امنیت حضور

باید گاهی در مورد موضوع­هایی نوشت که شاید پیش پا افتاده به نظر برسند و یا به هیچ وجه نقطه­ی عطفی با حوزه­ی مفهومی مورد نظر نداشته باشند ولی واقعیت این است که گاهی چنان مربوط می­شوند که نمی­توان دامنه­ی این ارتباط را نادیده انگاشت حتا اگر آن مقوله­ی نامربوط هیچ موقعیت موجه شناختی­ای هم نداشته باشد. واقعیت این است که جامعه­ی انسانی خارج از آن چیزی که به­عنوان رسمیت این اجتماع از آن یاد می­شود، زیست غیررسمی و در خود فرورونده­ای را ظاهر می­سازد که هیچ گاه نمی­تواند با المان­های مقایسه­گر و تحلیلی آن بخش رسمی سنجیده شود بنابراین بخش پیشرونده­ی غیررسمی در هر لحظه پیشروی بی­قید و پرشتابش را ادامه می­دهد چراکه نظم موجود نه­تنها در صدد انکار برآمده است بلکه در پی ایجاد شبهه نیز هست.
نوشتار مجازی و کتابت در حوزه­ی سایبر با ادبیات مجازی و نشر الکترونیک متفاوت است اگرچه می­تواند در جاهایی متداخل هم باشد. این­که خواندن و نوشتن و پراکندن متن از ساحت کتاب برون­روی کرده است بسیار خوشایند است و این­که شکست محدودیت­ها در ذات خود می­تواند شکست مصونیت­های ویژه را نیز به همراه داشته باشد رویداد مبارکی است ولی این موضوع که نوشتار تحت وب را دست­آویز رفتارهایی با سویه­های متفاوت قرار دهیم حرف دیگری است. اگر خواست این باشد که به گونه­ای روشن­تر و مصداقی­تر به مساله نگاه شود، یکی از نمودهای پررنگ این ره­آورد را می­توان در نویسش و خوانش هر روزه­ای دید که در شبکه­های اجتماعی توسط کاربران وجود دارد گو این­که هر کس به­ناچار خطی از یادگار بر جای می­گذارد و اظهار نظری در جهت اعمال حضور بر حرف­های دیگری اعمال می­کند و این سلسله به راه خود ادامه می­دهد چراکه همه در این چرخه به گونه­ای رضایت خاطر دارند ولی پرسش این­جاست که این نوع از نوشتار به­ویژه به سبک ایرانیان فارسی­زبان، برای چه حادث می­شود و این انبوه نوشتار پراکنده و رهاشده بر روی شبکه­ای انسانی، چقدر می­تواند امنیت حضور داشته باشد؟ آیا امنیست حضور همان چیزی است که یک نوشتار به آن محتاج است و ایا این احتیاج برآورده می­شود و یا با شهود توطئه به پایان می­رسد؟ پرسش بعدی این است که آیا امکان دارد که در همین چیدمان به حضور نوع دیگری از ادبیت امید بست؟ ولی این­ها تنها تعدادی از آن پرسش­هایی هستند که می­توان بر روی آن­ها اندیشه کرد هرچند نمی­توان همواره یک قاعده­ی مستهلک را پیش کشید ولی شاید به بازی گرفتن آن قاعده­مندی مستهلک، بتواند ماشین­های تولید میل حضور را از کار بیندازد.

