صاحبخانه شمایید / بخش نخست

باقر کتابدار یکی از افرادی است که سال‌هاست در حوزه‌ی معرفی و پخش کتاب‌های الکترونیک فعال است. او در تلاش است تا فارغ از سلیقه‌ی شخصی خود کتاب‌هایی را در اختیار دوستداران کتاب قرار دهد که کم‌تر به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنند یا کتاب‌هایی را معرفی کند که فرصت پخش و خوانش محدودتری دارند. در این میان هستند کسانی که بیش از دغدغه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی و گسترش حوزه‌ی نشر در فضای اینترنت، به فکر نام و آوازه‌ی خود هستند. ایشان فارغ از این‌که فضای مجازی را فرصت مناسبی برای فعالیت سالم در حوزه‌ی نشر بدانند و از این فضای آزاد برای رهایی از بند سانسور حکومتی استفاده کنند، متصور هستند که این صحنه هم نیازمند تصاحب بی‌چون و چرای آن‌هاست. این افراد حتا به خود زحمت فعالیت در این زمینه را هم نمی‌دهند و فعالیت‌هایی را دنبال می‌کنند که اغلب از ایشان در حوزه‌ی غیر مجازی هم دیده شده است و یا انتظار می‌رود. قضیه صرفن به بازنشر یا پخش و توزیع چند کتاب مربوط نمی‌شود بلکه بسیار دیده شده است که این افراد سودجو بنا بر هر دلیل شخصی یا محفلی، با حذف لگو و مشخصات کتاب‌ها مدعی نشر آن‌ها شده‌اند. اگر امکان کتاب‌های الکترونیک پدیده‌ای تازه است ولی واقعیت این است که زیر پا گذاشتن قوانین کپی‌رایت به هر دلیلی موضوع تازه‌ای نیست. حوزه‌ی اینترنت و نشر کتاب در آن، صرفن مجالی برای تنفس در دنیای بدون سانسور و آزاد نیست حتا کشورهایی که از آزادی نشر نیز برخوردار هستند در این حوزه پیشگام‌اند چراکه این حوزه‌ فارغ از تمام مسایل، گونه‌ی دیگری از کتاب‌بودگی را پیش رو می‌نشاند و تاسف‌بار این‌که این محیط هم به دلایلی از خط و مشی اخلاقی نشر خارج شده است.
فضای بسته‌ی ایران چه در حوزه‌ی اندیشه و چه در حوزه‌ی تبادل آن، همواره مستعد سوءاستفاده‌ی کسانی است که راه‌های دور زدن را خوب بلدند و به‌خوبی آموخته‌اند که در هر فضایی منفعت خود را تعمین کنند. فضای آشفته‌ی داخلی، سختگیری‌های وزارت ارشاد، خانه‌نشینی و خاموشی گروهی از نویسندگان و متفکران، جدی‌گرفته نشدن فضای مجازی به‌عنوان آوردگاهی برای بیان اندیشه توسط پاره‌ای از اهل قلم و خوانندگان کتاب، کمبود کار منسجم و تشکل‌های سازمان‌یافته در این حوزه، نبود استانداردهای کیفی و کمی و هم‌چنین قوانین لازم و از دیگر سو، نبود نظارت بر حوزه‌ی نشر و پخش کتاب و بسیاری از موارد دیگر که گروهی از آن‌ها خاص شرایط رکود اجتماعی است، دست به دست هم داده‌اند تا گوشه‌ای از کار را کسانی بگیرند که دغدغه‌ای در حوزه‌ی کتاب ندارند. این‌که این افراد چرا به این حوزه ورود می‌کنند خود بحث دیگری است که آسیب‌شناسی ویژه‌ی خود را می‌طلبد. واقعیت این است که نادیده‌ گرفتن حق مولف و پس از آن حق ناشر، آن هم در فضای مجازی بیش از آن‌که یک معضل حقوقی باشد یک معضل فرهنگی است و باید ریشه‌یابی شود و اگر غیر از این باشد، این دریچه‌ی تنفس ِهرازگاهی را هم از دست خواهیم داد. پایگاه نشر و پخش الکترونیک برای هر ایرانی در هر نقطه‌ای از جهان، فقط یک پایگاه منحصر به پخش گونه‌ای از کتاب نیست بلکه ارزشمندی بالاتری دارد. این پایگاه برای هر یک از ما حکم شاه‌راهی را دارد که می‌تواند حیات رو به زوال زیست فرهنگی و اندیشگانی‌مان را بهبود بخشد چراکه این مسیر از قلب اندیشه‌ای می‌گذرد که تلاش برای بستن راهش بی‌وقفه و سازمان‌یافته بوده است و هنوز هم ادامه دارد. خارج از تمام این‌ها اگر قرار باشد در بخش کتاب و حوزه‌ی فرهنگی که خواستگاه اندیشه‌ورزی و تعقل است چنین رویکردهایی گسترش یابد دیگر نمی‌توان انتظاری از ساحت‌های دیگر داشت.

