نقطه‌ی کور / بخش دوم

در فضای ادبیات چه بخواهیم چه نخواهیم، مشروعیت خواسته­شده، از طریق مخاطب به دست می­آید حال چه مخاطب را مخاطب عام فرض کنیم و چه مخاطب خاص را مد نظر داشته باشیم و حتا چه در زمانی که منظور از مخاطب، همان حلقه­ی کوچک نویسندگانی باشد که خود می­خوانند و خود نیز می­نویسند. حال این­که دست­اندرکاران حوزه­ی نشر سعی دارند مشروعیت و اصالت را در حوزه­ی کاری خود محصور کنند، بحث دیگری است که خارج از آسیب­شناسی حوزه­ی کتاب، به آسیب­های عمیق­تری در جامعه­ی ایرانی اشاره دارد. مساله­ی حاضر اما با توجه به ورود دوباره­ی نویسنده­های ممنوعه به حوزه­ی نشر کاغذی و این بار از طریق انتشار زیرزمینی آثار، مربوط به حس دو گانه­ای است که از مقوله­ای با عنوان مشروعیت وجود دارد و به­اضافه­ی آن دوگانگی و تضاد در مفهوم کتاب­بودگی در قشرهای گوناگون در ارتباط با حوزه­ی کتاب است که دست آخر به خواننده نیز سرایت می­کند. در سال­های گذشته شاعران و نویسندگان زیادی کتاب­هایشان را با شوق فراوان پی­دی­اف می­کردند و هر سایتی را که باز می­کردی می­توانستی با یکی یا دو اثر تازه منتشرشده رو­به­رو شوی. حالا اما اگر کتاب پی­دی­افی در اینترنت قرار داده شود، به­طور حتم نسخه­ی چاپی­اش در بازار موجود خواهد بود. هر چند این بازار، بازار رسمی نیست. بازار این روزها بازار کتاب­های زیرزمینی است و این یعنی بازگشت به ادبیات کاغذی. پرسش این­جاست که آیا مشروعیت، حوزه­ای سیال است که نویسنده در هر زمان در جایی به­دنبال آن می­گردد و یا اصلن حوزه­ای رفتار کردن، برخوردی نامشروع به حساب می­آید که نویسنده را به ابتذال ارتباطی فرو می­کشاند؟
در هر حال هرچقدر هم که مشروعیت خود را در ظرف­های متفاوتی بریزد باز هم در ماهیت امر از عنصرهای پایه­ای خود تبعیت می­کند و اثر می­گیرد ولی این­جا بحث حتا بر سر مشروعیت نیست و حتا صحبت بر سر حوزه­ای برخورد کردن و درغلطیدن به ساحت ابتذال هم نمی­تواند باشد. شاید این­جا تنها باید سخن از چیزی به میان بیاید که در میانه نیست و آن این­که کتاب­بودگی کتاب و زیست متکثر آن به کدام موجودیتی اشاره دارد که این­قدر به مشروعیتی چنین و چنان تکیه می­کند؟ درواقع وقتی از کتاب در زبان فارسی سخن می­گوییم، دقیقن به کدام بخش آن و به کدام ویژگی­اش که کتاب­بودگی آن را دربر می­گیرد اشاره می­کنیم. واقعیت این است که در حال حاضر کتاب در هر حوزه­ای که نشر یابد فقط می­آید که آمده باشد و این نه به موضوع و کیفیت آن­چنان مربوط می­شود، نه حوزه و چگونگی نشر در آن دخیل است و نه حتا گروه مخاطبان در آن نقشی دارند. این همان چیزی است که ابژه­ی موجود را از مدلول خود چنان خالی می­سازد که مدام در پی مشروعیت ناموجود باید گشت.