ضرورت حضور

این روزها حضور ناشران رسمی که در حوزه‌ی کتاب چاپی فعالیت می‌کنند، در فضای مجازی بیش از پیش به چشم می‌آید و هر روز هم به شمار وب‌سایت‌های نشرهای این‌چنینی افزوده می‌شود. در دینای سایبری می‌توان حضور ایشان را ردیابی کرد که چگونه حضور در این فضا را ضرورت دانسته‌اند. از نشر ققنوس گرفته، تا مرکز و آگه و ماهی و نی و علمی‌فرهنگی و دیگران، هر نشر به فراخور توان و توشه‌اش و بنا بر شیوه‌ی مواجه‌اش با امکان‌های وب و از سویی با توجه به کیفیت استفاده‌اش از این امکان‌ها پایگاهی را در دنیای مجازی سامان داده است که می‌توان با توجه به بضاعت آن پایگاه، رویکرد نشر را نیز نسبت به این ابزار نوظهور یا دیریافته ارزیابی کرد ولی در هر حال فضای مجازی عرصه‌ای است که دیر یا زود استیلای حضورش را می‌قبولاند ولی این‌که این استیلا بر هر یک از حوزه‌های نشر، چگونه ظاهر شود و به چه نحو بازتاب یابد، خود جای کنکاش دارد.
از امکان‌‌های تحت وب می‌توان به گونه‌ای استفاده کرد که صرفن مابه‌ازایی از همان امکان‌های پیشین خارج از وب باشند، گاهی می‌توان از بعضی قابلیت‌های شتاب‌دهنده در این حوزه برای تسهیل فرآید استفاده کرد، گاهی تداخل پاره‌ای از برنامه‌ها موجب می‌شود به‌ناچار وارد فضای زیستی تحت وب بشویم. امروزه با اقبال شبکه‌های اجتماعی تحت وب در میان کاربران، ناشران نیز به این سمت شتافته‌اند تا این امکان حضور برایشان تبدیل به ضرورت وجود شود، گروهی از ناشران با تزریق اندیشه‌ی نسل جوان و عجین با دنیای سایبری، به‌جای بهره‌گیری از المان‌های پیشین در این فضا، به بهره‌گیری از مولفه‌های موجود در این پیوستار پرداخته‌اند به گونه‌ای که این فضا برای نشر ایشان موجودیتی را تعریف کرده است که با حذف فضای سایبری، آن موجودیت دچار نقصان می‌شود به عبارت دیگر، گاهی یک نشر از امکان‌هایی در دنیای مجازی استفاده می‌کند که مابه‌ازای همان امکان‌های پیشین با کیفیت و استاندارد بالاتری هستند برای نمونه، نامه‌نگاری و سفارش کالا از آن جمله‌اند، ولی گاهی یک نشر از امکان‌هایی بهره می‌جوید یا برای خود فضای فعالیتی را تعریف و تولید می‌کند که صرفن در همان نوع زیست، قابلیت بروز و کنش دارد. در هر حال، نشرها به فراخور این‌که به چه میزان آگاهی نسبت به این مقوله رسیده‌اند، از آن برداشت می‌کنند ولی آن‌چه در باره‌ی نشرهای فارسی‌زبان قابل اشاره و طرح است، استفاده‌ی حداقلی و بسیار ابتدایی از امکان‌های فضای سایبری است به‌گونه‌ای که این تصور را ایجاد می‌کند که ناشر مورد نظر به این امر مجبور بوده است.
باید این نکته را همیشه در نظر آورد که پدیده‌های جدید و امکان‌های نوظهور لزومن تکمیل‌کننده و یا نسخه‌ی به‌روزشده‌ی قدیمی‌ها نیستند بلکه با نگاهی وسیع‌تر می‌توان به امکان‌های بهتری دست یافت که لزومن در امتداد راه پیشین قرار ندارند ولی زیست متفاوتی را می‌توانند پیش بکشند. شاید بهترین کار شجاعت در برابر ناشناخته‌ها یا امکان‌های ارزیابی نشده است بدون آن‌که از بررسی منطقی آن‌ها سر باز زنیم. با همه‌ی این احوال، دنیای سایبری امکانی را در اختیار نهاده است که دیگر جزیی از ضرورت‌های ادامه‌ی حیات شده است و در صورت تمایل به زیست و حضور، باید قواعدش را آموخت چه بهتر این‌که از پتانسیل حداکثری آن نیز بهره‌برداری شود. متاسفانه نشرهای ما حتا در همان ساختار پیشنی خود نیز دچار چنان انحتاطی هستند که امید به بهبودشان بسیار ساده‌دلانه است چه برسد به این‌که بخواهیم به موجودیت کنونی ایشان در حوزه‌ای متفاوت دل ببندیم.

