به‌مانند بسته‌ای آزمایشگاهی

سال‌ها از ورود نخستین ماشین چاپ به ایران می‌گذرد، پیش از آن هم چاپ و کتابت به صورت‌های دیگری در این کشور مرسوم بوده است، ولی با نگاهی تحلیلی و از سویه‌ی نحوی به کتاب‌های در دسترس از قرن‌های گوناگون، به‌روشنی می‌توان چند نکته‌ی اساسی پیرامون نسخه‌پردازی و صفحه‌آرایی کتاب‌ها را برجسته یافت. هر کدام از این موارد به‌تنهایی خود محل تحقیق جداگانه‌ای است که البته ضرورت پرداختن به آن، می‌تواند ارایه‌دهنده‌ی راهکارهای بسنده‌ای به‌منظور یک‌دست‌سازی اصول چاپ و نشر کتاب باشد.
حتا با نگاهی گذرا به متن‌های موجود از عصرهای گوناگون، شاهد خواهیم بود که از گذشته تا کنون نسخه‌پردازی و رعایت اصول صفحه‌آرایی آن‌چنان که باید رشد نکرده، بلکه بیشتر دچار دگرگونی و تغییر چیدمان شده است و البته این تغییرها ضرورتن بر پایه‌ی منطق و یا اصل خاصی صورت نگرفته است. نکته‌ی دیگر این است که به‌ویژه در قرن‌های اخیر، ما شیوه‌های سجاوندی و چینش متن‌ها را از کشورهای دیگر و به‌ویژه کشورهای غربی به عاریت گرفته‌ایم. اگرچه این امر موجب به‌سامان شدن شیوه‌های نگارشی و کتاب‌آرایی شده است، ولی هیچ‌گاه گروه متخصصی صرفن به این دلیل حضور نداشته است که توانمندی لازم را جهت انطباق اصول نحوی و صفحه‌آرایی زبان‌های بیگانه با زبان فارسی داشته باشد و آن را برای رسیدن به سلامت زبانی به کار گیرد. به‌این‌ترتیب اتفاقی که روی می‌دهد، ناهماهنگی‌ها و کاستی‌های غیر قابل اجتناب، به‌دلیل عدم انطباق حد اکثری نسخه‌ی وارداتی است. از سوی دیگر و از آن‌جا که بنیاد یا مرجع متمرکزی وظیفه‌ی این کار را بر عهده ندارد، بنابراین هرکس به صلاح‌دید و سلیقه‌ی خود و بنا بر آگاهی و دانش و همین‌طور میزان پایبندی و مسئولیت‌پذیری‌اش نسبت به زبان، اصولی را بر روی متن اعمال می‌کند.
مسلم است که تربیت و به‌کارگیری افراد متخصص و کاردان و همین‌طور به‌روزرسانی دانش ایشان در این مسیر، نیاز به منابع مالی و همین‌طور منابع و اصول آموزشی دارد و همچنین باید در نظر داشت که چنین ساختاری برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت کاربردی و دقیقی را طلب می‌کند که بر پایه‌ی آن نه افراد بلکه یک ساختار نظام‌مند اعمال نفوذ کند. این ساختار لزومن صلب و غیر منعطف نخواهد بود و از سویی زبان‌آوری هنرمندانه و از دیگر سو، حرکت زبانی روزمره و کوچه‌بازاری، می‌تواند زبان را به‌سوی پختگی و صیقل‌یافتگی بکشاند، ولی در هر حال همان‌طور که در هر حوزه‌ای می‌توان به تحلیل رفتار و سنجش راهکار، به‌عنوان گزینه‌ی تولید راهبرد و تحلیل رفتار نگریست، در این حوزه هم، چنین عملکردی اطمینان‌بخش خواهد بود.
اگرچه بسیار خوش‌بینانه است که برای زبان فارسی متداول در ایران، چنین تمهیداتی در نظر گرفته شود، ولی حتا اگر چنین راهکارهایی را هم در نظر بیاوریم، زبان نه در دست متخصصان امر و نه در کتابخانه‌ها و محیط‌های آکادمیک، بلکه در جاهای دیگری و در زیست‌های متفاوت‌تری بیش از گزینه‌های متصور ما رشد می‌کند و خود را به تکثیر و تحول می‌رساند. برای نمونه، با همه‌گیر شدن سرویس‌های سیار مخابراتی و در پی آن، گسترش فرستادن پیام‌های کوتاه یا همان اس‌ام‌اس و پس از آن، با گسترش فزاینده‌ی اینترنت و کارکرد آن و در پی این مهم، رویکرد روزافزون به نوشتار تحت وب، وبلاگ‌نویسی و سایر امکان‌های زبان‌آورانه‌ی این حوزه، آن‌چنان زبان، کارکردش و به‌کارگیری علامت‌های سجاوندی دچار دگردیسی شد که گاهی زیست گونه‌هایی از زیرشاخه‌های زبانی فقط در ساحت دنیای سایبری تعریف پذیرفتند و موجودیت یافتند. در هر حال نمی‌توان زبان را چون بسته‌ای آزمایشگاهی به دست متخصصان و کارشناسان امر رساند و یا چون زیستی کنترل‌شده به هستی‌اش اصرار ورزید، ولی شاید اگر این‌بار به زبان هستی‌یافته در دنیای متبین خود سری کشیدید، با دقت بیشتری به آن‌چه در ما حلول یافته است بنگرید.