ضرورت حضور

این روزها حضور ناشران رسمی که در حوزه‌ی کتاب چاپی فعالیت می‌کنند، در فضای مجازی بیش از پیش به چشم می‌آید و هر روز هم به شمار وب‌سایت‌های نشرهای این‌چنینی افزوده می‌شود. در دینای سایبری می‌توان حضور ایشان را ردیابی کرد که چگونه حضور در این فضا را ضرورت دانسته‌اند. از نشر ققنوس گرفته، تا مرکز و آگه و ماهی و نی و علمی‌فرهنگی و دیگران، هر نشر به فراخور توان و توشه‌اش و بنا بر شیوه‌ی مواجه‌اش با امکان‌های وب و از سویی با توجه به کیفیت استفاده‌اش از این امکان‌ها پایگاهی را در دنیای مجازی سامان داده است که می‌توان با توجه به بضاعت آن پایگاه، رویکرد نشر را نیز نسبت به این ابزار نوظهور یا دیریافته ارزیابی کرد ولی در هر حال فضای مجازی عرصه‌ای است که دیر یا زود استیلای حضورش را می‌قبولاند ولی این‌که این استیلا بر هر یک از حوزه‌های نشر، چگونه ظاهر شود و به چه نحو بازتاب یابد، خود جای کنکاش دارد.
از امکان‌‌های تحت وب می‌توان به گونه‌ای استفاده کرد که صرفن مابه‌ازایی از همان امکان‌های پیشین خارج از وب باشند، گاهی می‌توان از بعضی قابلیت‌های شتاب‌دهنده در این حوزه برای تسهیل فرآید استفاده کرد، گاهی تداخل پاره‌ای از برنامه‌ها موجب می‌شود به‌ناچار وارد فضای زیستی تحت وب بشویم. امروزه با اقبال شبکه‌های اجتماعی تحت وب در میان کاربران، ناشران نیز به این سمت شتافته‌اند تا این امکان حضور برایشان تبدیل به ضرورت وجود شود، گروهی از ناشران با تزریق اندیشه‌ی نسل جوان و عجین با دنیای سایبری، به‌جای بهره‌گیری از المان‌های پیشین در این فضا، به بهره‌گیری از مولفه‌های موجود در این پیوستار پرداخته‌اند به گونه‌ای که این فضا برای نشر ایشان موجودیتی را تعریف کرده است که با حذف فضای سایبری، آن موجودیت دچار نقصان می‌شود به عبارت دیگر، گاهی یک نشر از امکان‌هایی در دنیای مجازی استفاده می‌کند که مابه‌ازای همان امکان‌های پیشین با کیفیت و استاندارد بالاتری هستند برای نمونه، نامه‌نگاری و سفارش کالا از آن جمله‌اند، ولی گاهی یک نشر از امکان‌هایی بهره می‌جوید یا برای خود فضای فعالیتی را تعریف و تولید می‌کند که صرفن در همان نوع زیست، قابلیت بروز و کنش دارد. در هر حال، نشرها به فراخور این‌که به چه میزان آگاهی نسبت به این مقوله رسیده‌اند، از آن برداشت می‌کنند ولی آن‌چه در باره‌ی نشرهای فارسی‌زبان قابل اشاره و طرح است، استفاده‌ی حداقلی و بسیار ابتدایی از امکان‌های فضای سایبری است به‌گونه‌ای که این تصور را ایجاد می‌کند که ناشر مورد نظر به این امر مجبور بوده است.
باید این نکته را همیشه در نظر آورد که پدیده‌های جدید و امکان‌های نوظهور لزومن تکمیل‌کننده و یا نسخه‌ی به‌روزشده‌ی قدیمی‌ها نیستند بلکه با نگاهی وسیع‌تر می‌توان به امکان‌های بهتری دست یافت که لزومن در امتداد راه پیشین قرار ندارند ولی زیست متفاوتی را می‌توانند پیش بکشند. شاید بهترین کار شجاعت در برابر ناشناخته‌ها یا امکان‌های ارزیابی نشده است بدون آن‌که از بررسی منطقی آن‌ها سر باز زنیم. با همه‌ی این احوال، دنیای سایبری امکانی را در اختیار نهاده است که دیگر جزیی از ضرورت‌های ادامه‌ی حیات شده است و در صورت تمایل به زیست و حضور، باید قواعدش را آموخت چه بهتر این‌که از پتانسیل حداکثری آن نیز بهره‌برداری شود. متاسفانه نشرهای ما حتا در همان ساختار پیشنی خود نیز دچار چنان انحتاطی هستند که امید به بهبودشان بسیار ساده‌دلانه است چه برسد به این‌که بخواهیم به موجودیت کنونی ایشان در حوزه‌ای متفاوت دل ببندیم.

