در مرز / بخش دوم

آن زمان که وارد ساحت جدید و ناشناخته­ای برای یک فعالیت مشابه می­شویم، نباید انتظار داشته باشیم که همه­چیز چون گذشته باشد و یا از سویی دیگر نباید در این امر بکوشیم که یک حضور همسان را برسازیم بلکه باید در نظر آورد که هر خواستگاه جدیدی به خودی خود ویژگی­هایی دارد که آن ویژگی­ها می­توانند کیفیت متفاوتی را نمایان سازند. تعریف نشریه با ورود به فضای سایبری دچار تغییر شده است به گونه­ای که این تغییر را تفاوت حوزه­ی سایبر برساخته است ولی این به آن معنا نیست که استانداردهای این حوزه دچار فروکاست شده­اند. در این مجال فقط به ویژگی­های گونه­ای از نشریه­ها پرداخته می­شود که به نشریه­های رسمی کاغذی بسیار نزدیک و متشابه هستند و شاید وقتی نسخه­ی چاپی آن­ها را با یاری گرفتن از چاپگر خانگی در دست بگیریم، آن­قدرها تفاوتی را نیابیم. این گونه از نشریه­های حوزه­ی سایبری، بسیار معتقد به سیاق گذشته هستند و تقریبن همه­ی المان­هایشان چه به لحاظ فرم، صفحه­بندی، طرح جلد، محتوا و حتا سیاست­گزاری متعلق به دنیای نشریه­های رسمی کاغذی هستند. این گونه­ی در مرز، فراگیرترین گونه­ی نشریه­های سایبری در میان فارسی­زبانان است آن­چنان که نسخه­ی الکترونیکی مجله­های کاغذی در خوزه­ی رسمی نیز با حضور در دنیای وب، اغلب در این حوزه حضور می­یابند.
نشریه­هایی با این کیفیت و با این نوع ساختار، به سبب در راه گرفتن شیوه­ی معمول و به­جهت این­که ذهن­های سنت­گرا و نوستالژی­زده از طرفداران آن هستند، توانسته­اند جای خود را در میان مخاطبان به­خوبی باز کنند و راه خود را بگشایند و از دیگر سو، رسانه­های دیگر با شیوه­ی عرضه­ی متفاوت و یا حتا با وجود به­کارگیری راه­های دیگر و بهره­گیری از ابزارها و امکان­های بیشتر نتوانسته­اند اقبال قابل توجهی را از آن خود کنند. اگرچه یکی از علت­های مهم این رویکرد مخاطبان، پیروی از سنت­های پیشین است ولی مسایل دیگری چون ابزار دردسترس، فیلترینگ شدید، نبود دانش کافی و همین­طور جایگیری نامناسب می­تواند از دلابل ناکارآمدی و عدم موفقیت این رسانه­ها باشد ولی در هر صورت این نشریه­ها نیز آرام­آرام در حال باز کردن راه خود هستند و هر روز به کیفیت آن­ها افزوده می­شود. این خبر خوبی است چرا که استفاده­ی هرچه بیشتر از امکان­های تحت وب می­تواند گام مثبتی در عرصه­ی رسانه­ای پویا باشد. نکته­ی قابل توجهی که در مورد نشریه­های در مرز جلب توجه می­کند این است که نشریه­هایی که در حال حاضر به سیاق نشریه­های کاغذی عمل می­کنند، بیشتر از آنِ حوزه­ای برمی­خیزند که از اتفاق در شمار نشریه­های رسمی نیست. برای نمونه می­توان از خیل قابل توجه نشریه­هایی نام برد که یا در گروه نشریه­های ادبیات غیررسمی و حاشیه­ای می­گنجند یا متعلق به سازمان­ها و گروه­های سیاسی­ای هستند که شانس حضور در جمع نشریه­های رسمی را ندارند. می­توان گفت که این نشریه­های طردشده در حوزه­ی نشر رسمی، خود را به دامن فضای مجازی پرتاب می­کنند صرفن به این دلیل که چاره­ی دیگری در چنته ندارند و مادامی که به فضای مجازی نه در قامت راه گشایش و حضوری تازه بل در جایگاه مفر و پناهگاه می­نگرند در بر همین پاشنه می­چرخد.