در مرز / بخش دوم

آن زمان که وارد ساحت جدید و ناشناخته­ای برای یک فعالیت مشابه می­شویم، نباید انتظار داشته باشیم که همه­چیز چون گذشته باشد و یا از سویی دیگر نباید در این امر بکوشیم که یک حضور همسان را برسازیم بلکه باید در نظر آورد که هر خواستگاه جدیدی به خودی خود ویژگی­هایی دارد که آن ویژگی­ها می­توانند کیفیت متفاوتی را نمایان سازند. تعریف نشریه با ورود به فضای سایبری دچار تغییر شده است به گونه­ای که این تغییر را تفاوت حوزه­ی سایبر برساخته است ولی این به آن معنا نیست که استانداردهای این حوزه دچار فروکاست شده­اند. در این مجال فقط به ویژگی­های گونه­ای از نشریه­ها پرداخته می­شود که به نشریه­های رسمی کاغذی بسیار نزدیک و متشابه هستند و شاید وقتی نسخه­ی چاپی آن­ها را با یاری گرفتن از چاپگر خانگی در دست بگیریم، آن­قدرها تفاوتی را نیابیم. این گونه از نشریه­های حوزه­ی سایبری، بسیار معتقد به سیاق گذشته هستند و تقریبن همه­ی المان­هایشان چه به لحاظ فرم، صفحه­بندی، طرح جلد، محتوا و حتا سیاست­گزاری متعلق به دنیای نشریه­های رسمی کاغذی هستند. این گونه­ی در مرز، فراگیرترین گونه­ی نشریه­های سایبری در میان فارسی­زبانان است آن­چنان که نسخه­ی الکترونیکی مجله­های کاغذی در خوزه­ی رسمی نیز با حضور در دنیای وب، اغلب در این حوزه حضور می­یابند.
نشریه­هایی با این کیفیت و با این نوع ساختار، به سبب در راه گرفتن شیوه­ی معمول و به­جهت این­که ذهن­های سنت­گرا و نوستالژی­زده از طرفداران آن هستند، توانسته­اند جای خود را در میان مخاطبان به­خوبی باز کنند و راه خود را بگشایند و از دیگر سو، رسانه­های دیگر با شیوه­ی عرضه­ی متفاوت و یا حتا با وجود به­کارگیری راه­های دیگر و بهره­گیری از ابزارها و امکان­های بیشتر نتوانسته­اند اقبال قابل توجهی را از آن خود کنند. اگرچه یکی از علت­های مهم این رویکرد مخاطبان، پیروی از سنت­های پیشین است ولی مسایل دیگری چون ابزار دردسترس، فیلترینگ شدید، نبود دانش کافی و همین­طور جایگیری نامناسب می­تواند از دلابل ناکارآمدی و عدم موفقیت این رسانه­ها باشد ولی در هر صورت این نشریه­ها نیز آرام­آرام در حال باز کردن راه خود هستند و هر روز به کیفیت آن­ها افزوده می­شود. این خبر خوبی است چرا که استفاده­ی هرچه بیشتر از امکان­های تحت وب می­تواند گام مثبتی در عرصه­ی رسانه­ای پویا باشد. نکته­ی قابل توجهی که در مورد نشریه­های در مرز جلب توجه می­کند این است که نشریه­هایی که در حال حاضر به سیاق نشریه­های کاغذی عمل می­کنند، بیشتر از آنِ حوزه­ای برمی­خیزند که از اتفاق در شمار نشریه­های رسمی نیست. برای نمونه می­توان از خیل قابل توجه نشریه­هایی نام برد که یا در گروه نشریه­های ادبیات غیررسمی و حاشیه­ای می­گنجند یا متعلق به سازمان­ها و گروه­های سیاسی­ای هستند که شانس حضور در جمع نشریه­های رسمی را ندارند. می­توان گفت که این نشریه­های طردشده در حوزه­ی نشر رسمی، خود را به دامن فضای مجازی پرتاب می­کنند صرفن به این دلیل که چاره­ی دیگری در چنته ندارند و مادامی که به فضای مجازی نه در قامت راه گشایش و حضوری تازه بل در جایگاه مفر و پناهگاه می­نگرند در بر همین پاشنه می­چرخد.