با صدای تو می‌بینند

درباره‌ی «سرزمین سخن» چنین آمده است که «شرکت سامسونگ با هدف ارتقای سطح آموزش و ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی، تصمیم به راه‌اندازی کتابخانه‌هایی صوتی (با داستان‌هایی جذاب و شنیدنی) برای کودکان و نوجوانان نابینا گرفته تا امکان تازه‌ای برای آشنایی بیشتر این کودکان با ادبیات و استفاده‌ی بیشتر آنان از فن‌آوری فراهم شود. شما هم می‌توانید قصه‌گوی یکی از داستان‌هایی باشید که می‌خواهید با صدای‌تان به گوش کودکان نابینا برسانید. برای این کار کافی است یکی از پنج داستان موجود در صفحه را انتخاب کنید و به‌کمک پنجره‌ای که ظاهر می‌شود صدای خود را ضبط و سپس فرم مشخصات را پر کنید. تا آخر مهرماه 1391 فرصت دارید که نمونه‌ی صدای خود را بفرستید. پس از آن از برترین صداها برای ضبط استودیویی دعوت خواهد شد. پرسش‌ها و پیشنهادهای خود را می‌توانید از طریق صفحه‌ی “ارتباط باسرزمین سخن ارسال کنید.
ما و آن‌ها منتظر شنیدن صدای شما هستیم.»
اگر کودکی شما هم با حسرت پیدا کردن فردی گذشته باشد که برایتان کتابی را ورق بزند تا گوش‌های‌تان آهنگ کلام را نوازش کنند، اگر همیشه برای خواندن کتاب دچار مشکل بوده‌اید و یا اصولن اگر به‌هیچ‌عنوان قادر به دیدن کتاب نبوده‌اید و حتا اگر شنیدن کتاب را به خواندن آن ترجیح می‌دهید، شما هم چون من پس از رویارویی با این خبر چنان شادمان می‌شوید که تلاش می‌کنید این خبر را هر چه بیشتر تا هر جایی که ممکن است پراکنده سازید. ابتکار و خلاقیت شرکت سامسونگ حتا اگر به‌منظور تبلیغ تجاری هم بوده باشد، نشان از نکته‌‌سنجی و دید گسترده‌ی دست‌اندرکاران آن دارد. وقتی شرکت اپل در آی‌پدهای جدید خود، شمایل‌های چت ویژه‌ی همجنسخواهان را وارد آبشن‌های خود کرد، حدس این گزینه دور از ذهن بود که کمپانی سامسونگ در باریک‌بینی گوی سبقت را از رقیب برباید. باید این رویداد را به فال نیک گرفت چراکه اگر این پروژه جدی گرفته نشود، معلوم نیست در چه زمانی این برنامه در شمار برنامه‌های درجه چندم دست‌اندکاران قرار گیرد. آن زمان که نفس موجودیت انسان زیر سوال می‌رود، پرداختن به ضمیمه‌های انسانی دور از ذهن می‌نماید پس باید دست به کار شد و هر کس بر حسب توان و تخصص خود گوشه‌‌ای را به دست گیرد تا از همت ایشان کار برآید.
کودک حق حیات دارد و تمام کودکان در هر شرایطی باید و ضرورت دارد که از تمام حقوق خود به اضافه‌ی حق حیات برخوردار شوند. نمی‌توان کودکی را از حقوق مسلم او محروم کرد با این بهانه که فراهم آوردن حقوق او نیازمند بهره‌گیری از امکان‌های مازاد است بدون در نظر گرفتن این نکته که به‌طور خاص، نابینایی چالش نابرابری را ایجاد می‌کند که فرد را دچار معضل‌های مازاد می‌گرداند. در نظر آوردن انسان‌هایی با زیست‌های متفاوت می‌تواند دنیای پیرامون ما را جایی بهتر و سالم‌تر برای زندگی کند و در این راه، همه‌ی ما باید تلاش کنیم پس می‌توانیم همین الان به پایگاه اینترنتی سرزمین سخن برویم و یک داستان را انتخاب کنیم و صدای خود را ضبط کنیم تا وقتی چشم‌ها بسته است با صدای تو ببینند.