در مرز / بخش نخست

آن زمان که وارد ساحت جدید و ناشناخته­ای برای یک فعالیت مشابه می­شویم، نباید انتظار داشته باشیم که همه­چیز چون گذشته باشد و یا از سویی دیگر نباید در این امر بکوشیم که یک حضور همسان را برسازیم بلکه باید در نظر آورد که هر خواستگاه جدیدی به خودی خود ویژگی­هایی دارد که آن ویژگی­ها می­توانند کیفیت متفاوتی را نمایان سازند. عرصه­ی نشریه­ها و رسانه­های این­چنینی از جمله عرصه­هایی است که با جاری شدن در فضای سایبری و بهره­گیری از ویژگی­های این فضا، به دنیای دیگری ورود کرده است و حتا کیفیت­هایی را به خود گرفته است که فقط در حوزه­ی سایبری انتظار زیست آن­ها می­رود به عبارت دیگر تعریف نشریه با ورود به فضای سایبری دچار تغییر شده است به گونه­ای که این تغییر را تفاوت حوزه­ی سایبر برساخته است ولی این به آن معنا نیست که استانداردهای این حوزه دچار فروکاست شده­اند چراکه هر حوزه­ای خارج از تعریف­ها و استانداردهای عمومی­اش، مفاهیم و ابعاد خاص خصوصی­اش را نیز دارد و از طرفی هر گونه­ی تکثیر گونه­گون در این حوزه، صرف تشابه با گونه­های دیگر، برای خود تفرق­هایی دارد آن هم زمانی که کیفیت حضور بسته به محدودیت­های حداکثری نشریه­های رسمی کاغذی نمی­ماند ولی با این احوال، در این مجال فقط به ویژگی­های گونه­ای از نشریه­ها پرداخته می­شود که به نشریه­های رسمی کاغذی بسیار نزدیک و متشابه هستند و شاید وقتی نسخه­ی چاپی آن­ها را با یاری گرفتن از چاپگر خانگی در دست بگیریم، آن­قدرها تفاوتی را نیابیم. این گونه از نشریه­های حوزه­ی سایبری، بسیار معتقد به سیاق گذشته هستند و تقریبن همه­ی المان­هایشان چه به لحاظ فرم، صفحه­بندی، طرح جلد، محتوا و حتا سیاست­گزاری متعلق به دنیای نشریه­های رسمی کاغذی هستند.
شاید برای ورود به دنیای نشریه­های سایبری بهتر باشد از این گونه­ی در مرز نام برد و با آن شروع کرد. به خصوص این­که این فرم از نشریه بسیار در میان فارسی­زبانان ساکن دنیای مجازی رایج است ولی پرسش این جا ست که نخست، این نشریه­ها تا چه اندازه توانسته­اند در حوزه­ی جدید موفق باشند و دوم این­که این نشریه­های در مرز، به چه میزان با نشریه­های پیشینی تشابه دارند و تا به چه اندازه وارد زیست جدید مبتنی بر دنیای سایبر شده­اند و در پی آن، در واقع، یک نشریه در چنین فرمتی تا به چه اندازه می­تواند از قالب و محدوده­ی خود فراروی کند. این پرسش­ها و پرسش­های دیگری که در پی آن می­توان به صف کرد، می­توانند به تولید راهکار برای ادامه­ی راه یاری رسانند به گونه­ای که شاید امید آن به وجود آید که حتا در این ساحت در مرز هم بتوان به چشم­انداز دیگری دست یافت چراکه با در نظر آوردن کیفیت زیستی کنونی ما ایرانیان، از بهترین گزینه­های حرکت در حوزه­ی نوشتاری، رسانه­های سایبری هستند و می­توانند به زیست دوباره­ی این تبادل کمک کنند. این موضوع در برنامه­های پس از خود کامل می­شود و تلاش می­کند به هر گوشه­ای از زیستگاه رسانه­ی سایبری سرک بکشد.

