خارج از دایره

اگر بخواهیم به‌دقت به نامه‌های بر جای‌مانده از روزگاران از افراد مختلف و به‌ویژه سرآمد توجه کنیم، می‌توانیم گونه‌ای از ادبیات را متمایز کنیم که در آن می‌توان به وجوه خاصی اشاره کرد که در انواع دیگر قابل دسترسی و اکتشاف نیستند. نامه‌ها دارای چهره‌های متفاوتی هستند که چشم‌اندازهای گوناگون و گاه متضادی از فرد نگارنده و حتا فرد مخاطب را جلوه‌گر می‌کنند. نامه‌ها مخاطب را به دنیای موازی‌ای هدایت می‌کنند که در عین این‌که در حال حاضر می‌توان حضور دو سوی نامه را حس کرد، غیاب آن‌ها را هم می‌توان متصور شد و این دوگانگی حضور و غیاب، نوشتار در دست را از جایگاه نامه‌نگاری صرف جدا می‌کند. در هر حال، نامه‌های مراوده‌شده با هر مضمون یا به هر مقصودی که نگاشته شده باشند به مخاطب سوم خارج از دایره‌ی فرستنده و گیرنده، حضوری میانجی را هدیه می‌دهند گویی که میانجی، قطب سوم یک ارتباط است و می‌تواند در سرنوشت نامه‌ها دخیل باشد. به نقل از ابراهیم گلستان این مرد گفته است که کسی که قدیم را بفهمد، جدید را حتمن می‌فهمد یا متمایل است بفهمد. این مرد که گلستان از او سخن به میان می‌آورد، نیما یوشیج شعر ایران است که شاهراهی را برای ورود شعر و ادب فارسی به مسیر تازه‌اش ایجاد کرد. مرور بر اندیشه و تاریخ زندگی نیما علاوه بر خوانش شعرهای او، می‌تواند گره‌گشا باشد از آن‌جهت که همان‌طور که خود او می‌گوید، باید قدیم را فهمید تا بتوان قدم به آینده نهاد.
این کتاب با عنوان «سه نامه به صادق هدایت، احسان طبری، شین پرتو» به‌جز سه نامه‌ای که نیما یوشیج به این سه تن نوشته است، مقدمه‌ای با عنوان «بر پیشانی» را نیز دربر گرفته است که به قلم امیر حکیمی نوشته شده است. او در این مقدمه می‌کوشد تا هدف خود را از آوردن این سه نامه در کنار هم و در این کتاب تشریح کند. او در آغاز مقدمه‌ی خود یادآور می‌شود که از این جهت این سه نامه را از میان نامه‌های نیما برگزیده است که در فاصله‌ی سال‌های 1315 تا 1325 خورشیدی نگاشته شده‌اند. او معتقد است که این بازه‌ی زمانی در مسیر نسج و نظم اندیشه‌ی نیما اهمیت دارد. گردآورنده‌ی این نامه‌ها تلاش دارد تا از میانه‌ی سطرها سیر تفکر نیما را بنمایاند و خواننده را نیز دعوت کند تا با تمرکز بر این نامه‌ها علاوه بر توجه به شیوه‌ی نگارش نثر شاعر جریان‌ساز، نگاه شاعر به هنر، فلسفه و ادبیات را هم درک کند. کار امیر حکیمی در این کتاب آن‌طور که خود در مقدمه بیان می‌کند، صرف قرار دادن سه نامه در کنار هم نبوده است، او کوشیده است تا با تطبیق نسخه‌های مختلف، متن اصلی و اصیل را پیش روی خواننده‌ی خود نهد. حکیمی نسخه‌ی حاضر را با ویراستاری خود منتشر کرده است چراکه به اعتقاد او نسخه‌های پیشین دارای سلامت سجاوندی نبوده‌اند. این کتاب که در نود و هفت صفحه به‌صورت پی‌دی‌اف در فضای مجازی قرار گرفته است، امید است که بتواند مخاطب را به‌جانب آثار مکتوب دیگر نیما ترغیب کند. «ولی فانتزی‌های انسانی هم خودش صنعتی است و جانشین هر حقیقت واقع می‌شود. زن به لباس مرد و مرد در لباس زن است. انسان اگر دقیق نباشد، همه‌چیز حقیقت است و معنای حقیقی خود را داراست. مطالبی که من به آن متوجه هستم از این لحاظ مورد نظر است که اگر صنعت بخواهد برای فهم ذوق و احساسات تربیت‌شده‌ی عده‌ای جذابیت خود را دارا باشد – چنان‌که از دسترس عمومی در آمده و فهم اساسی آن برای طبقات بالاتر هست – باید با فهم و ذوق و احساسات تربیت و تصفیه شود.»