در مرز / بخش نخست

آن زمان که وارد ساحت جدید و ناشناخته­ای برای یک فعالیت مشابه می­شویم، نباید انتظار داشته باشیم که همه­چیز چون گذشته باشد و یا از سویی دیگر نباید در این امر بکوشیم که یک حضور همسان را برسازیم بلکه باید در نظر آورد که هر خواستگاه جدیدی به خودی خود ویژگی­هایی دارد که آن ویژگی­ها می­توانند کیفیت متفاوتی را نمایان سازند. عرصه­ی نشریه­ها و رسانه­های این­چنینی از جمله عرصه­هایی است که با جاری شدن در فضای سایبری و بهره­گیری از ویژگی­های این فضا، به دنیای دیگری ورود کرده است و حتا کیفیت­هایی را به خود گرفته است که فقط در حوزه­ی سایبری انتظار زیست آن­ها می­رود به عبارت دیگر تعریف نشریه با ورود به فضای سایبری دچار تغییر شده است به گونه­ای که این تغییر را تفاوت حوزه­ی سایبر برساخته است ولی این به آن معنا نیست که استانداردهای این حوزه دچار فروکاست شده­اند چراکه هر حوزه­ای خارج از تعریف­ها و استانداردهای عمومی­اش، مفاهیم و ابعاد خاص خصوصی­اش را نیز دارد و از طرفی هر گونه­ی تکثیر گونه­گون در این حوزه، صرف تشابه با گونه­های دیگر، برای خود تفرق­هایی دارد آن هم زمانی که کیفیت حضور بسته به محدودیت­های حداکثری نشریه­های رسمی کاغذی نمی­ماند ولی با این احوال، در این مجال فقط به ویژگی­های گونه­ای از نشریه­ها پرداخته می­شود که به نشریه­های رسمی کاغذی بسیار نزدیک و متشابه هستند و شاید وقتی نسخه­ی چاپی آن­ها را با یاری گرفتن از چاپگر خانگی در دست بگیریم، آن­قدرها تفاوتی را نیابیم. این گونه از نشریه­های حوزه­ی سایبری، بسیار معتقد به سیاق گذشته هستند و تقریبن همه­ی المان­هایشان چه به لحاظ فرم، صفحه­بندی، طرح جلد، محتوا و حتا سیاست­گزاری متعلق به دنیای نشریه­های رسمی کاغذی هستند.
شاید برای ورود به دنیای نشریه­های سایبری بهتر باشد از این گونه­ی در مرز نام برد و با آن شروع کرد. به خصوص این­که این فرم از نشریه بسیار در میان فارسی­زبانان ساکن دنیای مجازی رایج است ولی پرسش این جا ست که نخست، این نشریه­ها تا چه اندازه توانسته­اند در حوزه­ی جدید موفق باشند و دوم این­که این نشریه­های در مرز، به چه میزان با نشریه­های پیشینی تشابه دارند و تا به چه اندازه وارد زیست جدید مبتنی بر دنیای سایبر شده­اند و در پی آن، در واقع، یک نشریه در چنین فرمتی تا به چه اندازه می­تواند از قالب و محدوده­ی خود فراروی کند. این پرسش­ها و پرسش­های دیگری که در پی آن می­توان به صف کرد، می­توانند به تولید راهکار برای ادامه­ی راه یاری رسانند به گونه­ای که شاید امید آن به وجود آید که حتا در این ساحت در مرز هم بتوان به چشم­انداز دیگری دست یافت چراکه با در نظر آوردن کیفیت زیستی کنونی ما ایرانیان، از بهترین گزینه­های حرکت در حوزه­ی نوشتاری، رسانه­های سایبری هستند و می­توانند به زیست دوباره­ی این تبادل کمک کنند. این موضوع در برنامه­های پس از خود کامل می­شود و تلاش می­کند به هر گوشه­ای از زیستگاه رسانه­ی سایبری سرک بکشد.

