سازه‌های ناهم‌گن

«اما این دو بیشتر مانند آینه­ی یکدیگر عمل می­کنند، این بازنمایی را تنها وقتی می­توانند اجرا کنند که هر کدام در زبان دیگری مورد دلالت قرار گیرد. آنتیگونه در سخن کرئون “مرد وار” می­شود یعنی به بیانی خود کرئون از مردی خلع می­شود و هیچ­کدام موقعیت جنسیتی خود را حفظ نمی­کنند و آشفتگی­های خویشاوندی به بی­ثباتی جنسیت از طریق اجرا منجر می­شود. …پس همان­طور که آنتیگونه عمل در زبان را آغاز می­کند، از خودش هم جدا می­شود.»
وب­سایت مایندموتور، پایگاه اینترنتی منتشرکننده­ی «ادعای آنتیگونه»، در توضیحی بر روی کتاب چنین می­آورد: «کتاب “ادعای آنتیگونه” را حدود دو سال پیش انتخاب و ترجمه کردیم. چراکه احساس هم­دلی می­کردیم با جودیت باتلر که در “ادعای” آنتیگونه قسمی از اجرای سیاستِ زنانه را می­یافت که می­توانست شکافی در اقتدار حاکم ایجاد کند.» این کتاب پس از آن­که به ارشاد اسلامی سپرده شد و درنهایت مجوز انتشار نیافت، به سرنوشتی در قامت یک کتاب الکترونیکی دچار شد. این کتاب در سال 1390 در پایگاه اینترنتی مایندموتور قرار گرفت و بعد هم با شرحی از مهدی سلیمی در وب­سایت زغال همراه شد. مهدی سلیمی زیر عنوان «به مناسبت انتشار کتاب “ادعای آنتیگونه” از جودیت باتلر در سایت مایندموتور و در باب فصل سوم این کتاب تحت عنوان “فرمانبرداری بی­قاعده” یا همه­آمیز؟» این متن را به­صورت پی­دی­اف در آن پایگاه اینترنتی قرار داده است. کتاب «ادعای آنتیگونه» برگردان مشترک امین قضایی، بابک سلیمی­زاده و مهدی سلیمی است که البته حضور یک نمونه­خوان یا بهتر از آن، ویراستار را در این میان کم دارد. در معرفی این کتاب در پایگاه مایندموتور آمده است که کتاب به تمامی کسانی تقدیم می­شود که در بحبوحه­ی سیاستِ نهادینه­شده و در شرایطی که کفتارهای سیاسی و مصالحه­جویانِ نام­آشنا به حکم «عقل حسابگر» در پی «بخشش دو طرفه» و آشتی ملی­اند، کنش خود را معطوف به هیچ­کدام از این هنجارهای موجود نمی­یابند. این کتاب در سه فصل با عنوان­های «ادعای آنتیگونه»، «قوانین نانوشته، انتقال­های منحرافه» و «فرمانبرداری بی­قاعده» تدوین شده است که در نهایت با یادداشت­هایی که البته منظور انگار همان پی­نوشت مرسوم بوده است به پایان می­رسد. جودیت باتلر فیلسوف پساساختارگرا و منتقد فیمنیست آمریکایی­تباری است که دیدگاه­هایش به­ویژه در حوزه و یا با رویکرد به مسایل پیرامونی جنسیت چالش­برانگیز بوده است. او در زمینه­ی فیمنیسم، نظریه­ی فراهنجار، فلسفه­ی سیاسی و علم اخلاق کار کرده است و در رشته­ی ادبیات در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تدریس می­کند. نخستین اثر او با نام «آشفتگی جنسیتی» که در سال ۱۹۹۰ به چاپ رسید، توسط امین قضایی به فارسی ترجمه شد و در همین وب­سایت قرار گرفت.
این کتاب به فیگور زنانه­ی معمول حمله می­کند و از رهگذر نظر به آنتیگونه، به بحثی نظری در این زمینه راه می­یابد. جودیت باتلر با توجه به پیشینه­ی کاری و مطالعاتی خود، در این کتاب هم به­سراغ خوانش­هایی از هگل و لکان از نمایشنامه­ی «آنتیگونه» اثر سوفوکل می­رود. او به طرح این پرسش می­پردازد که آیا روانکاوی می­تواند به­جای اُدیپ، آنتیگونه را مبدا نظری خود قرار دهد. شاید بهتر باشد رویکرد باتلر نسبت به آنتیگونه را آن­طور که خود بیان می­کند مطرح کنیم. آن­جا که در آغاز چنین می­آورد که «اما بگذارید گام­هایی که می­خواهم بردارم را برای شما یک­به­یک برشمرم. من کلاسیسیت نیستم و سعی هم نمی­کنم باشم. من آنتیگونه را مانند خیلی از اومانیست­ها می­خوانم، چون این نمایشنامه مسایلی را درباره­ی خویشاوندی و دولت مطرح می­کند که در هنگامه­های تاریخی و فرهنگی متعدد تکرار می­شود. آنتیگونه و منتقدینش را خواندم تا دریابم که آیا می­توان الگویی از جایگاه سیاسی او به­عنوان یک فیگور زنانه که با اعمال فیزیکی و زبانی نیرومندش با دولت مبارزه کرد ایجاد نمود یا که خیر… آنتیگونه نماینده­ی خویشاوندی و انحلال آن بوده و کرئون نماینده­ی نظم اخلاقی و قدرت سیاسی است که بر اصول عام و کلی استوار است.»