نقطه‌ی کور / بخش دوم

در فضای ادبیات چه بخواهیم چه نخواهیم، مشروعیت خواسته­شده، از طریق مخاطب به دست می­آید حال چه مخاطب را مخاطب عام فرض کنیم و چه مخاطب خاص را مد نظر داشته باشیم و حتا چه در زمانی که منظور از مخاطب، همان حلقه­ی کوچک نویسندگانی باشد که خود می­خوانند و خود نیز می­نویسند. حال این­که دست­اندرکاران حوزه­ی نشر سعی دارند مشروعیت و اصالت را در حوزه­ی کاری خود محصور کنند، بحث دیگری است که خارج از آسیب­شناسی حوزه­ی کتاب، به آسیب­های عمیق­تری در جامعه­ی ایرانی اشاره دارد. مساله­ی حاضر اما با توجه به ورود دوباره­ی نویسنده­های ممنوعه به حوزه­ی نشر کاغذی و این بار از طریق انتشار زیرزمینی آثار، مربوط به حس دو گانه­ای است که از مقوله­ای با عنوان مشروعیت وجود دارد و به­اضافه­ی آن دوگانگی و تضاد در مفهوم کتاب­بودگی در قشرهای گوناگون در ارتباط با حوزه­ی کتاب است که دست آخر به خواننده نیز سرایت می­کند. در سال­های گذشته شاعران و نویسندگان زیادی کتاب­هایشان را با شوق فراوان پی­دی­اف می­کردند و هر سایتی را که باز می­کردی می­توانستی با یکی یا دو اثر تازه منتشرشده رو­به­رو شوی. حالا اما اگر کتاب پی­دی­افی در اینترنت قرار داده شود، به­طور حتم نسخه­ی چاپی­اش در بازار موجود خواهد بود. هر چند این بازار، بازار رسمی نیست. بازار این روزها بازار کتاب­های زیرزمینی است و این یعنی بازگشت به ادبیات کاغذی. پرسش این­جاست که آیا مشروعیت، حوزه­ای سیال است که نویسنده در هر زمان در جایی به­دنبال آن می­گردد و یا اصلن حوزه­ای رفتار کردن، برخوردی نامشروع به حساب می­آید که نویسنده را به ابتذال ارتباطی فرو می­کشاند؟
در هر حال هرچقدر هم که مشروعیت خود را در ظرف­های متفاوتی بریزد باز هم در ماهیت امر از عنصرهای پایه­ای خود تبعیت می­کند و اثر می­گیرد ولی این­جا بحث حتا بر سر مشروعیت نیست و حتا صحبت بر سر حوزه­ای برخورد کردن و درغلطیدن به ساحت ابتذال هم نمی­تواند باشد. شاید این­جا تنها باید سخن از چیزی به میان بیاید که در میانه نیست و آن این­که کتاب­بودگی کتاب و زیست متکثر آن به کدام موجودیتی اشاره دارد که این­قدر به مشروعیتی چنین و چنان تکیه می­کند؟ درواقع وقتی از کتاب در زبان فارسی سخن می­گوییم، دقیقن به کدام بخش آن و به کدام ویژگی­اش که کتاب­بودگی آن را دربر می­گیرد اشاره می­کنیم. واقعیت این است که در حال حاضر کتاب در هر حوزه­ای که نشر یابد فقط می­آید که آمده باشد و این نه به موضوع و کیفیت آن­چنان مربوط می­شود، نه حوزه و چگونگی نشر در آن دخیل است و نه حتا گروه مخاطبان در آن نقشی دارند. این همان چیزی است که ابژه­ی موجود را از مدلول خود چنان خالی می­سازد که مدام در پی مشروعیت ناموجود باید گشت.