ضرورت حضور

این روزها حضور ناشران رسمی که در حوزه‌ی کتاب چاپی فعالیت می‌کنند، در فضای مجازی بیش از پیش به چشم می‌آید و هر روز هم به شمار وب‌سایت‌های نشرهای این‌چنینی افزوده می‌شود. در دینای سایبری می‌توان حضور ایشان را ردیابی کرد که چگونه حضور در این فضا را ضرورت دانسته‌اند. از نشر ققنوس گرفته، تا مرکز و آگه و ماهی و نی و علمی‌فرهنگی و دیگران، هر نشر به فراخور توان و توشه‌اش و بنا بر شیوه‌ی مواجه‌اش با امکان‌های وب و از سویی با توجه به کیفیت استفاده‌اش از این امکان‌ها پایگاهی را در دنیای مجازی سامان داده است که می‌توان با توجه به بضاعت آن پایگاه، رویکرد نشر را نیز نسبت به این ابزار نوظهور یا دیریافته ارزیابی کرد ولی در هر حال فضای مجازی عرصه‌ای است که دیر یا زود استیلای حضورش را می‌قبولاند ولی این‌که این استیلا بر هر یک از حوزه‌های نشر، چگونه ظاهر شود و به چه نحو بازتاب یابد، خود جای کنکاش دارد.
از امکان‌‌های تحت وب می‌توان به گونه‌ای استفاده کرد که صرفن مابه‌ازایی از همان امکان‌های پیشین خارج از وب باشند، گاهی می‌توان از بعضی قابلیت‌های شتاب‌دهنده در این حوزه برای تسهیل فرآید استفاده کرد، گاهی تداخل پاره‌ای از برنامه‌ها موجب می‌شود به‌ناچار وارد فضای زیستی تحت وب بشویم. امروزه با اقبال شبکه‌های اجتماعی تحت وب در میان کاربران، ناشران نیز به این سمت شتافته‌اند تا این امکان حضور برایشان تبدیل به ضرورت وجود شود، گروهی از ناشران با تزریق اندیشه‌ی نسل جوان و عجین با دنیای سایبری، به‌جای بهره‌گیری از المان‌های پیشین در این فضا، به بهره‌گیری از مولفه‌های موجود در این پیوستار پرداخته‌اند به گونه‌ای که این فضا برای نشر ایشان موجودیتی را تعریف کرده است که با حذف فضای سایبری، آن موجودیت دچار نقصان می‌شود به عبارت دیگر، گاهی یک نشر از امکان‌هایی در دنیای مجازی استفاده می‌کند که مابه‌ازای همان امکان‌های پیشین با کیفیت و استاندارد بالاتری هستند برای نمونه، نامه‌نگاری و سفارش کالا از آن جمله‌اند، ولی گاهی یک نشر از امکان‌هایی بهره می‌جوید یا برای خود فضای فعالیتی را تعریف و تولید می‌کند که صرفن در همان نوع زیست، قابلیت بروز و کنش دارد. در هر حال، نشرها به فراخور این‌که به چه میزان آگاهی نسبت به این مقوله رسیده‌اند، از آن برداشت می‌کنند ولی آن‌چه در باره‌ی نشرهای فارسی‌زبان قابل اشاره و طرح است، استفاده‌ی حداقلی و بسیار ابتدایی از امکان‌های فضای سایبری است به‌گونه‌ای که این تصور را ایجاد می‌کند که ناشر مورد نظر به این امر مجبور بوده است.
باید این نکته را همیشه در نظر آورد که پدیده‌های جدید و امکان‌های نوظهور لزومن تکمیل‌کننده و یا نسخه‌ی به‌روزشده‌ی قدیمی‌ها نیستند بلکه با نگاهی وسیع‌تر می‌توان به امکان‌های بهتری دست یافت که لزومن در امتداد راه پیشین قرار ندارند ولی زیست متفاوتی را می‌توانند پیش بکشند. شاید بهترین کار شجاعت در برابر ناشناخته‌ها یا امکان‌های ارزیابی نشده است بدون آن‌که از بررسی منطقی آن‌ها سر باز زنیم. با همه‌ی این احوال، دنیای سایبری امکانی را در اختیار نهاده است که دیگر جزیی از ضرورت‌های ادامه‌ی حیات شده است و در صورت تمایل به زیست و حضور، باید قواعدش را آموخت چه بهتر این‌که از پتانسیل حداکثری آن نیز بهره‌برداری شود. متاسفانه نشرهای ما حتا در همان ساختار پیشنی خود نیز دچار چنان انحتاطی هستند که امید به بهبودشان بسیار ساده‌دلانه است چه برسد به این‌که بخواهیم به موجودیت کنونی ایشان در حوزه‌ای متفاوت دل ببندیم.