خشونت هنجارهای جنسیتی

در مقدمه، مترجم هدف از نشر این کتاب را گشایش دو جبهه­ی مبارزاتی می­داند.
امین قضایی چنین می­نویسد:
«توسعه­ی ­نشر الكترونیكی بهمنزله­ی شكستن سد سانسور و سركوب رژیم حاكم از یک­سوی و معرفی و بسط اندیشه­ی Queer به جامعه­ی اندیش­مندان مبارز و ترقی‌خواه فارسی­زبان، شكستن مرزبندی و محدودیت­های جنسیتی كه انگیزه‌ی نوشتن این كتاب توسط مولف بود با انگیزه­ی شكستن مرزبندی و محدودیت­های حاكم بر آزادی بیان نزد مترجم تقویت شده است.»[1]
آشفتگی جنسیتی (Gender Trouble) برای نخستین­ بار در سال ۱۹۹۰ میلادی در آمریکا به چاپ رسیده است و بیش از صدهزار نسخه از آن در کشورهای دیگر و به زبان‌های مختلف منتشر شده است. جودیت باتلر (Judith Butler) نویسنده­ی این کتاب، فیلسوفی پساساختارگرا و منتقد فمینست آمریکایی است. اندیشه­ها و نوشتار او در حوالی نظریه­ی فراهنجار، نظریه­ی کوییر، فلسفه­ی سیاسی و علم اخلاق در تردد است. جودیت، استاد ادبیات در دانشگاه برکلی کالیفرنیا است. مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه ییل دریافت کرد و با نگاهی به عنوان پایان­نامه­ی او، دغدغه­های اندیشگانی­اش را می‌توان مرور کرد؛ پایان­نامه­اش متنی با عنوان «مباحث شهوت، بازتاب اندیشه‌های هگل در قرن بیستم فرانسه» بود. نخستین کتاب جودیت، آشفتگی جنسیتی (Gender Trouble) بوده است. این کتاب در پاییز 1385 به‌کوشش امین قضایی به فارسیبرگردانده شد و به‌صورت کتاب الکترونیکی در وب‌گاه مجله­ی شعر در هنر نویسش www.PoetryMag.info به چاپ رسیده ‌است.
این­که این کتاب را از متن‌های پایه­گذار نظریه­ی Queer می­دانند بی­راه نیست. شاید گفته­ی خود جودیت، گویای این نکته باشد؛ آن­جا که می­گوید: «حیات متن از نیات من فراتر رفته است.»[2]این متن بخشی از سنت فمنیسم است که سعی در بازنگری دسته­بندی­های تعاریف در حوزه­ی جنسیت دارد و از این منظر به بازتولید مفاهیم فمنیستی یاری می‌رساند. آشفتگی جنسیتی زمینه­ای از امکان­ها را برای جنسیت باز می­گشاید و انتقاد از خود است؛ پرسش از خود. نقدی از درون که به­زعم جودیت، نویدبخش زندگی دموکراتیک­تر و مشمول­تر برای جنبش است.
آشفتگی جنسیتی، در جست­وجوی راه­هایی است تا نشان دهد همین تفكرِ «چه‌چیزی ممكن است» در زندگی «جنسیتی­شده» با فروض قاهرانه و عادی‌شده، مسدود گشته است. كتاب همچنین بهدنبال از­میان­بردن تمامی تلاش­هایی است كه گفتمانی از حقیقت را به كار می­گیرند تا كنش­های جنسی و جنسیتی اقلیت را مشروعیت‌زدایی نمایند .این بدان معنا نیست كه تمامی كنش­های اقلیت موردِ اغماض یا ستایش­اند، بل بدین معنی است كه ما باید قادر باشیم پیش از هر نوع نتیجه­گیری درباره­ی آن­ها، به آن­ها بیاندیشیم»[3]. و این­همه بدان معنا نمی­تواند باشد که جودیت در این کتاب هنوز به انگاره­های دوآلیته­ی واپس­گرا و فلج­کننده پای‌بند است. «جنسیت می­تواند مبهم ارایه شود بی­آن­كه موجب آشفتگی یا جهت­گیری مجدد تمایلات جنسی هنجارین گردد.»