اغتشاش بصیرت

«در طول اولین مرحله‌ی این ماجرا، من لذت شکسپیر بودن را احساس کردم و در طول آخرین مرحله، ترس و تشویش آن را. در ابتدا، آب دو حافظه‌ی من با هم در یک جوی نمی‌رفت؛ سرانجام، سیلاب عظیم شکسپیر تهدید به از میان بردن ِسیلاب ِکوچک ِمن کرد – و بسیار نزدیک بود که تهدیدش عملی هم بشود. با پریشان‌حالی متوجه شدم که به‌تدریج دارم زبان ِمادری‌ام را فراموش می‌کنم. از آن‌جا که هویت شخصی بر حافظه استوار است، از بابت سلامت عقلم ترسیدم.»
«حافظه‌ی شکسپیر» داستان کوتاهی از خورخه لوییس بورخس «Jorge Luis Borges» آرژانتینی است که پی‌دی‌اف آن در شکل غیر استانداردی از روی نسخه‌ی چاپی‌اش منتشر شده است ولی باز هم و با وجود کیفیت پایین نسخه‌ی موجود در دنیای سایبری، نمی‌توان از آن صرف نظر کرد. بورخس استاد نوشتن داستان‌های کوتاهی است که دیگر متعلق به دنیای کلاسیک داستان‌های کوتاه نیستند بلکه بیشتر داستان‌های او با حضور در فضایی بینامتنی و با مسخر شدن زبان در روایتشان، قدم به ساحتی نو می‌گذارند تا بورخس را به جایگاهی دیگر در این حوزه هدایت کنند که هنوز هم در آن جایگاه، صاحب‌سبک به حساب می‌آید و اکنون هم داستان‌های او نوآورانه و زبان‌آورانه هستند. اگر باز هم بخواهید از او در زبان فارسی سراغ بگیرید، می‌توان به «ویرانه‌های مدور»، «هزارتوهای بورخس» و «الف و چند داستان دیگر» با ترجمه‌ی احمد میرعلایی، «کتاب موجودات خیالی» و «اطلس» با برگردان احمد اخوت و «کتابخانه‌ی بابل» به‌همت کاوه سید حسنی اشاره کرد.
«حافظه‌ی شکسپیر» حکایت ذهن‌های در حال تصادم است و شاید هم حکایت مردگان احضارشده به زیست خیالی آنانی است که در ایشان حلول می‌یابند. بورخس در جایی اشاره می‌کند که حافظه به‌سان هویت یک فرد است و پیش از آن اذعان می‌دارد که سیلاب عظیم شکسپیر می‌رفت تا سیلاب کوچک او را نابود کند این‌گونه است که راوی (که شاید خود حافظه‌ی موجود هم باشد)، از هراس خود می‌گوید درحالی‌که در سدد برمی‌آید تا حافظه‌ی خود را از گزند سیلاب عظیم شکسپیر نجات بدهد. این تلاش و تقلا خود را در متن می‌نمایاند و این جدل را می‌توان میان حافظه‌ی پیشین و حافظه‌ی تسخیرکننده احساس کرد ولی به گفته‌ی خود راوی، همیشه حافظه‌های پیشین پوشانده می‌شوند البته نه به این معنی که حافظه‌ی دیگری از بیرون می‌آید و جایگزین می‌شود بلکه به این عبارت که در این نبرد، حافظه‌ی جدیدی ظهور می‌کند که به‌تبع آن، هویت دیگری شکل می‌گیرد و خود را بروز می‌دهد هرچند راوی تصور می‌کند که حالا دیگر از شکسپیر خبری نیست اگرچه گاهی در رویای سپیده‌دم به‌سراغش می‌آید و غروب‌ها هم چیزهایی هستند که او را مغشوش می‌کنند و فکرش را بر هم می‌ریزند. او همواره با خود تکرار می‌کند که «فقط همان چیزی که هستم باید در من زندگی کند.» ولی این پرسش را مدام بر جا می‌گذارد که آن چیزی که من هستم، کدام چیز است و چگونه در من است؟ او قطعیت را به‌گونه‌ای می‌نشاند که به‌کمال تشویش ایجاد می‌کند و تردید را در تمامی روایت می‌گستراند. «حافظه‌ی شکسپیر» داستان نشت شیر آبی است که چکه‌های بی‌وقفه‌ی آن، اضطراب و تشویش را دامن می‌زند و تردید چیستی «همان چیزی که هستم» را به آشفتگی زندگی در من اضافه می‌کند و درنهایت حضور را به امکان دیدار فرو می‌کاهد تا حافظه‌ی مردی مرده را تاب بیاورد.
«کسی که یک دایره­المعارف دارد، دلیل نمی‌شود که هر خط، هر پاراگراف، هر صفحه و هر تصویر آن را از بر باشد. او امکان آشنا شدن با این چیزها را در اختیار دارد… پس برای چیزی انتزاعی و سیال چه اتفاقی می‌افتد؟ مثلن برای حافظه‌ی جادویی مردی مرده؟»