مخزن‌های بی‌پایان

امروزه شاید کتاب­های الکترونیکی هنوز با آن سرعتی که در آغاز راه انتظار می‌رفت، در میان اهالی کتاب، جاگیر نشده باشند و شاید برای جا افتادن این کتابخانه‌های صفر و یکی زمان زیادی نیاز باشد، ولی در هر صورت کتاب‌های الکترونیکی آرام‌آرام جایگاه خود را پیدا خواهند کرد و به‌طور حتم تسهیلاتی به­وجود خواهند آمد که می­توانند کتاب‌های الکترونیکی را در رقابت با کتاب‌های چاپی قرار دهند، اما در این میان مساله تنها مساله‌ی کتاب­های الکترونیکی نیست چراکه از سویی کتابخانه­های عظیمی با کتاب­های فراوان چاپی وجود دارد که علاوه بر دربر داشتن نقشی کلیدی در انتقال آگاهی و نمایاندن تاریخ تفکر، افراد زیادی را هم چه به لحاظ شغلی چه با مشغولیت‌های دیگر، به خود مشغول داشته‌اند. آیا با از بین رفتن شکل چاپی کتاب و به­وجود آمدن کتابخانه­های تمام الکترونیک، افراد مختلف در زمینه­ی کتابداری سنتی، جایگاه و شغل خود را از دست خواهند داد؟ آیا کتاب در شمایل کلاسیک خود آن‌قدر برای مخاطبش جذابیت دارد که جای خود را به نسخه‌های دیجیتال ندهد؟ آیا برای حضور یکی لزومی بر نبود دیگری هست؟ پرسش‌های زیادی در این زمینه مطرح است و ابهام‌ها راه را بر هر آینده‌نگری شفاف می‌بندند.
شاید بتوان گفت که از زمان تاسیس اولین کتابخانه‌ها در جهان، کتابدارها به‌خصوص کتابدارهای کتاب‌های مرجع، در مقام قهرمان کتابخانه، نقش ایفا کرده‌اند. زیرا به‌طور کلی، علت وجودی کتابخانه، همواره ارایه­ی اطلاعات به کاربران‌ بوده است و از گذشته تاکنون، خدمت اصلی کتابدار مرجع، فراهم‌ کردن اطلاعاتی است که کاربر به دنبال آن است. واقعیت این است که دنیای تکنولوژ­ی‌های جدید، ماهیت یک‌ تشکیلات اجتماعی را به شکل­های مختلف تغییر تعین می‌دهد و دگرگونی‌های زیادی را به آن وارد می‌کند. در آینده نظام‌های اطلاع‌رسانی با وجود دیجیتالی شدن، شکل جستجوی واقعیت، دیدگاه­ها و همچنین نقش افراد را عوض خواهند کرد. با جا افتادن کتابخانه‌های دیجیتالی، بسته به فرهنگ افراد در استفاده از تکنولوژی‌های جدید، به‌طور حتم نقش افراد هم تغییر خواهد کرد. به‌طور قطع با جاگیر شدن استفاده از این نوع کتاب­های الکترونیکی، سرعت و دقت و همچنین سرعت عمل در استفاده از رایانه، به توانایی­های افراد اضافه خواهد شد و افرادی در زمینه‌ی راهنمایی و مرجع بودن، موفق­تر خواهند شد که بتوانند خود را با این ویژگی­ها تطبیق دهند. از سوی دیگر، با رشد روزافزون کتاب‌های دیجیتال، ابزارهای متناسب در این حوزه هم به‌منظور کاربری بهینه‌تر، به بازار خواهند آمد.
اگر کتابخانه‌ها به مخزن خود بخشی را در حوزه‌ی دیجیتال بیفزایند، می­توان نقش و خدمات کتابدار مرجع را نیز در این‌ محیط­‌های جدید دیجیتالی تعیین کرد و از حضور این قشر باتجربه و آگاه در حوزه‌ی نوظهور و روبه‌رشد نیز بهره برد و با توجه به تجربه و کارایی ایشان، حضور میان‌جی‌گرانه‌ی آن‌ها ‌را به کار بست تا این حرکت پرشتاب نظم گیرد. این افراد با توجه به توانایی­های خود می­توانند به‌مثابه موتورهای جست‌وجویی عمل کنند که در انواع کاوش­ها به جست‌وجوگران یاری برسانند. آن­ها با تبیین قوانین راه­های آسان­تر و در دسترس­تر می­توانند خواننده را در استفاده­ی سریع‌تر از یک کتابخانه­ی دیجیتال، به مقصود خود برسانند و او را در درک بهتر یاری رسانند. درهرحال، ورود تکنولوژی جدید به معنی خروج بخش‌های پیشینی نیست و اگر بتوان در هر حال از هر دو بخش سود جست، نتیجه‌گیری بهتری حاصل می‌شود. شاید در آینده کتاب‌های دیجیتال را نه در پشت مانیتورهای خانگی بلکه با حضور در کتابخانه‌های عظیم و با استفاده از مخزن گسترده‌ی آن‌ها خواند.

کتاب همیشه

ای‌بوک‌ریدر یا کتاب­خوان الکترونیکی، ابزاری برای مطالعه‌ی کتاب‌های الکترونیکی در فرمت‌های مختلف است. این دستگاه نسبت به مانیتور پی‌سی و همچنین لپ‌تاپ، وسیله‌ای کوچک و کم‌حجم و مهربان‌تر با چشم است و صدمه­ی کمتری در زمان استفاده­ی مساوی وارد می‌کند. قابلیت شبیه­سازی در این وسیله­ی کوچک با کاغذ، این امکان را در آن به­وجود آورده است که بتوان ساعت­های طولانی به نمایشگر آن خیره شد و کمتر آزار دید. درواقع با در دست داشتن یک ای‌بوک‌ریدر، ما می­توانیم همه­جا کتابخانه­ی کوچک خودمان را با خود داشته باشیم و از آن استفاده کنیم. این دستگاه کتابخوان با مارک­های متفاوت و به‌تبع آن، با قابلیت­های گونه‌گونی وارد بازار شده است و برندهای مختلف این ابزار، با قابلیت­هایی که هر روز به آن اضافه می‌شود، در حال رقابت دایمی با هم هستند. در مدل‌هایی که دارای نمایشگر لمسی هستند، دقیقن مثل یک کتاب واقعی می‌توانید یک قسمت از متن را علامت‌گذاری یا High Light کنید یا حتا با استفاده از دستخط خود یادداشت بنویسید و یا با استفاده از قلم مخصوص همراه با خود دستگاه. برای سرعت بخشیدن به یادداشت‌نویسی، امکان استفاده از کیبورد مجازی هم وجود دارد. به لطف تکنولوژی لمسی نمایشگر، در بعضی از مدل­ها امکان استفاده از دیکشنری نیز وجود دارد. بااین‌وجود ای‌بوک‌ریدرها هم مانند بسیاری دیگر از ابزارهای مجازی، مشکلات خاص خود را دارند، بعضی از آن‌ها گاهی فونت­هایی را بازخوانی نمی­کنند یا برای استفاده و ذخیره­ی یک کتاب، امکانات ویژه­ای نیاز دارند که نمی­توان به‌سادگی یک کتاب با فرمت پی‌دی‌اف را وارد آن­ها کرد، ولی درهرحال از یک‌سو می توان به این تکنولوژی در حال رشد امید بست و از سوی دیگر، کاستی‌های آن را در مقایسه با گستردگی امکان‌هایش در نظر نیاورد.
بااین‌وجود برای ایرانیان ساکن در کشور، مشکل بزرگ‌تر، نبود نمایندگی مارک­های معروف کتابخوان در سطح داخل کشور است و از سوی دیگر، حضور مارک­های قلابی و قیمت­های نجومی بی‌منطق این معضل را دو ندان می‌کند. کاربری که می­خواهد کتاب­خوان را تهیه کند با هزار ترس و لرز به یکی از این فروشگاه‌ها سر می­زند و حتا اگر کتابخوان مورد نظر خود را بیابد و با وجود قیمت بالا آن را خریداری هم بکند، در صورتی که برای دستگاه مشکلی پیش آید، به‌دلیل عدم وجود نمایندگی، با مشکلات زیادی مواجهه پیدا می‌کند. مساله­ی بعدی در حوزه‌ی نشر الکترونیک و مسایل پیرامونی آن، عدم رسمیت این نوع نشر و نبود چرخه‌ی اقتصادی برای آن است. بازار کتاب‌های الکترونیکی با نقدینگی در چرخش، به‌هیچ‌عنوان وجود ندارد و در نتیجه حوزه‌ی زیست این کتاب‌ها به حوزه‌های سلیقه‌ای محدود می‌شود. از سوی دیگر، نشر الکترونیک و ورود آن به چرخه‌ی حرفه‌ای و اقتصادی، ملزوماتی را طلب می‌کند که در ایران جای خالی آن‌ها احساس می‌شود. خارج از این‌که مردم ایران کتابخوان نیستند، عدم دسترسی آسان به خطوط اینترنتی پرسرعت و غیرمحدود، کیفیت بد کتاب­های عرضه‌شده در بازار نشر الکترونیکی، نبود ای‌کارت‌ها و حساب‌های اعتباری بین‌المللی و نبود ارتباط با حوزه‌های نشر الکترونیک دیگر کشورها همه یاری می‌رسانند تا نشر الکترونیک از پیشروی باز بماند.
حال شما فکر کنید اگر این امکان به‌سادگی در اختیار فرد قرار بگیرد و بتواند هر زمان که اراده کند، کتابی در دسترس خود داشته باشد، چه میزان درصد مطالعه بالاتر خواهد رفت و مهم­تر از آن، تا چه اندازه می‌توان به طبیعت کمک کرد تا دیگر برای تولید یک کتاب و وارد شدنش به بازار نشر و با وجود قیمت­های نجومی، درختان قطع نشوند. ای‌بوک‌ریدرها علاوه بر گشایش درهای جدید به‌سوی چشم‌انداز روشنی از مطالعه، همیشه نیاز ما به نزدیکی به کتاب‌ در فرمت کلاسیک را نیز در نظر می‌گیرند.