چرخه‌ی معیوب

«علی شفیعی، نماینده‌ی مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، از شیوه‌ی صدور مجوز کتاب در وزارت ارشاد انتقاد کرد.به گزارش خبرگزاری مهر، علی شفیعی گفت که “سختگیری”‌های وزارت ارشاد برای صدور مجوز کتاب، زیاد است و باید در این خصوص “یک تجدید نظر اساسی” صورت بگیرد.
در سال‌های اخیر، وزارت ارشاد، ممیزانی را در شهرهایی نظیر مشهد، قم و اصفهان به کار گرفته است تا به‌صورت مستقل، به بررسی کتاب‌های ناشران مستقر در این مناطق و صدور مجوز یا رد کتاب‌های عرضه‌شده از سوی آن‌ها بپردازند.» درحالی نماینده‌ی مجلس خبرگان به انتقاد آشکار از دامنه‌ی سانسور و به‌ویژه سانسور منطقه‌ای پرداخته است که سال‌هاست کتاب‌هایی که غیر قابل چاپ اعلام نمی‌شوند یا پیش از سپردنشان به دست ممیز دست‌اندرکارانشان از صرافت چاپ آن‌ها می‌افتند، در چرخه‌ی سانسور و حذف و تعدیل، به تکه‌پاره‌های بدنی تشریح‌شده بیشتر شباهت دارند. نکته این‌جاست که هر روز دامنه‌ی این سانسور بیشتر و بیشتر می‌شود و علاوه‌بر آن، نام‌های بیشتری در فهرست طردشدگان ارشاد اسلامی قرار می‌گیرند. شاید در نگاه نخست این دامنه‌ی محدودیت‌ها باشد که به چشم می‌آید، ولی واقعیت پنهان، خبر از ترویج زبان شرحه‌شرحه‌ی ناکارآمدی می‌دهد گه به‌جای واژه‌آفرینی، مدام پیچیده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و این گونه است که زبان فارسی هر روز به مجاز و ایهام و کنایه نزدیک‌تر می‌شود و زبان مردم کوچه و بازارش نیز از زبان مکتوب بیرون‌آمده از ارشاد اسلامی وام می‌گیرد و به این شکل، همه‌ی افراد اجتماع مستقیم یا غیر مستقیم توسط دستگاه سانسور به‌سمت مغلق‌گویی و زبان رازگونه هدایت می‌شوند.
با نگاهی به فهرست اقلام ممیزی که ارشاد اسلامی به ناشران و رسانه‌ها ابلاغ می‌کند می‌توان به اوج فاجعه پی برد. باورکردنی نیست که گروهی به کار جراحی چیدمانی در این ساحت بنشینند و حتا ذهن مخاطب خود را نیز قالب‌بندی کنند. واقعیت پررنگ‌تر اما بهایی است که از سویی پدیدآورنده‌ی کتاب و از سوی دیگر مخاطب آن خودخواسته می‌پردازند، آن‌ها بسته‌های فرهنگی پیش‌بینی‌شده را دریافت می‌کنند و ذهن خود را با خواست سانسورچی‌ها تطبیق می‌دهند. شاید ده سال پیش یا پیشتر از آن به‌دلیل امکان‌های محدود ارتباطی، این پرسش به جا نبود و باید به راهکارهایی این‌چنینی بسنده می‌شد، ولی حالا که در این سطح گسترده می‌توان به یاری فضای سایبری، سد سانسور را شکست چرا همچنان به این بازی نابرابر تن داده می‌شود؟
شاید پاسخ به این پرسش پیچیده‌تر از آن باشد که یک یا چند فاکتور را عامل آن دانست، ولی شاید بیش و پیش از هرچیز یک نکته از همه مهم‌تر باشد و آن، اهمیت چرخه‌ی اقتصاد در هر روند آفرینشی و هر جستار از زندگی باشد. واضح است که چرخه‌ای که درآمدزا نباشد، تولید محصول نکند و در روند خود معیوب باشد نمی‌تواند و نباید از آن انتظار داشت که به زیست خود ادامه دهد و رشد و بالندگی داشته باشد. از سویی دیگر باید به طناب نامرئی هدایت و کنترل دستگاه سانسور در هریک از افراد این جامعه اشاره کرد، اکنون می‌توان هر یک از اعضای این اجتماع انسانی را یک دستگاه سانسور مخوف دانست که خودکار عمل می‌کند و نیازی به مدیریت ندارد. این مساله را می‌توان با نگاهی به ادبیات حوزه‌ی اینترنت و فضاهای رسانه‌ای آزاد دریافت، وقتی هنوز سانسورچی درونی در هر فرد وجود دارد و کار خودش را می‌کند، وقتی متن‌هایی که در فضای آزاد و بدون فشار سانسور نوشته می‌شوند هم مدام خود و نویسنده‌ی خود را و در نهایت مخاطب خود را سرگردان و گنگ می‌گذارند چراکه هر نویسنده، هر مخاطب، هر روشنفکر و هر فرد اجتماعی اکنون خود یک سانسورچی بی‌جیره و مواجب است.
اگر این ماشین کنترل از سوی اجتماع تغذیه شود، می‌تواند هر فرد را به ماشین کنترلی تبدیل کند که در دل خود به بازتولید سیستم یاری رساند. این تکثیر به تولید کلونی کمک می‌کند و این کلونی از فردیت چیزی به‌جز شکل متفاوت یک تولید متکثر باقی نمی‌گذارد.

