد که شمیسا بر خلاف پیشینیان ادبیات فارسی، از این میل در ادبیات فارسی با صراحت بیشتری سخن گفته است، ولی درهرحال او نیز مقطعی از تاریخ جنسیت‌‌نویسی در ادب فارسی را فرا رویمان می‌نهد که باید از آن عبور کرد؛ مقطعی که هرچند در آن، معنای جنسیت آشکارتر از پیش است، اما هنوز هوموفوبیک می‌نماید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.