گریز از جاگیرشدن

«”ناکجا”، ناشر کتاب‌های فارسی در کشور فرانسه است که با رعایت قوانین کنوانسیون بین‌المللی کپی‌رایت به انتشار کتاب می‌پردازد. مخاطب “ناکجا” در هر نقطه‌ی دنیا که باشد می‌تواند از امکانات این وب‌سایت استفاده نماید. “ناکجا” خود را به اصل بنیادینِ آزادی انتشارات وفادار می‌داند و در این راستا پذیرای هیچ محدودیت ویژه‌ای نیست. یگانه معیار ما در انتخاب آثار، کیفیت آن‌هاست و با هیچ‌‌کدام از معیارهای کاذبی که ممکن است در هر جای دیگر مرسوم باشند سازگار نخواهیم بود. شهرت و سابقه‌ی کاریِ پدیدآورندگان، نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب و انتشار کتاب‌‌ها ندارد؛ انتشارِ آثار باکیفیتِ مولفان و مترجمان جوان و کمتر شناخته شده، یکی از اهداف مهمِ نشر “ناکجا” به شمار می‌آید.»
مدت زمان زیادی از پیوستن «ناکجا» به شمار ناشران اینترنتی نمی‌گذرد، ولی این نشر توانسته است اقبال قابل توجهی در میان اهل کتاب بیابد هرچند هنوز راه زیادی دارد تا ساختار خود را بیابد و نام خود را در میان حرفه‌ای‌ها تثبیت کند. پایگاه اینترنتی این نشر از بخش‌های متنوعی تشکیل شده است که یکی از بخش‌های مهم آن، پرونده‌‌هایی است که برای نویسندگان مختلف ترتیب داده است. این پرونده‌ها مجموعه‌ای از مقالات، یادداشت‌ها، گفت‌وگوها و ویدئوها را دربر می‌گیرند که در رابطه با نویسنده‌ی مورد نظر تهیه می‌شوند و به‌همراه مجموعه‌ی آثار آن نویسنده، در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرند. امکان جست‌وجو و پی‌گیری در این وب‌سایت به نحو مطلوبی در اختیار مخاطب قرار گرفته است، به‌طوری که با جست‌وجوی نام نویسنده یا عنوان کتاب در وب‌سایت ناکجا، به صفحه‌ی ویژه‌ی کتاب مورد نظرتان هدایت خواهید شد. در این صفحه، خلاصه‌‌ی کتاب به اضافه‌ی جمله‌های برگزیده‌ی آن، برای آشنایی بیشتر با فضای کلی اثر، موجود است. همچنین می‌توان با انتخاب گزینه‌های دیگر در این صفحه، اطلاعات بیشتری از قبیل زندگی‌نامه‌ی نویسنده و نقدها و یادداشت‌های مرتبط با کتاب را پیدا کرد. ادعای ناکجا بر این است که تلاش می‌کند تا کتاب‌های خود را با رعایت تمام معیارهای کیفیِ یک کتاب الکترونیک تهیه کند و به دست مخاطب برساند. این نشر، تصریح می‌کند که هدفش معرفیِ کتاب‌های با کیفیت به‌جای فایل‌های اسکن‌شده‌ی غیر استانداردی است که اغلب موجب دلزدگی و عدم رغبت خوانندگان به ادامه‌ی مطالعه‌ی کتاب می‌شوند.
ناکجا محصولات خود را در سه شکل متفاوت عرضه می‌کند: نخست، کتاب الکترونیک که این کتاب‌ها با فرمت‌های pdf و ePub عرضه می‌شوند و برخی از آن‌ها مجهز به قفلِ DRM هستند. دوم کتاب گویا تحت عنوان «خواندن در تاریکی» که به‌صورت کتاب صوتی در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد و سوم کتاب چاپی برای مخاطبانی که در خارج از ایران اقامت دارند، در صورت سفارش، از طریق سیستم پستی بسته‌ی درخواستی فرستاده می‌شود. وب‌سایت این نشر الکترونیکی چشم‌نواز و کاربردی است، به‌گونه‌ای که برای هرکدام از خواسته‌های بازدیدکننده تمهیدی اندیشیده شده است. برای نمونه یکی از پیوندهای این پایگاه، «پرسش‌های متداول» است که با فرض ناآگاهی مخاطب در مورد کتاب الکترونیک، مجموعه پرسش‌هایی طرح شده و پاسخ آن‌ها هم در پی آمده است. همچنین در قسمت سمت چپ و بالای صفحه پیوندی به نام «پرسه» وجود دارد که نام برنامه‌ای از ناکجا ست که هر جمعه از تلویزیون فارسی‌زبان «من و تو» پخش می‌شود و می‌توان در همین پیوند هم بیینده‌ی آن بود.تولد هر یک از نشرهای الکترونیک فارسی‌زبان و نزدیک شدن آن‌ها به استانداردهای این گونه‌ی نشر کتاب، این امید را زنده می‌دارد که نشر کتاب‌های فارسی بتواند راه برون‌رفت خود را بیابد و به‌ویزه ادبیات از شمایل تشریفاتی خود خروج کند تا بتوان میان فارسی‌زبانان پراکنده در جهان به‌منظور رشد ادب فارسی و رهایی از محدودیت‌های کنونی، نزدیکی برقرار کرد.