تاک سرزمین من

«هم‌پیمان با هم برای کودکان عهد می‌بندیم
دنیای خود را زیبا سازیم
دنیای سرشار از مشارکت
دنیای سرشار از تشویق
دنیای سرشار از حمایت
بشناس
دوست بدار
حمایت کن»
این‌ها شعارهایی نیستند که گروهی پشت تریبون‌ها فریاد بزنند و حاضران برای ایشان هورا بکشند و بعد که به خانه‌هایشان رفتند فراموش کنند آن‌چه را که گفته‌اند و آن‌چه را که شنیده‌اند. این گزاره‌ها را می‌توان در صفحه‌ی نخست «پایگاه اطلاع‌رسانی کودکان کار و خیابان» دید که به‌همراه عکس‌هایی از کودکان کار آمده‌اند. سال‌ها پیش در تاریخ 1384 «پایگاه اطلاعات كودكان كار و خيابان» با هدف جمع‌آوری و ساماندهی اطلاعات و همچنین اطلاع‌رسانی گسترده برای سازمان‌های دولتی و غير دولتی، با هم‌ياری و همكاری «شورای كتاب كودک» و «شبكه‌ی ياری كودكان كار و خيابان» در موسسه‌ی «تاک سرزمين من» (توانمندسازی انجمن‌های كودكان كار و خيابان) به اجرا درآمد. برای کمک به این پایگاه اطلاع‌رسانی، با جمع‌آوری هر نوع اطلاعات در زمینه‌ی کودکان کار و خیابان، می‌توان این بانک را غنا بخشید. در پیوندهای اصلی این صفحه‌ی اینترنتی، علاوه بر «پایگاه اطلاعاتی» که شامل زیرمجموعه‌هایی چون «مقالات و پژوهش‌ها»، «انجمن‌ها»، «کتاب‌ها»، «سمینارها»، «فیلم‌ها»، «عکس‌ها»، «گزارشات»، «پایان‌نامه‌ها»، «قوانین» و  «معرفی پایگاه داده» می‌شود به  عنوان‌های دیگری چون «آرشیو اخبار»، «انجمن‌های حامی» و «گالری تصاویر» هم قابل دسترسی هستند به اضافه‌ی این‌که پیوند به صفحه‌های اینترنتی مرتبط دیگر در زمینه‌ی کودکان در صفحه‌ی اصلی گنجانده شده است و از طرفی در همان صفحه‌ی نخست می‌توان به‌آسانی با مدیر این پایگاه ارتباط برقرار کرد.
حضور چنین پایگاه‌هایی در حوزه‌ی کودکان و به‌طور اعم در هر حوزه‌ای امیدبخش است چراکه برای پیگیری هر حقی و تفویض آن به فرد یا گروه ذی‌حق، در آغاز باید داده‌های کافی و قابل استنادی از عینیت قابل ارجاع را در دسترس داشت. جمع‌آوری داده‌ها، طبقه‌بندی آن‌ها و هم‌چنین بارگذاری‌شان در شبکه کار آن‌چنان آسانی نیست به‌ویژه اگر به این امر آگاه باشیم که در ایران مساله‌ای به نام داده‌پردازی و ثبت تاریخی مشروعیت و ضرورت ندارد چه برسد به این‌که این موارد ضبط‌شده جمع‌آوری شوند و در بسته‌های متناسب، به کسانی که نیازمند داده‌های مورد بحث هستند داده شود. کنش‌گران در هر حوزه‌ای نیازمند اشراف به موضوعی هستند که بدان می‌پردازند و تا موضوع مورد اشاره از ابهام خارج نشود و در مورد آن، روشن‌گری اتفاق نیفتد، نمی‌توان انتظار داشت که پیرامون آن رویداد هدفمندی پا بگیرد.

