موج‌های پی در پی

*آندره بازن منتقد سینمایی فرانسوی، سرشناس‌ترین و تاثیرگذارترین نظریه‌پرداز و منتقد فیلم در فرانسه بود که با رشته‌ای از مقاله‌ها به ایجاد و تاسیس نظریه‌ای موسوم به نظریه‌ی میزانسن همت گماشت. او در آنژر به دنیا آمد. بازن به همراه ژاک دونیول والکروز در سال 1951 نشریه­ی کایه‌دوسینما یا دفترهای سینمایی را تاسیس کرد. در این نشریه بسیاری از منتقدان و فیلمسازان آینده­ی موج‌ نوی فرانسه مقالاتی نگاشتند*. او خود در این نشریه مقالاتی نگاشت که عمومن پس از مرگش به‌صورت کتاب‌هایی منتشر شدند. یکی از مهم‌ترین کتاب­های بازن که در واقع مانند مرحمی برای سینمادوستان محسوب می­شود، کتاب‌های سینما چیست؟ است که در ایران هم توسط محمد شهبا به فارسی برگردانده شده و انتشارات فارابی آن ­را به چاپ رسانیده است. آندره بازن در این کتاب­ها به تحلیل سینما می­پردازد و اعتقاد شدید خود را به استفاده­ از نماهای باز و برداشت­های طولانی و همچنین استفاده از میزانسن­های عمقی نشانگر نما بیان می­کند.
بازن در مجموعه‌ی سینما چیست، بیان می­کند که سینماگر باید دیدگاه­های شخصی خود را داشته باشد در غیر این صورت مقلدی بیش نیست. این دبیر و مفسر مجلات پیشگام سینمایی‌ فرانسه، به‌شدت به روی سینماگران موج نوی‌ فرانسه که گرد او در مجله‌ی «کایه دو سینما» جمع‌ بودند تاثیر گذاشت. یکی از کسانی که با نظریات بازن عمیقن ارتباط برقرار می­کرد، فرانسوا تروفو بود که نظریه­ی سینماگر مولف بازن بر او عمیقن اثر نهاد. در کتاب سینما چیست مطالعات بازن در مورد آثار برسون، چاپلین، روسلینی، بونوئل، اشتروهایم و فلینی صحبت می­کند و سینمای آن‌ها را به بحث می­کشاند. آن‌چه نویسنده در این کتاب به مخاطب ارائه می‌کند، روش درست دیدن فیلم است. او به آنانی که سواد لازم برای دیدن یک فیلم را ندارند می­آموزد که چگونه فیلم­ها را باید دید، ریزه­کاری­های آن‌ها را شناخت و با دیدی ورای تنها روایت یک داستان به آن‌ها نگاه کرد. یک فیلم، ارزش­های اقتصادی؛ اجتماعی، سیاسی هم دارد که کارکردش در جامعه خوانش جدیدی را شامل می­شود. بازن در کتابش فیلم بد را از فیلم‌های خوب،خوش‌ساخت و بی‌مصرف جدا می‌کند. و به منتقدان می­گوید که چرایی و دلایلشان را در نقد فیلم­ها بیاورند تا معلوم شود که نگاه او به فیلم از کدام زاویه بوده است و آیا او اصلن فیلم را خوانده است یا خیر؟
بازن و هم‌عصرانش به‌دنبال بازاندیشی مسایل بنیادین‌ سبک فیلم در پرتو تحولات دهه‌های 1930 و 1940 بودند. بازن و منتقدان دیگر از بطن فرهنگ سینمایی غنی پاریس‌ پس از جنگ، دست به خلق مفهوم تازه‌ای از فیلم در مقام‌ هنر، زدند و این مفهوم تازه، الگوی جدیدی از تاریخ سبک‌ را در دامان خود پروراند. او در کتاب سینما چیست خود به این مقوله پرداخت که قابلیت­های کاملن رئالیستی فیلم­ها می­تواند بر دگردیسی که نیروهای هنری را تحریف می­کنند غلبه کند و به این ترتیب می­تواند از این طریق خود را به‌عنوان یک هنر تعریف کند. بازن معتقد است که سینما یک هنر محض است و صرفن قصه­گویی نیست. بازن در این کتاب معتقد است که حتا آوانگارد مقدس سورئالیسم و «سینمای ناب» نقش چندانی در تحول سینما نداشته است. خواندن بازن هنوز هم می‌تواند این نوید را بدهد که سینمایی از دل خود بیرون بیاورد.