در حضور هیچ

بیماری‌های ساختاری رخنه‌کرده در یک جامعه، در اندام‌واره‌های آن رسوخ می‌کنند و هیچ عضوی را مصون نمی‌گذارند، گاهی هم بیماری‌هایی هستند که اگر بر یک عضو مستولی شوند، می‌توانند ارکان دیگر را نیز درگیر کنند، از سوی دیگر، گاهی شاکله‌ی یک زیست، دچار نقصانی تکثیرشونده می‌شود چنان‌که تمام اندام‌واره‌ها را مشغول رفتاری هم‌سان می‌سازد به‌طوری که همه‌ی آن‌ها از یک الگوی منتج از زیست کلان پیروی می‌کنند. برای این مورد خاص، می‌توان از اقتصاد زیستی به‌عنوان یک فرمول کلی نام برد که می‌توان تمام مسایل یک اجتماع را در آن گنجاند و به‌واسطه‌ی برخورد موردی و در نظر گرفتن شاخصه‌های هر مورد، دست به تحلیل موقعیت زد و از این رهگذر به برآورد راه‌کار پرداخت. در اجتماعی که اقتصاد زیستی آن، بدون هیچ مازاد تولیدی، بر پایه‌ی توصل به قدرت واسطه‌ها می‌چرخد و هیچ تولیدی برای رسیدن به ارزش افزوده وجود ندارد، این واسطه‌ها هستند که اعتبار می‌یابند و قاعده‌ی زیستی را به‌واسطه‌ی قدرتی که به دست می‌آورند و با توجه به خواست خود تعیین می‌کنند و به دیگران تحمیل می‌کنند. در این گونه‌ی زیستی، هیچ تولید محسوسی در کار نیست و هیچ نمونه‌ی مثال‌زدنی چرخه‌ی اعتباریافته‌ی منجر به محصولی را نمی‌توان مثال زد و به‌جای همه‌ی این‌ها آن‌چه این زیست بیمار را فربه‌تر می‌کند، اختیار عمل دست‌هایی است که کالا را به دست مصرف‌کننده می‌رسانند.
برای روشن شدن موضوع، می‌توان این قاعده‌ی کلی را در مورد زبان و ادبیات فارسی مثال زد. همان زبان و ادبیات فارسی که هر روز بیمارتر از روز پیش، همچنان به حضور و بهبود خود امید دارد، در این بازار ناهم‌گون چندشعبه، بدون این‌که هیچ متولی‌ و صاحب‌نظری داشته باشد، به‌سوی تهی شدن از خود می‌شتابد. کافی است نگاهی به حجم عظیم کتاب‌های ترجمه‌ای انداخته شود که میزان قابل توجه‌ای از آن‌ها برای سرگرمی قشر متوسط جامعه، به‌جهت تفنن و فراغت ایشان در نظر گرفته شد‌ه‌اند، آن‌گاه است که هیات شبحی آشکار می‌شود که هنوز نام زبان فارسی را با خود دارد، بدون این‌که بتوان به آینده‌ی این زبان با توجه به روند تخریبی آن امید بست. اگرچه عوامل این تخریب را صرفن نمی‌توان به واسطه‌های عظیمی چون بنگاه‌های انتشاراتی و مترجمان مربوط دانست، ولی مصرانه این امر قابل پیگیری است که این دو عامل، تاثیر معناداری بر شتاب بی‌امان تخریب بافت زبانی دارند.
در زمانی که تولید، تالیف، تحقیق و پژوهش و موارد دیگر ِغیر واسطه‌ای حضور خود را به ترجمه‌های دست‌چندمی از گستره‌ی محدودی از موضوع و محتوا واگذار کرده‌اند و درحالی‌که هیچ دیدبانی جهت مراقبت از سلامت زبان فارسی، کارکرد بایسته‌ای ندارد و از سویی، هیچ ارتباط منطقی و قابل‌قبولی میان دایره‌ی آگاهی از زبان و به‌کارگیری و مراقبت از آن موجود نیست، تصور ادامه‌ی زیست همراه با سلامت این زبان، بسیار خام‌دستانه و دور از واقعیت می‌نمایاند. حقیقت این است که برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، باید با داده‌های اطلاعاتی به‌دست‌آمده از واقعیت موجود، به تحلیل شرایط پرداخت نه با توهم‌های برساخته‌ی ذهن و تظاهر به فقدان بحران. درهرحال، این سلسله‌ی نوشتاری کوشش می‌کند، به‌طور موضوعی به آسیب‌های موردی زبان فارسی و بسترهای آن‌ها بپردازد، شاید که در این مسیر در برشی خرد، دست‌کم به سویه‌ای خود-انتقادی از وضعیت حاضر رسیده شود و به یاری آن چشم‌انداز، برای فرد در منظر، تعیین مسئولیت گردد.