گریز از مرکز

وقتی از امکان‌های زیست ناشر در فضای سایبری حرف می‌زنیم، به‌دقت از چه‌چیز سخن به میان می‌آید؟ این پرسشی است که ضرورت طرح و کیفیت پاسخ‌های داده‌شده به آن، می‌تواند سازوکار حوزه‌ی کتاب و رویارویی این حوزه با سانسور اجتماعی را نشان دهد، ولی پیش از هر چیز باید به این مقوله پرداخت که آیا امکان زیستی‌ای در حوزه‌ی سایبری برای ناشر، مورد تصور هست یا خیر. این امکان‌ها لزومن و ضرورتن به‌منظور مقابله با سانسور عمل نمی‌کنند، بلکه می‌توانند ابزارهایی را در جهت تولید کالایی دیگرگونه در حوزه‌ی نشر کتاب ارایه دهند. این ابزارها ممکن است در دنیای مجازی به‌خوبی به کار بیفتند، ولی به‌طور قطع در اغلب موارد ضرورت حضورشان مشروط به دنیای مجازی است. همان دنیایی که هر امکان، زیست خود را از آن دریافت کرده است.
اغلب قریب به اتفاق کتاب‌های منتشر شده در فضای سایبری به زبان فارسی، در آن دسته‌ای قرار می‌گیرند که به‌سبب محدودیت‌های نشر به این دنیای آزادتر راه یافته‌اند و در این راستا بدلی از نسخه‌ی کاغذی و چاپی خود را به نمایش می‌گذارند. کتاب‌هایی که به‌طور معمول در فرمت پی‌دی‌اف، با امکان‌های دستیابی ضعیف و بدون رعایت استانداردها و مولفه‌های نشر الکترونیک به دست خواننده‌های خود می‌رسند. باید امیدوار بود تا کتاب از روی نسخه‌ی چاپی اسکن نشده باشد، با فونت، اندازه و چینش نامناسب به چشم نیاید و پس از ذخیره، باز کردن و خواندن کتاب امکان‌پذیر باشد، ولی واقعیت موجود آن‌چنان جایی برای امیدواری نمی‌گذارد چراکه درصد قابل قبولی از کتاب‌های الکترونیک فارسی‌زبان، واجد شرایط لازم برای یک کتاب الکترونیک نیستند. این مساله در حالی نمود می‌یابد که در حال حاضر در حوزه‌ی کتاب‌های الکترونیکی زبان فارسی، از ابزارهای ممکن برای تولید سایبری به میزانی نزدیک به صفر بهره‌برداری شده است چراکه تنها ضرورت حضور در دنیای مجازی، نبود امکان وقوع متن در دنیای واقعی و بر روی کاغذ تلقی می‌شود.
این گونه است که اضطرار استفاده از ساده‌ترین امکان، راه بر بروز خلاقیت موجود در بستر فضای تحت وب می‌بندد و تنها گریزگاه عبور از خط‌های قرمز را پیش روی می‌نهد. با این حال باید به کارکردهای دیگر نیز توجه نشان داد و بسته‌های متنوع‌تری را در حوزه‌ی کتاب‌های الکترونیک عرضه کرد. ضرورت استفاده از این امکان‌ها زمانی رخ می‌نمایاند که بتوان به‌طور ذهنی هم از سد سانسور گذر کرد و از این رهگذر، چشم‌اندازهای دیگر را هم دید. برای نمونه هایپرتکت‌ها یا همان فرامتن‌ها یکی از محصولات سرچشمه‌گرفته از پتانسیل‌های تحت وب هستند که می‌توانند در زمینه‌ها و حوزه‌های نوشتاری مختلف، کارایی خود را نشان دهند. هایپرتکت‌ها میان‌برهایی را ایجاد می‌کنند که حوزه‌ی دلالی متن را به‌طور شگفتی گسترش می‌دهند و می‌توانند به‌منظور ارجاع‌های بین متنی استفاده شوند. این نمونه تنها یکی از صورت‌های کارکردی ِدر دسترس است که به‌واسطه‌ی آن، متن به سایر حوزه‌های زبانی گسترش می‌یابد.
استفاده از تمام این امکان‌ها زمانی میسر می‌شود که به حوزه‌ی نشر الکترونیک با دید وسیع‌تری بنگریم و این امکان را نه صرفن ابزاری برابرنهاد برای نشرهای چاپی آزادی که وجود ندارند تلقی کنیم، بلکه از آن به‌عنوان امکانی مستقل از شیوه‌ی کهنسال خود یاد شود. با تمام این احوال، فضای مجازی یک امکان موجودیت‌یافته است که هم می‌توان از آن در شمایلی محدود بهره گرفت و یا زیست متفاوتی از زبان را به پیش راند و تجربه کرد، ولی مهم‌تر از همه رسیدن به فراغت از بازتولید نسخه‌های بدل چاپی است.