خوراک کودکی

کتابخوانی و ایجاد علاقه‌مندی به کتاب و مطالعه از مواردی است که باید از زمان کودکی در فرد نهادینه شود و با او رشد کند تا به عادتی هر روزه تبدیل شود. هر فرد بدون در نظر گرفتن حوزه‌ی کاری و سواد آکادمیک، باید دارای سطح متناسب و استانداردی از آگاهی و محفوظات ذهنی باشد تا این سطح ضمن بالا بردن میانگین دانش و خردورزی جمعی، به شخص مورد نظر نیز در زندگی روزمره یاری رساند. در این راستا، بدنه‌ی هر جامعه به‌ویژه نهادهای فرهنگ‌ساز هستند که وظیفه‌ی برنامه‌ریزی و تهیه‌ی خوراک فرهنگی را بر عهده دارند.
حال در این رهگذر چه از سوی نهادهای فرهنگ‌ساز و چه از سوی والدین و کسانی که سرپرستی کودکان و وظیفه‌ی آموزش و پرورش ایشان را برعهده دارند، توجه به ضرورت برنامه‌ریزی و سامان‌دهی خوراک ذهنی و آذوقه‌ی کتاب کودک در سبد نیازمندی­های این قشر باید در نظر گرفته شود. اگرچه ضرورت توجه به مبحث کتاب و کتابخوانی کودکان حیاتی است، ولی از سوی دیگر، آن‌چه به‌عنوان جیره‌ی فرهنگی کودک برای او تهیه دیده می‌شود از اهمیت بیشتری برخوردار است.
با نگاهی گذرا به بازار رسمی کتاب و محصولات فرهنگی حوزه‌ی کودک در ایران، نظاره‌گر این واقعیت خواهیم بود که به‌جز چند ناشر انگشت‌شمار که همواره و از آغاز فعالیت خود، اصل را بر اولویت کودک گذاشته‌اند و با آگاهی و احاطه به این حوزه پیش رفته‌اند، ولی با کمال تاسف اغلب قریب به اتفاق ناشرانی که در این حوزه کار می‌کنند، اهمیت کودک و خوراک فرهنگی او را در انتهای فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند و بیشتر این ناشران بدون دانش و تجربه‌ی کافی، در حوزه‌ای چنین خطیر مشغول هستند بدون این‌که به مسئولیت کاری خود واقف باشند.
باری، در این زمانه که رایانه‌های خانگی همه‌جا را پر کرده‌اند و هر کودک از آغاز تولد خود با مظاهر تکنولوژی رویارویی دارد و از همان ابتدا شیوه‌ی کار با هر وسیله‌ی تکنولوژیک را به‌خوبی فرا می‌گیرد، محدود کردن خوراک فرهنگی کودک به شکلی خاص در شمایل کلاسیک آن بیهوده است و علاوه‌بر آن، بازخورد کافی را برای جذب کودک این‌زمانی ندارد. انتظار می‌رفت با توجه به اوضاع ناامیدکننده‌ی بازار کتاب رسمی در ایران و با در نظر گرفتن قابلیت‌های فوق‌العاده‌ی فضای مجازی و دیجیتال، اقبال تولیدکنندگان و نویسندگان کودک به این ساحت جدید بیشتر از میزان تاسف‌باری باشد که در حال حاضر با آن روبه‌رو هستیم. در حال حاضر به‌جز چند کتاب آموزشی قابل قبول به زبان ساده برای کودکان، نسخه‌ی پی‌دی‌اف چند جلد از کتاب‌های هری پاتر و چندین کتاب کم‌مایه‌ی پراکنده در این‌سو و آن‌سوی دنیای سایبری، هیچ تلاش قابل اشاره‌ای در حوزه‌ی کتاب کودک و فعالیت رسانه‌ای در این راستا وجود ندارد درصورتی‌که این فضای به‌وجودآمده بهترین گزینه برای ایجاد عادت خواندن و فعالیت فکری برای نسل فرداست.