در حال احتضار

با وجود تسلط زبان و نحو عربی پس از ورود اسلام و با گسترش نفوذ زبان‌های دیگر بهخصوص زبان انگلیسی در دو قرن اخیر، آنچنان زبان فارسی دستخوش تغییر و واسازی شده است که شاید نتوان این آغشتگی زبانی را صرفن یک هم‌نهشتی دانست، بلکه چیزی خارج از این ابعاد روی داده است. اشتباه است که تصور کنیم با تغییر چند لغت و یا افزودن چندین برابرنهاد به مکالمه‌های روزانه، زبان از تصادم، مصون می‌ماند چراکه یک زبان، زمانی دچار آمیختگی و دگردیسی می‌شود که در نحو، تغییر شکل پیدا کند. متاسفانه باید گفت که چنین اتفاقی برای زبان فارسی روی داده است ولی به‌دقت نمی‌توان گفت که تمامی این رویداد، امری نامبارک است به این دلیل که اگر زبانی پویایی و پتانسیل خود را از دست نداده باشد و از دیگر سو، دست‌اندرکاران حوزه‌ی زبان در شاخه‌های تخصصی خود، رفتارهای زبانی را آن‌چنان زیر نظر داشته باشند که نسبت به بهره‌گیری و بازیابی ورودی‌ها و خروجی‌ها حساسیت نشان دهند و دست به فرآوری زنند، زبان در مسیر خود به غنایی بیش از پیش خواهد رسید.
حوزه‌ی نشر و کتاب نیز چون حوزه‌های دیگر، شرایط عمده‌ی جامعه‌ی خود را بازتولید می‌کند به‌این‌ترتیب که این حوزه هم مانند سایر حوزه‌ها، فرآیندی بر پایه‌ی مصرف و وابسته به واسطه‌ها را طی می‌کند. این‌گونه است که کتاب‌هایی در حوزه‌های تحقیقی، تالیفی و هنری آن‌چنان دیگر طرفداری ندارند و در مقابل آن‌ها، آن‌چه بازار را پر کرده است، ترجمه‌ی ادبیات آماده و در دسترس و متوسط کشورهای دیگر است. معادله‌ی بسیار آسان و جامع و مانعی است چراکه در این حوزه هم به‌مانند هر حرفه‌ی دیگری، بقا حرف نخست را می‌زند پس در این شرایط که هیچ کتابی از زیر تیغ سانسور سالم بیرون نمی‌آید و از سویی، زندگی هیچ‌یک از اهالی نوشتن با این حرفه نمی‌گذرد، بازار کم‌خطر همان دخیل شدن در حوزه‌ی ترجمه است.
حال با وجود دانش‌آموختگان زبان‌هایی که زبان فارسی را در حیطه‌ی تخصصی نمی‌دانند و با عنایت به ناشرانی که از فرآیند نشر کتاب فقط جاگیر شدن متن را در ستون‌های چاپی ِشکیل متصور هستند و همچنین حاضر نیستند در کار خود ذره‌ای به‌نفع سلامت زبان کوتاه بیایند، آینده‌ی روشنی را برای زبان فارسی محتضر، نمی‌توان متصور شد. ناشرها به کسب خود می‌پردازند، کتاب‌ها بدون حق کپی‌رایت و حفظ حقوق مولف یا از روی نت برداشته می‌شوند و یا از کتابفروشی‌های سرتاسر جهان خریداری می‌شوند و بعد هم به دست مترجم‌هایی می‌رسند که مجبورند با کم‌ترین رقم پیشنهادی کار کنند و درنهایت کتاب به‌کمک یک صفحه‌بند بسته می‌شود و به بازار کتاب راه می‌یابد. مسلم است که در این مسیر، آن‌چه بی‌اهمیت می‌نماید خود کتاب است. از دیگر سو با حوزه‌ی جدیدی از نشر با نام نشر الکترونیک مواجه هستیم که بسته‌های پیشنهادی متفاوت و گوناگونی را پیش روی مخاطب می‌گذارد. خواننده‌ی کتاب در این مجموعه با کتاب‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شود و انتخاب‌های او بسیار متغیر و گونه‌گون خواهد بود. در این فضا از کتاب‌های قدیمی، کتاب‌های پرخواننده، کتاب‌های کم‌یاب، کتاب‌های غیر قابل چاپ و کتاب‌هایی که فقط زیستشان در حوزه‌ی سایبری متصور است، می‌توان سراغ گرفت، ولی ویژگی اکثر قریب به اتفاق آن‌ها آشفتگی نحو و پریشانی زبان است، درست همان‌چیزی که نشر رسمی هم از آن رنج می‌برد، ولی تفاوت این حوزه در این‌جا ست که شما می‌توانید در یک زمان واحد، هم در نقش پدیدآورنده‌ی کتاب، هم در نقش ناشر و هم در نقش خواننده و نقش‌های دیگر ِدخیل در حوزه‌ی کتاب ظاهر شوید پس هیچ اصلی مبنی‌بر هیچ مسئولیتی، فرد دست‌اندرکار را از هیچ‌گونه اعمال نظری در حوزه‌ی زبان باز نمی‌دارد. به‌همین‌طریق، زبان فارسی در سال‌های اخیر دچار چنان آشقتگی و بی‌سامانی‌ای شده است که نمی‌توان در نظر آورد، ولی شاید پاسخ به این پرسش راهگشا باشد که کدام دست‌‌آویز می‌تواند فصل‌الخطاب باشد و یا اگر فصل‌الخطابی نیست، مرز آزادی در رفتار زبان‌مند کجاست؟

