در خدمت و خیانت

«شمه‌ای بود در انتقاد بر ارزیابی‌های جورواجور و مغشوش تاریخی، از کسانی که تاریخ متعارفی را نمی‌دانند، چه رسد به تعقل تاریخی. همین اغتشاش فکری و کژفهمی و شاید بدتر از آن‌ها را در مقولات فلسفه‌ی سیاسی نیز می‌یابیم که خود مبحث دیگری است. در نقد و سنجش تاریخی، آن‌جا که گفتارها همراه کردارها در بوته‌ی آزمایش قرار نگیرند، چه بسا مداهنه و القای شبهات، حقیقت را بر آن مدعی مشتبه گرداند.»
فریدون آدمیت از تاریخ‌نگارانی است که مطالعه‌ی گسترده‌ای در زمینه‌ی دوران مشروطیت داشته است و می‌توان آثار قابل توجهی از او را در این زمینه سراغ گرفت. او اگرچه در زمان پهلوی در منسب‌های حکومتی هم مشغول بوده است، ولی رگه‌های تعقل و انصاف در شرح و تحلیلش به چشم می‌خورد. آدمیت پس از تحصیل در دارلفنون، در دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او در زمان اقامت در بریتانیا وارد دانشکده‌ی علوم سیاسی و اقتصاد لندن شد و دکترای خود را در رشته‌ی تاریخ و فلسفه‌ی سیاسی دریافت کرد. فریدون آدمیت در میان هر دسته و هر گروهی، مخالفان خود را داشت چراکه او به تحلیل تاریخ می‌پرداخت و اگرچه به جهت‌ها کاری نداشت، ولی هیچ تحلیلی بدون جهت‌گیری نمی‌تواند باشد و از این رو، لزومن تحلیل او نیز درست و کارآمد نخواهد بود. جدای از آن‌که در مورد اعتبار علمی و صحت تاریخی گفتار و نوشتار این تاریخ‌نگار اهل سیاست سخن بگوییم و یا حتا از عصبیت‌های گاه و بی‌گاه او در متن‌ها حرفی بزنیم، این اهمیت دارد که او بیماری تاریخ را خوب می‌شناسد و اگر نه در نقش یک درمان‌گر، بلکه در نقش یک شارح به‌خوبی ایفای نقش می‌کند. «آشفتگی در فکر تاریخی» یکی از بیماری‌های تاریخ است که به‌ویژه در روشنفکران متاخر نمود پیدا می‌کند.
آدمیت در جایی از کتاب چنین می‌گوید که «روشن است که قصد ما به‌هیچ‌وجه گفت‌و‌شنود تفصیلی در “غرب‌زدگی” و “در خدمت و خیانت روشنفکران” نیست. گفتار ما در آشفتگی فکر تاریخی است که اغتشاش در تعقل اجتماعی نیز به یک معنی از آن برمی‌خیزد… در این دو نوشته نه توالی فکر می‌بینیم، نه پیوستگی مطلب و نه یکدست بودن مندرجات که بر روی هم خود نشانه‌ای است از ذهن نامضبوط مصنف. راستش را بخواهید او نه از سیر برخورد تمدن‌ها آگاهی داشت، نه تاریخ مدنیت مغرب را می‌شناخت، نه در فرهنگ غربی مایه‌ای داشت.» اگرچه این عبارت‌ها در مورد جلال آل احمد آورده شده‌اند و اگرچه در گوشه‌هایی از متن، آدمیت به تحقیر جلال پرداخته و عنان از کف داده است، ولی واقعیت این است که این عبارت‌ها می‌توانند وصف حال اغلب مدعیان نیز باشند. بااین‌وجود آدمیت در کتاب خود تلاش می‌کند تا جانب انصاف را روا دارد و کورسوهای امید را نیز در دیده بنشاند آن‌چنان که می‌گوید: «همان‌طوری که کتاب مشروطیت را نمی‌توان در یک صفحه خلاصه کرد، دفتر “چپ” را نمی‌شود در یک جمله تخطئه نمود. این خلاف فکر تاریخی است..»
«آشفتگی در فکر تاریخی» کتاب مدقنی نیست و آن را نمی‌توان به‌عنوان یک بسته‌ی آکادمیک برشمرد، ولی خواندن کتاب، برابرنهاده‌های تاریخی‌ای را پیش چشم می‌آورد که خوراک فکری و تحقیقی قابل قبولی را پیش می‌کشند.