ضرورت توسعه‌ی امکان

سال‌ها از آن زمان گذشته است که روی صفحه‌های پاپیروس افاضات شاهان و بزرگان را می‌نوشتند و یا روی پوست حیوان‌ها نامه می‌نگاشتند و به دست پیک می‌سپردند. جلوتر که بیاییم کاتبان و نسخه‌پردازان از دل تاریخ سربر می‌آورند و آرام‌آرام متن‌ها و کتاب‌ها گسترده‌تر می‌شوند تا برسیم به حروف سربی و چاپخانه‌های قدیم. پس از آن هم چاپ دیجیتال از راه می‌رسد و با یاری نرم‌افزارهای صفحه‌بندی و نسخه‌پردازی کتاب، بسیاری از موانع را از پیش پا برمی‌دارد، ولی اکنون که در عصر ارتباطات به سر می‌بریم و کتاب در قامتی دیگر رخ می‌نماید، صحبت از دنیای نوشتار و کتاب صحبت دیگری است.
از آمدن نخستین ماشین چاپ تاکنون، صنعت نشر رشد خیره‌کننده‌ای داشته است و در پی و به‌تبع آن، حوزه‌ی کتاب و بازار آن نیز دگرگون شده و سطح وسیع‌تری از اجتماع را به خود جذب کرده است. در گذشته کتابخانه‌های بزرگ و جامع، به‌خصوص در کشورهای اروپایی، از آن ثروتمندان و مالکان زمین و صاحبان طبقه‌ی اجتماعی خاص بوده است و این مساله، علم را در حلقه‌ی بسته‌ای محدود می‌کرد، ولی همیشه صنعت راهکاری در چنته دارد. در اروپا با رشد طبقه‌ی صنعتگر و با اهمیت پیدا کردن کار ایشان در چرخه‌ی تولید فئودالی، کم‌کم صنعت راه‌هایی را برای شکستن انحصار بسیاری از تسهیلات انحصاری در دست اشراف باز کرد. از دل این طبقه که بعدها طبقه‌ی بورژوا را به عرصه آورد، پیشنهادهایی برای گسترش عرصه در جهت رضایت متقاضی ایجاد شد و آن تولید ماشین‌هایی به‌منظور تکثیر بیشتر متون بود.درهرحال، از آن زمان تا به حال صنعت و تکنولوژی نشر، راه پرشتابی را طی کرده است و در این عصر که ما در آن به سر می‌بریم، تکنولوژی در قامتی دیگر به یاری اهل کتاب و مطالعه آمده است. استفاده از ابزارهای جانبی و نوآورانه برای تولید، نشر، پخش و خواندن کتاب، کتاب و نوشتار را از شکل کلاسیک و منقضی خود جدا کرده و به متن و نوشتار و کتاب‌بودگی شرایط خلق و موجودیت دیگرگونه‌ای را اهدا کرده است که باعث شده است تا کتاب هرچه بیشتر به روزمره و لحظه‌های ما سرک بکشد.
با همه‌گیر شدن اینترنت، تولید و نشر نوشتار در سطح فضای مجازی، موقعیت منحصربه‌فردی را برای خلق اندیشه پیش روی نهاد. در پی توسعه‌ی این امکان، ابزار و شیوه‌های نشر نوشتار جدی‌تر، وارد معرکه‌ی مخاطب و نویسنده شدند، به‌گونه‌ای که راهی که با صفحه‌های اچ‌تی‌ام‌ال ساده شروع شد، حالا برای خود صاحتی دست‌وپا کرده است و اندیشمندان حوزه‌ی خود را دارد تا پیرامون نوشتار فرامکان (Hyper Space) و موقعیت‌های خلاقانه‌ی حضور در فضای مجازی، نوشتار چندمنظوره و مغوله‌هایی از این دست به کنکاش و تولید اندیشه بپردازند. واقعیت این است که حوزه‌ی نوشتار در عصر حاضر، پیشنهادهایی را برای ما دارد که شاید تا به این زمان امکان بروز و یا اندیشیدن به آن‌ها هم وجود نداشته است، ولی پیشرفت هرروزه‌ی این حوزه، افقی را در برابر دیدگان می‌گشاید که می‌توان به آن به‌عنوان ابزاری بیش از یک تسهیل‌کننده‌ی صرف و بازتولیدکننده‌ی کتاب و نوشتار کلاسیک نگاه کرد و به این نحو چشم‌انداز زبان و دامنه‌ی امکان ارتباطی را گسترش داد و زبان را از چنبره و انحصار کتابت یک‌بعدی و کهن، به رهایی در مکان و زمان رسانید.