به‌مانند بسته‌ای آزمایشگاهی

سال‌ها از ورود نخستین ماشین چاپ به ایران می‌گذرد، پیش از آن هم چاپ و کتابت به صورت‌های دیگری در این کشور مرسوم بوده است، ولی با نگاهی تحلیلی و از سویه‌ی نحوی به کتاب‌های در دسترس از قرن‌های گوناگون، به‌روشنی می‌توان چند نکته‌ی اساسی پیرامون نسخه‌پردازی و صفحه‌آرایی کتاب‌ها را برجسته یافت. هر کدام از این موارد به‌تنهایی خود محل تحقیق جداگانه‌ای است که البته ضرورت پرداختن به آن، می‌تواند ارایه‌دهنده‌ی راهکارهای بسنده‌ای به‌منظور یک‌دست‌سازی اصول چاپ و نشر کتاب باشد.
حتا با نگاهی گذرا به متن‌های موجود از عصرهای گوناگون، شاهد خواهیم بود که از گذشته تا کنون نسخه‌پردازی و رعایت اصول صفحه‌آرایی آن‌چنان که باید رشد نکرده، بلکه بیشتر دچار دگرگونی و تغییر چیدمان شده است و البته این تغییرها ضرورتن بر پایه‌ی منطق و یا اصل خاصی صورت نگرفته است. نکته‌ی دیگر این است که به‌ویژه در قرن‌های اخیر، ما شیوه‌های سجاوندی و چینش متن‌ها را از کشورهای دیگر و به‌ویژه کشورهای غربی به عاریت گرفته‌ایم. اگرچه این امر موجب به‌سامان شدن شیوه‌های نگارشی و کتاب‌آرایی شده است، ولی هیچ‌گاه گروه متخصصی صرفن به این دلیل حضور نداشته است که توانمندی لازم را جهت انطباق اصول نحوی و صفحه‌آرایی زبان‌های بیگانه با زبان فارسی داشته باشد و آن را برای رسیدن به سلامت زبانی به کار گیرد. به‌این‌ترتیب اتفاقی که روی می‌دهد، ناهماهنگی‌ها و کاستی‌های غیر قابل اجتناب، به‌دلیل عدم انطباق حد اکثری نسخه‌ی وارداتی است. از سوی دیگر و از آن‌جا که بنیاد یا مرجع متمرکزی وظیفه‌ی این کار را بر عهده ندارد، بنابراین هرکس به صلاح‌دید و سلیقه‌ی خود و بنا بر آگاهی و دانش و همین‌طور میزان پایبندی و مسئولیت‌پذیری‌اش نسبت به زبان، اصولی را بر روی متن اعمال می‌کند.
مسلم است که تربیت و به‌کارگیری افراد متخصص و کاردان و همین‌طور به‌روزرسانی دانش ایشان در این مسیر، نیاز به منابع مالی و همین‌طور منابع و اصول آموزشی دارد و همچنین باید در نظر داشت که چنین ساختاری برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت کاربردی و دقیقی را طلب می‌کند که بر پایه‌ی آن نه افراد بلکه یک ساختار نظام‌مند اعمال نفوذ کند. این ساختار لزومن صلب و غیر منعطف نخواهد بود و از سویی زبان‌آوری هنرمندانه و از دیگر سو، حرکت زبانی روزمره و کوچه‌بازاری، می‌تواند زبان را به‌سوی پختگی و صیقل‌یافتگی بکشاند، ولی در هر حال همان‌طور که در هر حوزه‌ای می‌توان به تحلیل رفتار و سنجش راهکار، به‌عنوان گزینه‌ی تولید راهبرد و تحلیل رفتار نگریست، در این حوزه هم، چنین عملکردی اطمینان‌بخش خواهد بود.
اگرچه بسیار خوش‌بینانه است که برای زبان فارسی متداول در ایران، چنین تمهیداتی در نظر گرفته شود، ولی حتا اگر چنین راهکارهایی را هم در نظر بیاوریم، زبان نه در دست متخصصان امر و نه در کتابخانه‌ها و محیط‌های آکادمیک، بلکه در جاهای دیگری و در زیست‌های متفاوت‌تری بیش از گزینه‌های متصور ما رشد می‌کند و خود را به تکثیر و تحول می‌رساند. برای نمونه، با همه‌گیر شدن سرویس‌های سیار مخابراتی و در پی آن، گسترش فرستادن پیام‌های کوتاه یا همان اس‌ام‌اس و پس از آن، با گسترش فزاینده‌ی اینترنت و کارکرد آن و در پی این مهم، رویکرد روزافزون به نوشتار تحت وب، وبلاگ‌نویسی و سایر امکان‌های زبان‌آورانه‌ی این حوزه، آن‌چنان زبان، کارکردش و به‌کارگیری علامت‌های سجاوندی دچار دگردیسی شد که گاهی زیست گونه‌هایی از زیرشاخه‌های زبانی فقط در ساحت دنیای سایبری تعریف پذیرفتند و موجودیت یافتند. در هر حال نمی‌توان زبان را چون بسته‌ای آزمایشگاهی به دست متخصصان و کارشناسان امر رساند و یا چون زیستی کنترل‌شده به هستی‌اش اصرار ورزید، ولی شاید اگر این‌بار به زبان هستی‌یافته در دنیای متبین خود سری کشیدید، با دقت بیشتری به آن‌چه در ما حلول یافته است بنگرید.

