بهانه‌ی لازم

«ایده‌ی کتاب حاضر از دل یک بحث طولانی اما بینتیجه پیرامون کمپین یک میلیون امضا و وضعیت کنونی جامعه‌ی ایران پس از 22 خرداد 88 بیرون آمد. بحث بر سر این نکته که ادامه‌ی یک فعالیت اجتماعی، با افق تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان در شرایط حاضر تا چه حد ممکن است؟
در شرایط بحران‌زده‌ای که ما در آن قرار داریم و در روزهایی که نمی‌توانیم حتا آن‌چه در آینده‌ی کوتاه‌مدت در پیش است را گمانه‌زنی کنیم، چه بهتر که با مجموعهای از نگاهها به یک پدیدهی تکین مواجه باشیم. شاید بتوانیم از خلال آنها به تحلیل آنچه واقعن دارد اتفاق میافتد بپردازیم و شاید بتوان بدین واسطه فهمید که “چه باید کرد؟”.»
آنها میگویند که این مجموعه قصد دارد تا بهانه‌ی لازم را برای گشایش درهای گفت‌و گو در مورد مسایل جدیدی که کمپین یک میلیون امضا به‌طور خاص و جنبش زنان به‌طور عام با آن مواجه است را پیش کشد و از این رهگذر، به ضرورت لازم به‌منظور نداوم موجودیت و حرکت جنبش‌های حق‌خواهی زنان بپردازد. کتاب «دوباره از همان خیابان‌ها» در خرداد ماه 1389 توسط وب‌سایت کمپین یک میلیون امضا در دسترس خوانندگان قرار گرفت تا دغدغه‌ی نویسندگان و گردآورندگان کتاب را در مورد سرنوشت جنبش‌های برابری‌خواه زنان پس از خرداد ماه 1388 بیان کند. متن‌های این کتاب حاکی از مشغولیت فکری‌ای است که تجربه‌ی آن را در همه‌ی فعالان عرصه‌های مختلف می‌توان سراغ گرفت، همه‌ی آن‌ها پس از چنین موقعیت آخرالزمانی‌ای، دست به هویت‌یابی و جست‌وجوی راهکارهای دیگری برای حرکت زدند.
ژیلا بنی‌یعقوب که مقاله‌ی «کمپین یک میلیون امضا از شهر تا روستا» در کتاب حاضر از آن اوست، در آغاز متن خود شرحی از چگونگی ایجاد کمپین را می‌آورد. او چنین روایت می‌کند که: «گروه‌هایی از فعالان جنبش زنان در 22 خرداد سال 1385 در میدان هفت‌تیر تهران در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان تجمعی برگزار کردند. این تجمع از سوی پلیس به خشونت کشیده شد و بیش از هفتاد نفر نیز بازداشت شدند. این فعالان زن برای پیگیری اهدافی که در قطع‌نامه‌ی آن تجمع اعلام کرده بودند، تصمیم گرفتند خواسته‌های خود را با شیوه‌هایی متفاوت از تظاهرات خیابانی پیگیری کنند. این بود که پس از بحث و بررسی فراوان با حضور نمایندگانی از طیف‌های مختلف و در جهت تلاش برای تغییر قوانین ناعادلانه و زن‌ستیز در ایران، حرکتی جمعی و هدفمند (کمپین) را در دستور کار خود قرار دادند. این کمپین در واقع تلاش وسیعی برای “جمع‌آوری یک میلیون امضا” از شهروندان ایرانی به‌منظور درخواست تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان در کشور است.»
شاید این بهانه‌ی لازم برای بازنگری هدف‌ها و سویه‌ی رفتاری یک مجموعه، بتواند دید خودانتقادی و تحلیل از درون را در میان اعضا گسترش دهد و هر کدام از اعضا در جهت ترمیم مجموعه، به بازنگری و انتقاد از آن بپردازند، ولی این رویکرد، لزومن تمام آن چیزی نیست که برای حرکت به جلو و ضرورت اتخاذ تصمیم درست و برنامه‌ریزی کارآمد لازم است. به عقیده‌ی هما مداح کمپین هرگز حرکتی «ایستا و صلب» نبوده است. او معتقد است که اگر به‌واسطه‌ی شرایط حاضر، کمپین به تغییر روش تن در داده است، این به معنی تغییر مسیر نیست. هما معتقد است که شرایط موجود پس از انتخابات 1388، شیوه‌های پیشین را از کار انداخته است و باید روش‌مندی متکثرتری را برای راهبرد هدف‌ها پیش کشید. درهرحال هر کدام از نویسندگان در مقاله‌ی خود به دغدغه‌هایشان پیرامون موجودیت و سرنوشت «کمپین یک میلیون امضا» پرداخته‌اند، بی‌آن‌که این نکته‌ی مهم را در نظر بگیرند که پس از خرداد ماه 1388 چنین کمپین‌هایی که رویکردی درون‌ترمیمی بر پایه‌ی بازنگری قوانین دارند، پایه‌ی وجودی خود را از دست داده‌اند، چراکه پایه‌ی احقاق حق، از هستی ساقط شده است و مبارزه برای آزادی حضور به مبارزه برای اثبات حضور فروکاست یافته است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.