به‌مانند بسته‌ای آزمایشگاهی

سال‌ها از ورود نخستین ماشین چاپ به ایران می‌گذرد، پیش از آن هم چاپ و کتابت به صورت‌های دیگری در این کشور مرسوم بوده است، ولی با نگاهی تحلیلی و از سویه‌ی نحوی به کتاب‌های در دسترس از قرن‌های گوناگون، به‌روشنی می‌توان چند نکته‌ی اساسی پیرامون نسخه‌پردازی و صفحه‌آرایی کتاب‌ها را برجسته یافت. هر کدام از این موارد به‌تنهایی خود محل تحقیق جداگانه‌ای است که البته ضرورت پرداختن به آن، می‌تواند ارایه‌دهنده‌ی راهکارهای بسنده‌ای به‌منظور یک‌دست‌سازی اصول چاپ و نشر کتاب باشد.
حتا با نگاهی گذرا به متن‌های موجود از عصرهای گوناگون، شاهد خواهیم بود که از گذشته تا کنون نسخه‌پردازی و رعایت اصول صفحه‌آرایی آن‌چنان که باید رشد نکرده، بلکه بیشتر دچار دگرگونی و تغییر چیدمان شده است و البته این تغییرها ضرورتن بر پایه‌ی منطق و یا اصل خاصی صورت نگرفته است. نکته‌ی دیگر این است که به‌ویژه در قرن‌های اخیر، ما شیوه‌های سجاوندی و چینش متن‌ها را از کشورهای دیگر و به‌ویژه کشورهای غربی به عاریت گرفته‌ایم. اگرچه این امر موجب به‌سامان شدن شیوه‌های نگارشی و کتاب‌آرایی شده است، ولی هیچ‌گاه گروه متخصصی صرفن به این دلیل حضور نداشته است که توانمندی لازم را جهت انطباق اصول نحوی و صفحه‌آرایی زبان‌های بیگانه با زبان فارسی داشته باشد و آن را برای رسیدن به سلامت زبانی به کار گیرد. به‌این‌ترتیب اتفاقی که روی می‌دهد، ناهماهنگی‌ها و کاستی‌های غیر قابل اجتناب، به‌دلیل عدم انطباق حد اکثری نسخه‌ی وارداتی است. از سوی دیگر و از آن‌جا که بنیاد یا مرجع متمرکزی وظیفه‌ی این کار را بر عهده ندارد، بنابراین هرکس به صلاح‌دید و سلیقه‌ی خود و بنا بر آگاهی و دانش و همین‌طور میزان پایبندی و مسئولیت‌پذیری‌اش نسبت به زبان، اصولی را بر روی متن اعمال می‌کند.
مسلم است که تربیت و به‌کارگیری افراد متخصص و کاردان و همین‌طور به‌روزرسانی دانش ایشان در این مسیر، نیاز به منابع مالی و همین‌طور منابع و اصول آموزشی دارد و همچنین باید در نظر داشت که چنین ساختاری برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت کاربردی و دقیقی را طلب می‌کند که بر پایه‌ی آن نه افراد بلکه یک ساختار نظام‌مند اعمال نفوذ کند. این ساختار لزومن صلب و غیر منعطف نخواهد بود و از سویی زبان‌آوری هنرمندانه و از دیگر سو، حرکت زبانی روزمره و کوچه‌بازاری، می‌تواند زبان را به‌سوی پختگی و صیقل‌یافتگی بکشاند، ولی در هر حال همان‌طور که در هر حوزه‌ای می‌توان به تحلیل رفتار و سنجش راهکار، به‌عنوان گزینه‌ی تولید راهبرد و تحلیل رفتار نگریست، در این حوزه هم، چنین عملکردی اطمینان‌بخش خواهد بود.
اگرچه بسیار خوش‌بینانه است که برای زبان فارسی متداول در ایران، چنین تمهیداتی در نظر گرفته شود، ولی حتا اگر چنین راهکارهایی را هم در نظر بیاوریم، زبان نه در دست متخصصان امر و نه در کتابخانه‌ها و محیط‌های آکادمیک، بلکه در جاهای دیگری و در زیست‌های متفاوت‌تری بیش از گزینه‌های متصور ما رشد می‌کند و خود را به تکثیر و تحول می‌رساند. برای نمونه، با همه‌گیر شدن سرویس‌های سیار مخابراتی و در پی آن، گسترش فرستادن پیام‌های کوتاه یا همان اس‌ام‌اس و پس از آن، با گسترش فزاینده‌ی اینترنت و کارکرد آن و در پی این مهم، رویکرد روزافزون به نوشتار تحت وب، وبلاگ‌نویسی و سایر امکان‌های زبان‌آورانه‌ی این حوزه، آن‌چنان زبان، کارکردش و به‌کارگیری علامت‌های سجاوندی دچار دگردیسی شد که گاهی زیست گونه‌هایی از زیرشاخه‌های زبانی فقط در ساحت دنیای سایبری تعریف پذیرفتند و موجودیت یافتند. در هر حال نمی‌توان زبان را چون بسته‌ای آزمایشگاهی به دست متخصصان و کارشناسان امر رساند و یا چون زیستی کنترل‌شده به هستی‌اش اصرار ورزید، ولی شاید اگر این‌بار به زبان هستی‌یافته در دنیای متبین خود سری کشیدید، با دقت بیشتری به آن‌چه در ما حلول یافته است بنگرید.