چرخه‌ی معیوب

«علی شفیعی، نماینده‌ی مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، از شیوه‌ی صدور مجوز کتاب در وزارت ارشاد انتقاد کرد.به گزارش خبرگزاری مهر، علی شفیعی گفت که “سختگیری”‌های وزارت ارشاد برای صدور مجوز کتاب، زیاد است و باید در این خصوص “یک تجدید نظر اساسی” صورت بگیرد.
در سال‌های اخیر، وزارت ارشاد، ممیزانی را در شهرهایی نظیر مشهد، قم و اصفهان به کار گرفته است تا به‌صورت مستقل، به بررسی کتاب‌های ناشران مستقر در این مناطق و صدور مجوز یا رد کتاب‌های عرضه‌شده از سوی آن‌ها بپردازند.» درحالی نماینده‌ی مجلس خبرگان به انتقاد آشکار از دامنه‌ی سانسور و به‌ویژه سانسور منطقه‌ای پرداخته است که سال‌هاست کتاب‌هایی که غیر قابل چاپ اعلام نمی‌شوند یا پیش از سپردنشان به دست ممیز دست‌اندرکارانشان از صرافت چاپ آن‌ها می‌افتند، در چرخه‌ی سانسور و حذف و تعدیل، به تکه‌پاره‌های بدنی تشریح‌شده بیشتر شباهت دارند. نکته این‌جاست که هر روز دامنه‌ی این سانسور بیشتر و بیشتر می‌شود و علاوه‌بر آن، نام‌های بیشتری در فهرست طردشدگان ارشاد اسلامی قرار می‌گیرند. شاید در نگاه نخست این دامنه‌ی محدودیت‌ها باشد که به چشم می‌آید، ولی واقعیت پنهان، خبر از ترویج زبان شرحه‌شرحه‌ی ناکارآمدی می‌دهد گه به‌جای واژه‌آفرینی، مدام پیچیده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و این گونه است که زبان فارسی هر روز به مجاز و ایهام و کنایه نزدیک‌تر می‌شود و زبان مردم کوچه و بازارش نیز از زبان مکتوب بیرون‌آمده از ارشاد اسلامی وام می‌گیرد و به این شکل، همه‌ی افراد اجتماع مستقیم یا غیر مستقیم توسط دستگاه سانسور به‌سمت مغلق‌گویی و زبان رازگونه هدایت می‌شوند.
با نگاهی به فهرست اقلام ممیزی که ارشاد اسلامی به ناشران و رسانه‌ها ابلاغ می‌کند می‌توان به اوج فاجعه پی برد. باورکردنی نیست که گروهی به کار جراحی چیدمانی در این ساحت بنشینند و حتا ذهن مخاطب خود را نیز قالب‌بندی کنند. واقعیت پررنگ‌تر اما بهایی است که از سویی پدیدآورنده‌ی کتاب و از سوی دیگر مخاطب آن خودخواسته می‌پردازند، آن‌ها بسته‌های فرهنگی پیش‌بینی‌شده را دریافت می‌کنند و ذهن خود را با خواست سانسورچی‌ها تطبیق می‌دهند. شاید ده سال پیش یا پیشتر از آن به‌دلیل امکان‌های محدود ارتباطی، این پرسش به جا نبود و باید به راهکارهایی این‌چنینی بسنده می‌شد، ولی حالا که در این سطح گسترده می‌توان به یاری فضای سایبری، سد سانسور را شکست چرا همچنان به این بازی نابرابر تن داده می‌شود؟
شاید پاسخ به این پرسش پیچیده‌تر از آن باشد که یک یا چند فاکتور را عامل آن دانست، ولی شاید بیش و پیش از هرچیز یک نکته از همه مهم‌تر باشد و آن، اهمیت چرخه‌ی اقتصاد در هر روند آفرینشی و هر جستار از زندگی باشد. واضح است که چرخه‌ای که درآمدزا نباشد، تولید محصول نکند و در روند خود معیوب باشد نمی‌تواند و نباید از آن انتظار داشت که به زیست خود ادامه دهد و رشد و بالندگی داشته باشد. از سویی دیگر باید به طناب نامرئی هدایت و کنترل دستگاه سانسور در هریک از افراد این جامعه اشاره کرد، اکنون می‌توان هر یک از اعضای این اجتماع انسانی را یک دستگاه سانسور مخوف دانست که خودکار عمل می‌کند و نیازی به مدیریت ندارد. این مساله را می‌توان با نگاهی به ادبیات حوزه‌ی اینترنت و فضاهای رسانه‌ای آزاد دریافت، وقتی هنوز سانسورچی درونی در هر فرد وجود دارد و کار خودش را می‌کند، وقتی متن‌هایی که در فضای آزاد و بدون فشار سانسور نوشته می‌شوند هم مدام خود و نویسنده‌ی خود را و در نهایت مخاطب خود را سرگردان و گنگ می‌گذارند چراکه هر نویسنده، هر مخاطب، هر روشنفکر و هر فرد اجتماعی اکنون خود یک سانسورچی بی‌جیره و مواجب است.
اگر این ماشین کنترل از سوی اجتماع تغذیه شود، می‌تواند هر فرد را به ماشین کنترلی تبدیل کند که در دل خود به بازتولید سیستم یاری رساند. این تکثیر به تولید کلونی کمک می‌کند و این کلونی از فردیت چیزی به‌جز شکل متفاوت یک تولید متکثر باقی نمی‌گذارد.

وردهایی که جادوگرند

«به مردگان ترحم نگن هری. برای زنده‌ها و بیشتر از همه برای کسانی که بدون عشق زنده‌اند ترجم کن. با برگشتنت می‌توانی مطمئن شوی که افراد کمتری صدمه ببینند، خانواده‌های کمتری از هم پاشیده شوند. اگر این به اندازه‌ی کافی برایت مهم باشد، آن‌وقت ما باید همین حالا از هم خداحافظی کنیم.»
آن‌گاه که کتابی زندگی نویسنده‌اش را دگرگون می­کند و شکل زیست او را تغییر می‌دهد، آیا می­توان آن را کتابی نامید که تنها با اقبال عمومی مواجه شده است؟ عمومن وقتی در حوزه­ی فرهنگی پدیده­ای وارد مجراهای پول‌سازی می­شود، به‌ویژه ‌در زمینه­ی کتاب و نوشتار، فاکتورهایی جدای از اقبال، آن را وارد این حیطه می­کنند. مجموعه­‌ی کتاب­های «هری­ پاتر» نوشته‌ی «جوان کاتلین رولینگ» از همان دست کتاب‌هایی هستند که روند زندگی خالق خود را چنان تغییر داده‌اند که گویی وردهایشان اثر کرده باشد چراکه با سود تجاری بیش از پانزده‌بیلیون دلار چیزی جز معجزه در خیال نمی‌گنجد، ولی این بار اعجاز قلم رولینگ بود که کار خودش را کرد.
نخستین کتاب از این مجموعه در سال 1997 پس از این‌که توسط هشت ناشر رد شد، توسط انتشارات «بلومزبری» پذیرفته شد و به چاپ رسید درحالی‌که تنها 2500 پوند به‌عنوان پیش‌پرداخت جلد نخست به رولینگ پرداخت شد. ناشران اصلی و اولیه از کتابسرای «بلومزبری» در انگلستان و انتشارات «اسکولاستیک» در ایالات متحده هستند، اگرچه کتاب از آن زمان به‌بعد توسط بسیاری از ناشران در سراسر جهان منتشر شده است.
کتاب‌ها داستان زندگی نوجوان یازده‌ساله­ای را روایت می‌کنند که از جادوگر بودن خود آگاهی می‌یابد و از آن پس زندگی­اش دست‌خوش دگرگونی‌هایی باورنکردنی می­شود. او رویدادهای خوش و ناخوش و اغلب شگفت‌آوری را در مدرسه­ی جادوگری «هاگوارتز» با دو تن از دوستانش به نام‌های رونالد ویزلی و هرمانی گرنجر تجربه می­کند.
زمانی‌که نخستین مجموعه­ی هری پاتر منتشر شد، کمتر کسی فکر می­کرد، این مجموعه تبدیل به یک فرهنگ در بین علاقه‌مندانش شود. در دنیای امروز که ادبیات فانتزی گاهی ما را به یاد کارخانه­های سری‌دوزی تولید و پخش می‌اندازد، این کتاب با نوآوری و خلاقیت توانست جایگاه مرتفعی برای خود دست و پا کند. واقعیت این است که نخستین کتاب­های این مجموعه زمانی در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت که بسیاری از روزنامه­ها و مجله‌های مختلف، نوع نگاه هوشمندانه و پر از خلاقیت و نوآورانه‌ی رولینگ را ستایش کردند و عبارت‌های بی‌شماری در ستایش او نوشته شد، ولی از کتاب پنجم به‌بعد، دیگر منتقدان آن‌چنان که باید به این کتاب­ها توجه نکردند و حتا نقدهای تند و تیزی هم در رابطه با این مجموعه­ها صورت گرفت، بااین‌وجود تا آن زمان، هری پاتر چنان در دل دوستداران و شیفتگانش لانه کرده بود که همه فقط و فقط بی­صبرانه جلدهای دیگر این مجموعه را انتظار می‌کشیدند و کمتر کسی به نقدها تمایل نشان می‌داد و آن‌ها را پیگیری می‌کرد تا براساس آن­ها برای ادامه­ی مجموعه تصمیم بگیرد.
بی­شک به تصویر کشیدن این مجموعه­ی فانتزی – حماسی، کار سختی بوده است. درست است که این کتاب از زمانی که با اقبال گسترده روبه­رو شد، برای این­که سلیقه‌ی تمام مخاطبان خود را در نظر بگیرد و اعمال کند، دچار کاستی­های فراوانی شد (که این مساله به‌خصوص در کتاب هفتم به‌شدت نمود دارد)، ولی جی. کی. رولینگ غیرممکنی را در دنیای ادبیات ممکن کرد و لذتی وصف‌ناشدنی را به طرفداران این مجموعه هدیه داد که می‌تواند ضعف‌ها را بپوشاند. این کتاب­ها علاوه‌بر رویدادها و فانتزی­های دور از ذهن واقعیت‌­پندار، به بررسی لحظه‌های زندگی سه نوجوان می­پردازند که با بزرگ شدن و وارد شدن به دنیای بزرگ‌سالان، مشکلات و مصایب خاص خود را دارند، آن­ها با احساسات، تفکرات و عقاید خود مانند سه نوجوان در دنیای معمولی با زندگی پیش روی خود دست و پنجه نرم می­کنند، شاید به‌خاطر همین است که این‌قدر این شخصیت‌ها و دنیایشان برای نوجوان‌ها ملموس و باورکردنی هستند.
جی. کی. رولینگ درباره­ی این مجموعه می­گوید: «من از سن شش‌سالگی تقریبن به‌طور مستمر چیزهایی می‌نوشتم، ولی هرگز علاقه‌ای آن‌چنانی به خلق یک ایده نداشتم. در خلال چهار ساعت تاخیر قطار، به‌سادگی نشستم و به فکر فرو رفتم، همه‌ی جزییات در ذهنم شکل گرفتند، تصویر پسرکی لاغر و نحیف، با موهای پرکلاغی که عینکی به چشم دارد و هیچ نمی‌داند که یک جادوگر است، برای من بیشتر و بیشتر، شکل واقعیت به خود می‌گرفت.»
واقعیت اما در جایی دیگر به جادوی خانم نویسنده نزدیک می‌شود، درست وقتی‌که کودکان و نوجوانان زیادی را به‌سوی خواندن و مطالعه می‌کشاند و نسلی کتابخوان را با خاطره‌ای جدانشدنی از روزهای کودکی پرورش می‌دهد.