ورود به کتاب‌خانه

با گسترده شدن دنیای مجازی و با فراگیر شدن استفاده از اینترنت، حجم داده‌های نوشتاری بر روی این شبکه‌ی جهانی روزبه‌روز گسترش یافته است؛ تا آن‌جا که و‌‌ب‌سایت‌هایی به انتشار جدی کتاب‌های ارزشمند دست زده‌اند، وب‌سایت‌هایی فروش کتاب­ها را در دستور کار خود قرار داده‌اند، گروهی دیگر از آن‌ها در نشر مقاله‌ها، دانشنامه‌ها و کتابخانه‌های آن‌لاین به شهرت رسیده‌اند و تعدادی در حکم نشرهای تخصصی در حوزه‌های مختلف چون ادبیات، علوم انسانی یا رشته‌های هنری دست به فعالیت می‌زنند. گروهی در زمینه‌ی گونه‌ای از کتاب‌های الکترونیک فرامتن و فرارسانه‌ای فعال هستند که امکان چاپ کاغذی این نوع کتاب‌ها وجود ندارد و فقط مختص دنیای سایبری هستند، بعضی‌هایشان از آثار کلاسیک هر گوشه‌ای از جهان گنجینه‌ای را فراهم آورده‌اند که هرکس در هر گوشه‌ای از کره‌ی خاکی به فراخور علاقه‌ی خود، تنها با فشار چند دکمه، به آن‌ها دسترسی داشته باشد. همه‌ی این امکان‌ها اگر در برابر بوی خوش کتاب‌های قدیمی گذاشته شود، دریافته خواهد شد که شیرینی دسترسی آسوده به گنجینه‌ی عظیم نوشتاری سرتاسر کره‌ی خاکی و انتخاب خواندن، چاپ و نشر کتاب‌های دلخواه خود در چاپخانه‌ی خانگی، بوی دلپذیر آزادی را به ارمغان می‌آورد که بسی خوش‌تر است.
در این زمانه به‌همت کمپانی اپل برای همه‌گیر شدن آی‌پد در مدرسه‌ها و آموزشگاه‌ها، تخته‌سیاه‌های کوچک نوآموزان، دیگر به رویای سالیان دور تعلق دارد. از سوی دیگر، ورود ابزارهای استاندارد و مهربان با چشم، با استفاده‌ی آسان و امکانات خوب دسترسی و همچنین با توجه به حجم کم و آسانی جابه‌جایی، نیاز به کتاب‌های کاغذی هر روز کمرنگ‌تر می‌شود و از سوی دیگر، هر روز گونه‌های بهتری از ابزار موجود در بازار توسط کمپانی‌های رقیب در اختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد.
و اما در ایران، قصه کمی متفاوت است؛ با وجود محدودیت‌های بی‌شمار و فرساینده‌ی روند نشر کتاب و توزیع آن در بین مخاطبان و با توجه به نبود چاپ‌های جدید از برخی کتاب‌ها با وجود پرطرفداران بودن آن‌ها، کتاب‌های الکترونیکی به‌ویژه در میان نویسندگان نسل جوان و تازه‌نفس، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌ است و از طرف دیگر، پیشرفت نشر این کتاب‌ها، موجب شده است تا گروه‌هایی که در عرصه‌ی فرهنگی ایران مشروعیت و پذیرش ندارند نیز فرآورده‌های ادبی و فرهنگی خود را به دست مخاطبان خود برسانند. شاید مهم‌ترین مزیت این روند، برداشته شدن سانسورهای گونه‌گون از جمله سانسور خود نویسنده بر نوشتار باشد. مزیت این چرخه هرچه که باشد، حوزه‌ی قابل توجهی را به خود اختصاص داده است که به‌آسانی نمی‌توان از کنارش گذر کرد.
این‌که گروهی از مردم و به‌ویژه نسل پیشین اهل کتاب، هنوز نسبت به کتاب‌های کاغذی نوستالژی دارند و حاضر به استفاده از تکنولوژی‌های جایگزین نیستند، به قیمت قطع هزاران درخت و صرف ساعت‌ها وقت تمام می‌شود و همچنین روند انتقال کتاب از صاحب اثر به خواننده‌ی مشتاق را کندتر و باوسطه می‌کند، از سویی دیگر در کشوری چون ایران، حجم عظیمی از اندیشه و کلمه به محاق می‌رود.
متن‌های فارسی به هیات کتاب‌های الکترونیک پراکنده در دنیای مجازی، هنوز از سوی ادب‌دوستان فارسی‌زبان مورد توجه کافی قرار نگرفته‌اند. به‌طور قطع دلیل‌های متعددی برای این رفتار از سوی اهل اندیشه و فرهنگ وجود دارد، ولی هدف سلسله‌نوشته‌هایی زیر عنوان «کتابخانه‌ی کوچک من»، پرداختن به گستره‌ی در خور توجه کتاب‌های الکترونیکی فارسی‌زبان و معرفی آن‌ها به مخاطبان خوب رادیو کوچه است.