ضرورت توسعه‌ی امکان

سال‌ها از آن زمان گذشته است که روی صفحه‌های پاپیروس افاضات شاهان و بزرگان را می‌نوشتند و یا روی پوست حیوان‌ها نامه می‌نگاشتند و به دست پیک می‌سپردند. جلوتر که بیاییم کاتبان و نسخه‌پردازان از دل تاریخ سربر می‌آورند و آرام‌آرام متن‌ها و کتاب‌ها گسترده‌تر می‌شوند تا برسیم به حروف سربی و چاپخانه‌های قدیم. پس از آن هم چاپ دیجیتال از راه می‌رسد و با یاری نرم‌افزارهای صفحه‌بندی و نسخه‌پردازی کتاب، بسیاری از موانع را از پیش پا برمی‌دارد، ولی اکنون که در عصر ارتباطات به سر می‌بریم و کتاب در قامتی دیگر رخ می‌نماید، صحبت از دنیای نوشتار و کتاب صحبت دیگری است.
از آمدن نخستین ماشین چاپ تاکنون، صنعت نشر رشد خیره‌کننده‌ای داشته است و در پی و به‌تبع آن، حوزه‌ی کتاب و بازار آن نیز دگرگون شده و سطح وسیع‌تری از اجتماع را به خود جذب کرده است. در گذشته کتابخانه‌های بزرگ و جامع، به‌خصوص در کشورهای اروپایی، از آن ثروتمندان و مالکان زمین و صاحبان طبقه‌ی اجتماعی خاص بوده است و این مساله، علم را در حلقه‌ی بسته‌ای محدود می‌کرد، ولی همیشه صنعت راهکاری در چنته دارد. در اروپا با رشد طبقه‌ی صنعتگر و با اهمیت پیدا کردن کار ایشان در چرخه‌ی تولید فئودالی، کم‌کم صنعت راه‌هایی را برای شکستن انحصار بسیاری از تسهیلات انحصاری در دست اشراف باز کرد. از دل این طبقه که بعدها طبقه‌ی بورژوا را به عرصه آورد، پیشنهادهایی برای گسترش عرصه در جهت رضایت متقاضی ایجاد شد و آن تولید ماشین‌هایی به‌منظور تکثیر بیشتر متون بود.درهرحال، از آن زمان تا به حال صنعت و تکنولوژی نشر، راه پرشتابی را طی کرده است و در این عصر که ما در آن به سر می‌بریم، تکنولوژی در قامتی دیگر به یاری اهل کتاب و مطالعه آمده است. استفاده از ابزارهای جانبی و نوآورانه برای تولید، نشر، پخش و خواندن کتاب، کتاب و نوشتار را از شکل کلاسیک و منقضی خود جدا کرده و به متن و نوشتار و کتاب‌بودگی شرایط خلق و موجودیت دیگرگونه‌ای را اهدا کرده است که باعث شده است تا کتاب هرچه بیشتر به روزمره و لحظه‌های ما سرک بکشد.
با همه‌گیر شدن اینترنت، تولید و نشر نوشتار در سطح فضای مجازی، موقعیت منحصربه‌فردی را برای خلق اندیشه پیش روی نهاد. در پی توسعه‌ی این امکان، ابزار و شیوه‌های نشر نوشتار جدی‌تر، وارد معرکه‌ی مخاطب و نویسنده شدند، به‌گونه‌ای که راهی که با صفحه‌های اچ‌تی‌ام‌ال ساده شروع شد، حالا برای خود صاحتی دست‌وپا کرده است و اندیشمندان حوزه‌ی خود را دارد تا پیرامون نوشتار فرامکان (Hyper Space) و موقعیت‌های خلاقانه‌ی حضور در فضای مجازی، نوشتار چندمنظوره و مغوله‌هایی از این دست به کنکاش و تولید اندیشه بپردازند. واقعیت این است که حوزه‌ی نوشتار در عصر حاضر، پیشنهادهایی را برای ما دارد که شاید تا به این زمان امکان بروز و یا اندیشیدن به آن‌ها هم وجود نداشته است، ولی پیشرفت هرروزه‌ی این حوزه، افقی را در برابر دیدگان می‌گشاید که می‌توان به آن به‌عنوان ابزاری بیش از یک تسهیل‌کننده‌ی صرف و بازتولیدکننده‌ی کتاب و نوشتار کلاسیک نگاه کرد و به این نحو چشم‌انداز زبان و دامنه‌ی امکان ارتباطی را گسترش داد و زبان را از چنبره و انحصار کتابت یک‌بعدی و کهن، به رهایی در مکان و زمان رسانید.

