مامان یک تخم گذاشت

«مامان گفت: می‌شه بذر بچه‌ها رو تو گلخونه کاشت تا بعد از مدتی بزرگ و بزرگتر بشن.
یک راه دیگه هم اینه که اون‌ها رو مثل خمیر یکی‌یکی از تیوپ بیرون انداخت.
بعضی‌وقت‌ها هم دایناسورها برای بابا و مامان‌ها بچه میارن.
مامان گفت: گاهی هم می‌شه اون‌ها رو مثل نان زنجبیلی پخت.
بابا گفت: بعضی‌وقت‌ها هم مامان یک تخم روی مبل می‌گذاره و روی اون می‌خوابه.»
این روزها آرش حسینیان در حوزه‌ی ادبیات کودک آن هم در فضای مجازی بسیار فعال است. به نظر می‌رسد که او کتاب‌هایش را بر پایه‌ی منطق ذهنی خاصی انتخاب می‌کند و این‌طور نیست که هر کتابی که به دستش برسد یا حد اقلی از استانداردها را داشته باشد به فارسی برگرداند. «مامان یک تخم گذاشت» نوشته‌ی بابت کول با برگردان فارسی آرش حسینیان در سال 1391 اولین حضور خود را در زبان فارسی به همت نشر الکترونیکی پاد تجربه کرد. این کتاب هم مانند تعدادی از کتاب‌های حسینیان به امیرحسین آریان‌پور تقدیم شده است و در هجده صفحه بر روی فضای مجازی قرار می‌گیرد با این امید که به دست کودکی برسد و پیش از آن والدین او کتاب را به دست آورند و حال آن‌که چه تمهیدی برای دستیابی این گروه سنی به کتاب‌های خود از طریق وب وجود دارد گزینه‌ی خاصی در دسترس نیست. از این‌ها که بگذریم و دوباره به متن کتاب و البته تصویرهای آن باز گردیم، با یک انتخاب خوب مواجه می‌شویم که یادآور کتاب «بچه‌ها از کجا می‌آیند» است با این تفاوت که کتاب حاضر بیشتر مناسب خردسالان است.
تلاش آرش حسینیان برای راه‌یابی و گسترش ادبیات کودک در فضای نت و شاید خارج از آن ستودنی است. حسینیان چند بی‌دقتی و اشتباه در کار خود دارد که می‌توان در کتاب‌های دیگر او هم سراغ گرفت. یکی از این بی‌دقتی‌های او، جدی نگرفتن نحو و ساختار جمله است. این به این معنی نیست که آرش نحو را نمی‌شناسد بلکه جمله‌های او حاکی از مساله‌ی دیگری است. او فقط و فقط به‌راحتی سهل‌انگاری می‌کند و زمان کافی را برای بازخوانی و تصحیح متن نمی‌گذارد. «مامان یک تخم گاشت» از اتفاق همان کتابی است که والدین و بزرگترهای دیگر به آن احتیاج دارند. بزرگترها لازم است تا توانایی جدی گرفتن بچه‌ها را پیدا کنند، بهتر است آن‌ها به دانش بچه‌ها نسبت به پیرامون اعتقاد پیدا کنند، شایسته است بدانند که بهترین راه برای توضیح هر مساله برای کودک، صادقانه‌ترین راه آن است و این به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که این صداقت تناسب سن و دانش را بر هم می‌زند. واقعیت این است که کودک بیش از آن چیزی که فکر می‌کنیم داده‌های بیرونی را دریافت و پردازش می‌کند و مساله‌ی مهم‌تر این است که کودک ما اطلاعات خود پیرامون مسایل را صرفن از مجرای ما به دست نمی‌آورد پس بهتر است بهترین مرجع برای او باشیم. در هر حال کتاب‌هایی از این دست بیشتر از آن‌چیزی که برای کودک توصیه می‌شود، به والدین او و بزرگترهای دیگر پیشنهاد می‌شود.

زنده‌باد تفاوت‌ها

«در گذشته‌های دور همه‌ی فیل‌های دنیا یا سیاه بودند یا سفید. آن‌ها همه‌ی موجودات را دوست داشتند؛ اما از یکدیگر متنفر بودند. و هر کدام در یک طرف جنگل زندگی می‌کردند. تا این‌که یک روز فیل‌های سفید تصمیم گرفتند فیل‌های سیاه را بکشند و فیل‌های سیاه تصمیم گرفتند فیل‌های سفید را بکشند. فیل‌های طرفدار صلح از دو گروه، برای زنده ماندن به اعماق جنگل‌های تاریک پناه بردند. آن‌ها پس از آن هرگز دیده نشدند.»
این آغاز داستان «عاج در عاج» نوشته‌ی دیوید مک‌گی با برگردان خوب آرش حسینیان است. ویرایش نخست این کتاب در تیر ماه 1391 برای خواندن عموم توسط نشر پاد در شبکه‌ی اینترنت عرضه شد. کتاب پیش رو با نقاشی‌های زیبایی که با رنگ‌های مناسب، چشم‌گیر می‌نمایند، برای کودکان جذاب جلوه می‌کند و از سویی متن ساده و روان و در عین حال کلام قدرتمند کتاب که با جمله‌های کوتاه درخشان می‌شود، ایجاد ارتباط را آسان می‌کند و خواندن کتاب لذتبخش خواهد بود. اگرچه جاهایی از متن کتاب که به نوشتار شعارگونه و نمادین پهلو می‌زند، یادآور داستان‌هایی چون «ماهی سیاه کوچولو» نوشته‌ی صمد بهرنگی است که در زبانی کودکانه برای گروه‌های متفاوت سنی نوشته شده‌اند ولی متن روان این کتاب، داستانی را پیش می‌کشد که برای مخاطب کودک نیز مناسب است و این جای امیدواری را باقی می‌گذارد. جمله‌ها کوتاه هستند، به هم ربط‌های منطقی پیدا می‌کنند، متن برای کودک اختلال فاهمه ایجاد نمی‌کند و در عین حال او را به همراهی پویا فرا می‌خواند و از سویی «عاج در عاج» موضوعی را با کودک مخاطب مطرح می‌کند که در زمانه‌ی حاضر و در زیست مدرن، موضوع دارای اهمیتی است.
کتاب به ماجرای تفاوت‌هایی می‌پردازد که کم هم نیستند. دیوید مک‌گی به تفاوت‌ها با چشم دیگری نگاه می‌کند و کودک را با خود همراه می‌کند تا نه تنها از تفاوت‌ها نهراسد بلکه با صدای بلند بگوید «زنده باد تفاوت‌ها» چراکه تفاوت‌ها همیشه هستند و هر جامعه‌ای برای بقا و ادامه‌ی حیات خود به آن‌ها نیاز دارد تا از رخوت و سکون به‌سوی زایایی و پویش حرکت کند. کودک عصر حاضر یاد می‌گیرد که در جامعه‌ای چند فرهنگی زندگی کند و با انسان‌هایی با منش‌ها و سویه‌های فکری گوناگون ارتباط برقرار کند. هر کودک برای بقا و برای بلوغ، به درک هستی چندگانه نیاز دارد تا بتواند خود را در میان این چند صدایی بشناسد و در همان حال، با آگاهی از هستی‌های گونه‌گون، به درک از هستی خود برسد. کتاب «عاج در عاج» نگریستن به این سویه را پیشنهاد می‌کند.