برای خواب‌هایی که می‌افتند

«- شروعش را باز فراموش کرده‌ام. خواب درازی بود، دراز و شلوغ. می‌بینم که:
برهنه‌ام. تکه رنگ‌هایی که طرح کت یا شلوار دارند با شتاب از چشم‌اندازم می‌گذرند. رنگ‌ها تند و یکنواخت و باردارند. برق خیره‌کننده‌ای از آن‌ها می‌تابد. بنفش و قهوه‌ای را در میانشان تمییز می‌دهم. گاه قطار می‌شوند، به‌صورت یک نوار رنگین، گاه توده می‌گردند، در هم رخنه می‌کنند، به تکه‌های کوچک و کوچک‌تر تقسیم می‌شوند و دیوانه‌وار بر محوری نامعلوم می‌چرخند. شعور من عاجز می‌ماند. یک گوی گردان رنگین می‌بینم که فاقد هر نوع رنگ سالمِ به‌فهم‌درآمدنی است و در عین حال رنگین است.»
داستان «بند» از مجموعه‌داستان «زیر دندان سگ» انتخاب شده است که یازده داستان کوتاه را در خود جای داده است. این کتاب که چاپ نخست آن در سال 1343 با شمارگان 600 نسخه انتشار یافت اکنون به‌صورت کتاب الکترونیکی در اختیار مخاطبان ادبیات فارسی قرار دارد. بهمن فرسی نویسنده‌ی این کتاب که پیش از انقلاب از ایران به‌سوی لندن رهسپار شد، اگرچه او را به‌عنوان بازیگر بیشتر می‌شناسند ولی هواداران داستان‌های او حتا در میان نسل جوان داستان‌نویس خورده‌گیر هم کم نیستند. او پس از مهاجرت، «نشر خاک» را در لندن پایه گذاشت و به انتشار آثار خود پرداخت. او پیش از انقلاب نیز به انتشار آثار خود پرداخت که «زیر دندان سگ» یکی از همان کتاب‌های منتشرشده‌ی پیش از انقلاب او ست. شاید بتوان رمان «شب یک، شب دو» را که در سال 1353 به چاپ رسید، کتابی دانست که بهمن فرسی با آن کتاب تبدیل به نامی در ادبیات شد. او در این کتاب، از زندگی روشنفکران ایرانی می‌گوید. در واقع این رمان تنها مجالی نیست که فرسی برای صحبت از این قشر می‌یابد بلکه او هر موقعیتی را برای روایت زندگی این افراد غنیمت می‌شمارد تا جایی که بسیاری از شخصیت‌های او ویژگی‌های یک روشنفکر درمانده‌ی جدامانده را دارند که می‌توان برای نمونه به شخصیت اصلی «بند» اشاره داشت. اگر از اهالی ادبیات نیستید می‌توانید این نویسنده را در «دایره‌ی مینا» و «پستچی» داریوش مهرجویی به‌ خاطر آورید. «پستچی» که در سال 1351 ساخته شد، به‌جز همراهی فرسی و تنی چند از بزرگان سینما چون ایرج راد، عزت‌الله انتظامی و علی نصیریان، احمدرضا احمدی یکی دیگر از اهالی ادبیات را هم با خود همراه کرده است. درهرحال اگرچه بهمن فرسی علاوه بر سینما و ادبیات، عرصه‌های دیگری چون نمایش و مجسمه و نقاشی را هم تجربه کرده است ولی این امر لزومن او را دچار چندپارگی نکرده است. او یکی از نویسندگانی است که بر ادبیات معاصر تاثیرگذار بوده است و می‌توان او را در نوشتار مدرن پیشرو نامید.
داستان «بند» ماجرای خواب است و ضرورتی که گاه حیاتی می‌شود. خواب دیدن برای بعضی‌ها از نان شب هم واجب‌تر است که یکی از آن بعضی‌ها شخصیت داستان «بند» است. زبان در سطحی خواب‌آلوده در جریان است و مدام به‌سوی هذیان می‌شتابد ولی باز می‌ماند گویی زبان نیمه‌هوشیار تلاش دارد به ورطه‌ی خواب در غلتند. مساله‌ی دیگر قابل توجه در این داستان حضور تصویرها و رنگ‌هاست. در جای جای روایت توصیف به چشم می‌خورد بدون این‌که قابل دریافت باشند به عبارتی دیگر به‌دقت شبیه زمانی است که فرد خواب می‌بیند. همه‌چیز  گویاست و در همان حال، امکان حضور و بیان‌گری ندارد. «در همان مکان اول هستم. نشسته‌ام. زانوهایم در آغوش دارم. سست و خسته‌ام. دیوارها ماشی‌رنگ و سقف سربی است. سقف مانند خودی عظیم بر فضا فشار می‌آورد. دور و بر کسانی نشسته‌اند که نسبت به آن موجودات سابق کامل‌ترند.»