[4]حتا اگر از سمت‌و سوی دوگانه­های مرد/زن، دگرجنس­گرا/هم­جنس­گرا و … سربرگردانیم. چرا­که ساز و کار قدرت بر مبنای استراتژی جاگیر­شدن در یک­سوی دوآلیته­ی فرسایشی و فرمایشی است. قدرت ظاهرن چیزی بیش از معاوضه میان سوژه­ها یا رابطه­ی واژگونی ساده میان سوژه و دیگری است؛ «به­واقع، قدرت در عمل تولید همین چارچوب دوگانه برای تفكر در باب جنسیت ظاهر می­گردد»[5]. حال آن­که سؤال این است: چه تعریف جدیدی از قطب­های ناهم­گون، موازنه­ی جدید قدرت­ها (نه لزومن در دوآلیته­ی نرینگی و مادینگی) به دست می‌دهیم تا به تقابل بهینه­ای از رویارویی و زیست فرد با پیرامون­ش برسیم؟
این کتاب مدعی آن است که برای کمک به هم­گرایی سیاسی دیدگاه­های فمینیسم، گی، لزبین در باب جنسیت با نظریه­ی پساساختارگرایی، وقوع یافته است.[6]جودیت می­گوید که مساله­اش حاشیه­ای­ماندن نیست، «بل­كه سهیم­شدن در هر منطقه­ی حاشیه­ای و شبكه­ای است كه از مراكز انضباطی روییده و سبب جای­گزینی متكثر این اتوریته­ها می­شوند.»[7]او می­گوید برای نشان­دادن ناتوانی عاملیت سیاسی، در جهت جدایی از پویه­های متشکل قدرت برسازنده­اش تلاش کرده است.[8] او نگران بوده است؛ نگرانی جودیت از هراس بوده است. «آیا نابودی دوتایی­های جنسی، چونان عظیم و وحشت­انگیز است كه باید تعریفن غیرممكن باشد و مكاشفه­ی آن از هر اندیشه­ای درباره­ی جنسیت حذف شود؟»[9]جودیت نگرانی خود را داشت. نگران بود؛ ترس از کنش به‌سبب هراس از آن، بر خوانش کتاب و خواندنی­بودن آن سایه بیاندازد. معنای جنسیت اگر محدود به پیش‌انگاره‌های کنش جنسی غالب گردد فمینیسم به گوشه­ای انحصارگرایانه تبعید می­شود. اشاره به انسان، آرامش تعقل را به این کتاب برمی­گرداند.
افتخار باتلر، خروج کتاب از معنای آکادمیک آن و گستردگی­اش در متن جامعه و دردسرهای جنسیتی آن است. با وجود این­که آشفتگی جنسیتی را یک متن آکادمیک می­داند. «بی­شک عجیب و برای برخی دیوانه­كننده است كه كتابی به‌آسانی مصرف نشود اما مطابق استانداردهای آكادمیكی“عامه­پسند” باشد.»[10]او از این­که کتاب­ش از فضای آکادمیک پا فراتر گذاشته و به پیکره­بندی زندگی ورود کرده است شادمان است و از این تجربه به نیکی یاد می­کند. این­ها دقیقن به این خاطر است که آن­چه مهم می­نماید، می‌تواند فرد را به دردسر بیاندازد.
گوشه‌ای از متن را در صفحه‌ی 253 کتاب «آشفتگی جنسیتی» می‌خوانیم:

«شالوده‌شکنی هویت، شالوده‌شکنی سیاست نیست بلکه به‌صورت امری سیاسی همان شرایطی را ایجاد می‌کند که از طریق آن هویت بیان می‌شود. این نوع نقد موجب به‌چالش‌کشاندن چارچوب بنیادگرایانه می‌شود که در آن فمنیسم به‌مثابه سیاست هویتی بیان گشته است. تناقض درونی این بنیادگرایی این است که همان سوژه‌ای را فرض گرفته، تثبیت کرده و مقید می‌کند


[1]ص7مقدمه­ی مترجم
[2]ص 9پیش­گفتار 1999
[3]– ص 10– پیش­گفتار 1999
[4]–  ص 18- پیش­گفتار 1999
[5]– ص 37– پیش­گفتار 1990
[6]– ص 41– پیش­گفتار 1990
[7]– ص41- پیش­گفتار 1990
[8]– ص29- پیش­گفتار 1999
[9]– ص10– پیش­گفتار 1999
[10]– ص23- پیش­گفتار 1999