نقطه‌ی کور / بخش نخست

از زمانی که اینترنت یکی از فضاهای ممکن برای نشر ادبیات اکنونی ما شده است، همواره این پرسش پیش کشیده می­شود که آیا ادبیات اینترنتی می­تواند جانشین ادبیات کاغذی ما شود یا خیر؟ جدای از این­که جواب آری یا خیر باشد و یا این پاسخ که هر کدام خاستگاه ویژه­ی خودش را می­سازد و هرگز نمی­توان به­طور مطلق یکی را حذف و دیگری را جانشین کرد، اما سوال بی­پاسخ بر جای خود باقی است. یکی از دلایلی که می­توان به آن اشاره کرد و باید به اندیشه­ی بیشتر در مورد آن پرداخت مشروعیت است. مشروعیتی که هنوز که هنوز است از آن بنگاه­های نشر ادبیات کاغذی است، از آنِ مجله­های ادبی با مدیریت فلان شخص شهیر یا بهمان شخص پر نفوذ. ادبیات اینترنتی چیست و به چه چیزی دلالت دارد؟ و این­که اساسن چرا نویسندگان ما و به­خصوص شاعران و منتقدان، اینترنت را برای درج آثارشان انتخاب می­کنند؟ آیا مخاطب ادبیات فارسی، پشت مانتیتورهای خانگی به انتظار نشسته است؟ آیا نویسندگان و منتقدان سرخورده از مخاطب عینی، به مخاطبی از جنسی دیگر پناه آورده­اند؟ آیا مخاطب اینترنتی امکان بیشتری برای عرضه­ی خودش و دخالت و بیان نقطه­نظرهایش دارد؟ اصلن مخاطب اینترنتی کنش­مند و مخاطب بیرونی بی­کنش است؟ چه کسانی مخاطب ادبیات اینترنی هستند؟ و چه نوع ادبیاتی در اینترنت جزو ادبیات پرمخاطب محسوب می­شود؟ زمان بسیاری گذشته و آن­هایی که دست­به­قلم بوده و هستند، تلاش کرده و می­کنند تا تمام فضاهای ممکن اینترنتی از جمله وبلاگ، سایت، فیسبوک، گودر و غیره را تجربه کنند و دیده­ایم که هرکدام در برهه­ای از زمان از استقبال خوبی بر خوردار شد و دیر زمانی نگذشت که فعالیت اینترنتی در هرکدام از این حوزه­ها کم­رنگ و کم­رنگ­تر شد تا این­که کاربران به کوچی دسته­جمعی سوق داده شدند و به فضایی دیگر نقل مکان کردند. در لیست دوستان فیسبوکی­مان هر روز شاهد خداحافظی و به­قولی دی­اکتیو شدن این و آن هستیم و این­همه، نشان از خلایی دارد که هنوز که هنوز است پر نشده است.
در سال­های گذشته شاعران و نویسندگان زیادی کتاب­هایشان را با شوق فراوان پی­دی­اف کردند و هر سایتی را که باز می­کردی می­توانستی به یکی یا دو اثر تازه منتشرشده رو­به­رو شوی. حالا اما اگر کتاب پی­دی­افی در اینترنت قرار داده شود، به­طور حتم نسخه­ی چاپی­اش در بازار موجود خواهد بود. هر چند این بازار، بازار رسمی نیست. بازار این روزها بازار کتاب­های زیرزمینی است و این یعنی بازگشت به ادبیات کاغذی. آیا نویسندگان ما از فضای اینترنت سرخورده شده­اند یا از ادبیات اینترنتی گریزان­اند؟ تصور می­کنم آن­چه کمبودش به­شدت احساس می­شود نه ادبیات اینترنتی است و نه ادبیات کاغذی، بلکه بیش از هرچیز، کمبود در فضایی است که ادبیات پیش از هر مقوله­ی دیگری خوانده شود. ادبیات فارسی پیش از این­که مشروعیتش را از بنگاه­های ادبی و کتاب­ها و مجله­ها بگیرد، از مخاطب خود می­گیرد. مخاطب اما اگر هم وجود داشته باشد، از دسترس ادبیات فارسی دور است. مخاطب اینترنتی اما همان نویسندگان و منتقدانی هستند که هر روز در این­جا و آن­جا با هم روبه­رو می­شوند و هر شب همان بحث­های این­جا و آن­جا را در سایت­های مختلف و وبلاگ­های رنگارنگ می­خوانند و در فیسبوک برای همدیگر پست می­کنند، ولی باز هم پرسش اساسی بی­پاسخ می­ماند که مخاطب اما کجاست؟

