با دست‌های کوچک

دوازده ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک است. روزی که هر شهروند را متوجه این حقیقت خاموش می‌کند که هنوز هم کودکان کار به‌عنوان واقعیتی تلخ وجود دارند و از حقوق خود به‌عنوان یک فرد انسانی که قرار است نسل آینده‌ی بسر را بسازد و باید برای این منظور از رشد، سلامت و آموزش و امنیت لازم برخوردار باشد، نه‌تنها از همه‌ی این موارد و موارد ضروری دیگر محروم است، بلکه به‌علاوه‌ی قرار گرفتن در شرایط اجبار به کار، به‌علت مجموع شرایطی که او را در این موقعیت قرار می‌دهد، از بهداشت، ایمنی و کوچک‌ترین حقوق فردی و شهروندی خود هم بهره‌ای نبرده است. این کودکان نه‌تنها حضور چشم‌گیری در شرایط سخت کاری دارند، بلکه در موارد بی‌شماری حتا به‌طور سازمان‌یافته مورد استثمار، بهره‌کشی و آزار و اذیت قرار می‌گیرند و در این مسیر، به آن‌ها آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌آید.
«جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان»، یکی از تشکل‌هایی است که در سالیان متوالی با تلاشی ستودنی و خستگی‌ناپذیر، با وجود کم‌ترین کمک‌ها و در شرایط سخت زیست تشکل‌های غیر دولتی به حیات و فعالیت خود ادامه داده است. از تلاش‌های قابل تقدیر و بااهمیت جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، می‌توان به بانک اطلاعاتی کودکان کار و خیابان اشاره کرد که به‌راستی چه در نوع خود و چه به‌عنوان نمونه‌ی یک کار منسجم و دارای استنداردهای علمی، نمونه‌ای مثال‌زدنی از کوششی است که جمعی نه لزومن برای حل و یا گذر از مشکل به‌صورت مقطعی انجام داده‌اند، بلکه فراهم‌آوری مجموعه‌ای برای تحلیل موقعیت و ایجاد موقعیتی به‌منظور تحقیق برای رسیدن به راهکارهای عملی درست را برعهده گرفته‌اند.
این جمعیت به مناسبت روزی که به نام روز جهانی مبارزه با کار کودک نام‌گذاری شده، ویژه‌نامه‌ای را تهیه و منتشر کرده است که یادآور حضور این کودکان باشد و ایشان و مشکلاتشان را در برابر هر فرد مسئول بنشاند. در این ویژه‌نامه با مطالبی چون «فعالیت حقیقی اجتماعی برای دفاع از کودکان کار»، «بختکی بر ما افتاده است»، «یک گزارش صفی و سعید»، «درآمدی بر نظریه‌ی فرودستی کودکان کار» و همچنین «در باب عمل‌کرد سازمان جهانی کار» روبه‌رو می‌شویم.
با هم بخشی از مقاله‌ای از این ویزه‌نامه با عنوان »درآمدی بر نظریه‌ی فرودستی کودکان کار» نوشته‌ی نادر طالبی را دنبال می‌کنیم:
«ما در شرایطی نابرابر به دنیا می‌آییم؛ با امکانات و سرمایه‌های اقتصادی، احتماعی و فرهنگی متفاوت. بار تمام مردگان بر دوش ما سنگینی می‌کند. در شرایطی نابرابر رشد می‌کنیم؛ با تغذیه‌های گوناگون، تحصیل در سیستم‌های مختلف و یا حتا بازماندن از تحصیل. دیر یا زود وارد بازار کار می‌شویم و در شرایط نابرابری کار می‌کنیم و یا از استثمار مستقیم یا غیر مستقیم کار دیگران بهره‌مند می‌شویم و دست آخر در شرایطی نابرابر می‌میریم، در بهترین بیمارستان‌های جهان و دفن‌شده در عمارت‌های خانگی، یا بر اثر سوء‌تفاهمی کوچک یا عوامل بیماری‌زای معمولی و آرام‌گرفته در همین قبرستان‌های عمومی، یا با گلوله و تنگ سیاه‌چالی. باید از منظر جامعه‌شناسی و تاریخی کور بود تا این گونه‌گونه‌ای زندگی و مرگ را در تاریخ انسانی ندید.»