دریابیدن نایاب‌ها

«با عرض ادب خدمت شما بازدیدکننده‌ی گرامی
کارا کتاب اولین فروشگاه و تنها سایت تخصصی خرید و فروش کتب قدیمی و نایاب و نشریات قبل از سال 57 می‌باشد. این سایت با مجموعه‌ای بی‌نظیر از کتب خطی، اسناد قاجاری، عکس‌های قدیمی، چاپ سنگی و 10000 شماره‌ی مجله و 5000 عنوان کتاب نایاب در خدمت‌گذاری برای پژوهشگران و محققین. دانشجویان و اساتید و دوستداران کتاب می‌کوشد. در این راستا، به‌ کمک، معرفی، نقد و پیشنهادهای شما بزرگان نیازمندیم. آرشیو کارا کتاب شامل مجموعه‌ای از کتب نایاب نویسندگان بزرگ جهان، کتب نفیس و ارزنده‌ی چاپ‌نشده و مجلات قدیمی است. لازم به ذکر چند مساله هستیم که این سایت صرفن از کتبی استفاده می‌کند که سندیت و اعتبار تاریخی داشته و مطابق ادب، اخلاق و آن‌چه که در راستای اعتلای فرهنگ، دانش و فکر درست است.»
متنی که در پیش از آن سخن رفت، در قسمت «درباره‌ی ما و طرح کار» پایگاه اینترنتی کارا کتاب آمده بود که در ادامه هم توضیحاتی پیرامون نحوه‌ی کار و خدمات خود داده است. موجودی کتاب‌های این سایت در حدود پنج‌هزار جلد کتاب است و این مجموعه‌ی کتاب‌های نایاب، شامل کتاب‌های ممنوعه و یا کتاب‌های خارج از دایره‌ی مرسوم ارشاد اسلامی نمی‌شود با این وجود، این پایگاه در خود مجموعه‌ی قابل توجهی از کتاب‌های قدیمی و نایاب، مجله‌های قدیمی، عکس‌ها، کتاب‌های نفیس، نسخه‌های خطی و چاپ سنگی و همچنین صفحه‌های گرام را دربر می‌گیرد و از سوی دیگر، با خرید کتابخانه یا بخشی از کتاب‌های قدیمی شما که با مقررات وب‌سایت سازگار است، شما را به‌طور رایگان، در جمعه‌بازار شرکت می‌دهد.
راه‌های دستیابی به محصولات مورد نظر و ارتباط با این سایت، متعدد است که در قسمت «تماس با ما» آمده است. شما می‌توانید با کارا کتاب از طریق آدرس پستی، پست الکترونیکی، تلفن ثابت و تلفن همراه ارتباط بگیرید و یا اگر مایل باشید، با عضویت در وب‌سایت این مجموعه، آگاهی بیشتری در این زمینه کسب کنید و از خدمات دیگر این پایگاه نیز بهره‌مند شوید.شاید پایگاه‌هایی چون کارا کتاب طبق آن‌چه خود مدعی می‌شوند، تمامی بازار کتاب‌های نایاب را پوشش ندهند و به مرزها و حدود خود پایبند باشند و طبق آن‌ها به ارایه‌ی خدمات بپردازند، ولی پایگاه‌هایی از این دست می‌توانند دسترسی آسان‌تری را برای رسیدن به کتاب‌هایی که می‌خواهیم ولی به دلایل متفاوتی در بازار نیستند فراهم آورند. دلایل متعددی، دسترسی فرد را به کتاب مورد نظرش دچار مشکل می‌کند که پایگاه‌هایی چون کارا کتاب تعدادی از این موانع را رفع می‌کنند و فاصله‌ی بین کتاب و اهل کتاب را کمتر کرده و دسترسی را آسان‌تر می‌کنند.