توده‌های بی‌شکل اندیشه

«زبان در نزد سوسور نظامی است صوری که امکان بیان را فراهم می‌کند و همان‌طور که گفته شد اندیشه مفهومی از پیش موجود و شفاف است که زبان ابزار بیان آن باشد. بدون زبان این هر دو (قلمرو اندیشه و آوا) آشفته، بی‌نظم و بیان‌ناپذیرند. نظام زبان از طریق دلالت و ارزش (که قبلن شرح داده شد) امکان شکل دادن به توده‌های بی‌شکل اندیشه و آوا را فراهم می‌کند. اندیشه بیان‌شدنی می‌شود و آوا دلالت‌گر.»
در این مقاله کوشش شده است شرحی از دیدگاه‌های سوسور درباره‌ی دلالت، نظریه‌های پیرس و سرانجام تحول این دیدگاه‌ها در پساساختارگرایی، به‌ویژه در نظریه‌های دریدا ارایه شود چراکه نگارنده امیدوار است شاید بتواند به روشنگری گوشه‌ای از دگرگونی‌های نظری معاصر در حوزه‌ی مفاهیم بنیادی نشانه‌شناسی مانند مفهوم نشانه، دال، مدلول و دلالت یاری رساند. او از فردینان دو سوسور آغاز می‌کند، سپس به پیرس می‌رسد و دیدگاه‌های او را از نظر می‌گذراند و بعد هم نوبت ژاک دریدایی می‌رسد که مباحث او پیرامون دلالت، نقل هر مجلسی شده است و درنهایت به جمع‌بندی پایانی می‌رسد.
«پساساختگرایان و به‌طور مشخص دریدا ساختگرایی را به غایت‌های خود هدایت کرد. ساختگرایی از قبل بذر پساساختگرایی را افشانده بود. سوسور با طرح جدایی زبان از جهان مصداقی و ارزش افتراقی نشانه‌ها راهی را تا میانه رفته بود که دریدا با توسل به پدیدارشناسی هوسرلی آن را به غایت‌هایش رساند.»
انتظار می‌رود وقتی یک متن داعیه‌ی صحبت پیرامون زبان و مسایل تئوریک مربوط به آن را دارد، خود سهل‌انگاری را به کناری نهد و دست کم نگارنده آن‌قدر برای خواننده‌ی خود ارزش قایل باشد که متن را حداقل یک بار بازخوانی و بازنویسی کند. قسمتی که پیش از این، از متن آورده شد خود گویای این تساهل مولف است. متن شلخته‌ای که مانند یک جزوه‌ی درسی دانشگاهی به نظر می‌آید و نه یک کتاب جامع درست. این متن، از همان خط سیری تبعیت می‌کند که کتاب‌های دیگر فرزان سجودی در حوزه‌ی نشر رسمی کتاب، از آن پیروی کرده‌اند گویی یک کتاب فراهم آمده است و با جرح و بسط و تعدیل همان یک کتاب، نسخه‌های دیگری هم در پی آن، بسط و گسترش یافته‌اند.
این‌که تا چه اندازه کتاب‌هایی این‌چنین که حکم ساندویج را برای خواننده‌ی عادت‌کرده و عادت‌داده‌شده دارند، چقدر می‌توانند در پیشبرد مباحث تئوریک مفید باشند و یا تا چه میزان می‌توان برای کارهای جدی از آن‌ها بهره گرفت یا آن‌ها را مورد استناد قرار داد خود حکایتی است ولی این‌که چه مواردی باعث می‌شوند که افرادی چون فرزان سجودی که از دانش کمی هم برخوردار نیستند و از نگارش آکادمیک برخوردارند و توانایی قابل قبولی هم در این زمینه دارند، تصمیم به نشر و پخش چنین کتاب‌هایی می‌گیرند. نکته‌ی در خور توجه‌ای است. تاسف دیگر در مورد کتاب «دلالت از سوسور تا دریدا» فهرست مراجع و ماخذی است که در پایان کتاب با ان برخورد خواهید داشت. جای شگفتی است که استفاده از چندین و چند کتاب برای نگارش چنین متنی با این کیفیت، نتوانسته‌ است به یک فرد متخصص یاری رساند تا نوشتار قابل قبولی را ارایه دهد. باشد که بیاموزیم نسبت به انتقال داده‌هایمان مسئولانه‌تر عمل کنیم.