ورود به کتاب‌خانه

با گسترده شدن دنیای مجازی و با فراگیر شدن استفاده از اینترنت، حجم داده‌های نوشتاری بر روی این شبکه‌ی جهانی روزبه‌روز گسترش یافته است؛ تا آن‌جا که و‌‌ب‌سایت‌هایی به انتشار جدی کتاب‌های ارزشمند دست زده‌اند، وب‌سایت‌هایی فروش کتاب­ها را در دستور کار خود قرار داده‌اند، گروهی دیگر از آن‌ها در نشر مقاله‌ها، دانشنامه‌ها و کتابخانه‌های آن‌لاین به شهرت رسیده‌اند و تعدادی در حکم نشرهای تخصصی در حوزه‌های مختلف چون ادبیات، علوم انسانی یا رشته‌های هنری دست به فعالیت می‌زنند. گروهی در زمینه‌ی گونه‌ای از کتاب‌های الکترونیک فرامتن و فرارسانه‌ای فعال هستند که امکان چاپ کاغذی این نوع کتاب‌ها وجود ندارد و فقط مختص دنیای سایبری هستند، بعضی‌هایشان از آثار کلاسیک هر گوشه‌ای از جهان گنجینه‌ای را فراهم آورده‌اند که هرکس در هر گوشه‌ای از کره‌ی خاکی به فراخور علاقه‌ی خود، تنها با فشار چند دکمه، به آن‌ها دسترسی داشته باشد. همه‌ی این امکان‌ها اگر در برابر بوی خوش کتاب‌های قدیمی گذاشته شود، دریافته خواهد شد که شیرینی دسترسی آسوده به گنجینه‌ی عظیم نوشتاری سرتاسر کره‌ی خاکی و انتخاب خواندن، چاپ و نشر کتاب‌های دلخواه خود در چاپخانه‌ی خانگی، بوی دلپذیر آزادی را به ارمغان می‌آورد که بسی خوش‌تر است.
در این زمانه به‌همت کمپانی اپل برای همه‌گیر شدن آی‌پد در مدرسه‌ها و آموزشگاه‌ها، تخته‌سیاه‌های کوچک نوآموزان، دیگر به رویای سالیان دور تعلق دارد. از سوی دیگر، ورود ابزارهای استاندارد و مهربان با چشم، با استفاده‌ی آسان و امکانات خوب دسترسی و همچنین با توجه به حجم کم و آسانی جابه‌جایی، نیاز به کتاب‌های کاغذی هر روز کمرنگ‌تر می‌شود و از سوی دیگر، هر روز گونه‌های بهتری از ابزار موجود در بازار توسط کمپانی‌های رقیب در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد.
و اما در ایران، قصه کمی متفاوت است؛ با وجود محدودیت‌های بی‌شمار و فرساینده‌ی روند نشر کتاب و توزیع آن در بین مخاطبان و با توجه به نبود چاپ‌های جدید از برخی کتاب‌ها با وجود پرطرفداران بودن آن‌ها، کتاب‌های الکترونیکی به‌ویژه در میان نویسندگان نسل جوان و تازه‌نفس، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌ است و از طرف دیگر، پیشرفت نشر این کتاب‌ها، موجب شده است تا گروه‌هایی که در عرصه‌ی فرهنگی ایران مشروعیت و پذیرش ندارند نیز فرآورده‌های ادبی و فرهنگی خود را به دست مخاطبان خود برسانند. شاید مهم‌ترین مزیت این روند، برداشته شدن سانسورهای گونه‌گون از جمله سانسور خود نویسنده بر نوشتار باشد. مزیت این چرخه هرچه که باشد، حوزه‌ی قابل توجهی را به خود اختصاص داده است که به‌آسانی نمی‌توان از کنارش گذر کرد.
این‌که گروهی از مردم و به‌ویژه نسل پیشین اهل کتاب، هنوز نسبت به کتاب‌های کاغذی نوستالژی دارند و حاضر به استفاده از تکنولوژی‌های جایگزین نیستند، به قیمت قطع هزاران درخت و صرف ساعت‌ها وقت تمام می‌شود و همچنین روند انتقال کتاب از صاحب اثر به خواننده‌ی مشتاق را کندتر و باوسطه می‌کند، از سویی دیگر در کشوری چون ایران، حجم عظیمی از اندیشه و کلمه به محاق می‌رود.
متن‌های فارسی به هیات کتاب‌های الکترونیک پراکنده در دنیای مجازی، هنوز از سوی ادب‌دوستان فارسی‌زبان مورد توجه کافی قرار نگرفته‌اند. به‌طور قطع دلیل‌های متعددی برای این رفتار از سوی اهل اندیشه و فرهنگ وجود دارد، ولی هدف سلسله‌نوشته‌هایی زیر عنوان «کتابخانه‌ی کوچک من»، پرداختن به گستره‌ی در خور توجه کتاب‌های الکترونیکی فارسی‌زبان و معرفی آن‌ها به مخاطبان خوب رادیو کوچه است.