خانم نویسنده

جسارت آزمودن نوشتن در میان بسیاری از افراد دیده می‌شود هرچند که ایشان لزومن درک درستی از ماهیت نوشتار حرفه‌ای ندارند ولی همین افراد، متصور و متوهم هستند که نوشتار ساحتی بی‌دغدغه است گه می‌توانند به راحتی به آن ورود کنند. با این وجود ادبیات هرچند که ساحتی وابسته به زبان همه‌فهم است ولی همه‌ی درهای خود را برای همه‌ی کسانی که به آن زبان تکلم می‌کنند باز نگذاشته است. بعضی از ژانرها شیر نر می­خواهد و مرد کهن و به همین دلیل است که وارد شدن به حیطه­ی شعر و رمان­نویسی رمانتیک با این­که هر دو بسیار تخصصی­تر از آن هستند که در وهله­ی اول به چشم می‌خورد اما مدعیان بیشتری دارد. حیطه­ی رمان­های پلیسی و داستان­های کارآگاهی ولی از این مقوله جداست، چون همه­کس نمی­تواند یک داستان را از آغاز تا به پایان چنان مدیریت کند که همه­چیز سر جای خودش بایستد و تا آخر داستان مو لای درز ماجرای روایت‌شده نرود و گاف ندهد. آن زمان که صحبت از آگاتا کریستی و داستان­های جنایی به میان می‌آید، ذهن ما با شتاب خود را به جانب کارآگاهانی هدایت می‌کند که این نویسنده خلق کرده است. هرکول پواروی بلژیکی و خانم جین مارپل دوست‌داشتنی و کنجکاو که هر دو یک‌تنه یک اداره‌ی پلیس را حریف هستند. این شخصیت­ها چنان باورپذیر و دوست‌داشتنی خلق شده‌اند که دنیای قتل و جنایت را تبدیل به یک دنیای جذاب و دنبال­کردنی می‌کنند.
آگاتا کریستی در 15 سپتامبر 1981، با نام «آگاتا مری کلاریسامیلر»، در شهر تورکوری، واقع در ایالت دوون به دنیا آمد. وقتی شانزده‌ساله بود، تصمیم گرفت خواننده­ی اپرا شود، اما سال پس از این تصمیم، تغییر عقیده داد. در طول سال‌های سخت جنگ‌ جهانی اول با کلنل آرچیبالد کریستی ازدواج کرد. وقتی کلنل برای نبرد به جبهه‌ی فرانسه رفت، آگاتا از طرف یک موسسه­ی امدادرسانی به‌سوی بیمارستان‌های‌ زمان جنگ رهسپار شد تا در آن‌جا به مجروحان خدمت‌ کند. در همین دوران، او با علم سم‌شناسی‌ نوین‌ آشنا شد و این امر تاثیر بزرگی بر داستان نخست او به نام «ماجرای مرموز دهکده­ی استایلز» گذاشت.
داستان‌های آگاتا کریستی مردم زیادی را با خود همراه می‌کنند. در این میان زنان از شمار دسته‌های پیگیر این داستان‌ها بودند چرا که داستان‌های جنایی متقدم بر هر خوانشی، علاقه یا لذتی‌ را برمی‌انگیختند که فرد را به دنیای شگفتی راهنمایی می‌کردند. آگاتا دو کارآگاه خلق کرد که یکی از آن­ها زنی مسن و بسیار زیرک بود که داستان­ها را به پیش می­برد. نویسنده‌ی مشهور داستان‌های جنایی، زنی بود که به خودشیفتگی مردانه هیچ­گونه دلبستگی نداشت و در تکوین داستان­هایش یک‌سری ویژگی­های مربوط به خود را رعایت می­کرد. زمینه­­ی داستان­های او بیشتر در طبقات پورژوای انگلیس شکل می‌گرفت و او به‌شدت به طبقه­ی متوسط روبه­بالا معتقد بود. آگاتا در زمینه­ی جنایت تقریبن هیچ‌گونه آموزش رسمی ندید ولی چیزی ارایه داد که به پای پژوهش تیزبینانه و اندیشه­ی منظم‌ می‌رسید به عبارتی دیگر او نظام‌هایی را نمایان ساخت که با آن‌ها از جنایت پرده برداشته می­شد.
کریستی، همیشه بازگشایی گره‌های داستان را به انتهای داستان وا می‌نهد. این کارآگاه است که‌ در طول اثر به‌دنبال اطلاعات و سرنخ‌ها می‌گردد و در پایان با کنار هم قرار دادن قطعات مختلف این‌ پازل، به پاسخ نهایی دست پیدا می‌کند. کارآگاهان او پله‌به‌پله چلو می­روند و بعد و در انتهای داستان به‌ویژه در داستان‌های پوارو، تمام افراد حاضر در ماجرا را گرد هم می‌آورند و مانند یک تردست ماهر دانه‌دانه‌ی اطلاعات را برای آن­ها رو می­کنند و در آخر خرگوش را که راز اصلی جنایت است، از کلاهشان بیرون می‌کشد. بسیاری از داستان‌های او مانند «ملاقات‌ با مرگ»، «به‌سوی صفر»، «خانه‌ی جن‌زده»، نمایشنامه‌ی «تله موش» و «تار عنکبوت» در بستر روان‌شناسی شخصیت، معنای خود را پیدا می‌کنند. در حقیقت با گذر از فصلی به فصل‌ دیگر برای رسیدن به لحظه‌های نهایی و برای‌ یافتن قاتل یا حل معماست که نقاب ظاهری‌ آدم‌ها برداشته می‌شود. آگاتا کریستی از چهره‌های اسطوره‌ای ادبیات‌ جهان به شمار می‌آید و بسیاری از زیباترین آثار او را می‌توان در زمینه‌ی ادبیات یافت و با زوایای او و داستان‌هایش بیشتر و بیشتر آشنا شد.