ما و سختی بی‌پایان

سال­ها از زمانی می­گذرد که فایل­های پی­دی­اف در اختیار ما قرار گرفته­اند. در واقع مدت­ها ست که کتاب در فرمت پی­دی­اف و شمایل­های دیگر خود به عرصه­ی مطالعاتی ما پا گذاشته است ولی شواهد امر به گونه­ای هستند که کیفیت فایل­ها از یک­سو و مسایل حاشیه­ای دیگر به­تبع آن، آن طور نشان می­دهند که گویی همین امروز بازار کتاب الکترونیک در فضای فارسی­زبان پا گرفته است. اگر اهل خواندن کتاب­های پی­دی­اف در کامپیوتر شخصی خود، روی گوشی موبایل، تبلت، ای­بوک­ریدر و یا لپ­تاپ خود هستید، اگر کتاب­های الکترونیکی را به­طور مستقیم و شخصن از شبکه­ی جهانی بارگذاری می­کنید، اگر مجبور هستید یک کتاب الکترونیک را از طریق فضای مجازی خریداری کنید، اگر کیفیت این کتاب­ها را هم­خوان با حوزه­ی استفاده­شان و ابزار مورد کاربرد نمی­دانید و اگر باز هم اگرهای دیگری هستند که خبر از دردسرهای شما در مواجهه با کتاب الکترونیک می­دهند باید داستان دردسرهای این بخش را بهتر از من بدانید. دردسرهایی که در سطح­های مختلف مشکل­های گونه­گون ایجاد می­کنند و گاهی پیش می­آید که خواهنده­ی کتاب، از یافتن کتابی که در حست و جوی آن است، منصرف می­شود.
تصور این­که با سرعت و کیفیت اینترنت ایران آن هم مفروض بر این­که وب­سایت مورد نظر فیلتر هم باشد، بخواهید یک کتاب را دانلود کنید بیشتر شبیه به تصور یک فاجعه است تا دستیابی به یک کتاب. کتاب با مکافات دانلود می­شود، سپس به­سراغش می­روید تا آن را باز کنید ولی فایل دانلود شده باز نمی­شود و فقط شما با یک پیام اخطار مواجه می­شوید. این اتفاق نادری نیست و حتا همین امروز هم که از عمر کتاب­های الکترونیک فارسی­زبان مدت زمان زیادی می­گذرد، باز هم بارها و بارها به این نوع فایل­ها بر می­خوریم. مشکل به همین­جا ختم نمی­شود و می­توان باز هم مثال آورد. در مورد عمده­ی نسخه­های اینترنی موجود در نت در گنجینه­ی زبان فارسی، هیچ آینده­نگری و دور­اندیشی ویژه­ای صورت نگرفته است به­طوری که این کتاب­ها در چنان سطح کیفی و تکنیکی پایین و مایوس­کننده­ای تهیه شده­اند که نه می­توان آن­ها را بر روی کتاب­خوان­های جدید استفاده کرد و نه حتا می­توان تمهیدی به­منظور سامان­دهی فایل و آماده­سازی آن برای نیازهای کنونی به کار بست حتا اگر چنین امکانی هم وجود داشته باشد، کیفیت ظاهری خود کتاب­ها به­خصوص کتاب­های اسکن­شده، فرد متخصص را منصرف خواهد کرد.
زبان فارسی بهویژه همان فارسی مورد استفاده توسط ایرانیان، در چنان تنگناهای پیچیده و دهشتناکی قرار دارد که به­طور قطع می­تواند فضای مجازی و نشر کتاب­های الکترونیک برای پیشبرد این زبان یک گزینه­ی شگرف تلقی شود ولی بهره­گیری از این گزینه هم باید طبق اصولی باشد وگرنه ربان در همین سویه­ی روشن هم می­تواند دچار تشویش و فروپاشی شود. با نگاهی به روند انتشار کتاب­های الکترونیک و مسایل پیرامونی آن مانند کیفیت نشر، معضل تکنیک و بهره­گیری از ابزار، گنجینه­ی تُنُک کتاب­های در دسترس چه به­لحاظ کمی و چه به­لحاظ کیفی و بسیاری از مسایل دیگر که این حوزه را تحت تاثیر خود قرار می­دهند می­توان با نگاه کردن به تمامی این­ها به الگویی از بردار استاندارد حوزه­ی کتاب فارسی در این دسته­ی خاص می­توان دست یافت که اگر به آن اندیشیده نشود، الگوی پس­رونده­ی خود را ادامه خواهد داد.

کتاب همیشه

ای‌بوک‌ریدر یا کتاب­خوان الکترونیکی، ابزاری برای مطالعه‌ی کتاب‌های الکترونیکی در فرمت‌های مختلف است. این دستگاه نسبت به مانیتور پی‌سی و همچنین لپ‌تاپ، وسیله‌ای کوچک و کم‌حجم و مهربان‌تر با چشم است و صدمه­ی کمتری در زمان استفاده­ی مساوی وارد می‌کند. قابلیت شبیه­سازی در این وسیله­ی کوچک با کاغذ، این امکان را در آن به­وجود آورده است که بتوان ساعت­های طولانی به نمایشگر آن خیره شد و کمتر آزار دید. درواقع با در دست داشتن یک ای‌بوک‌ریدر، ما می­توانیم همه­جا کتابخانه­ی کوچک خودمان را با خود داشته باشیم و از آن استفاده کنیم. این دستگاه کتابخوان با مارک­های متفاوت و به‌تبع آن، با قابلیت­های گونه‌گونی وارد بازار شده است و برندهای مختلف این ابزار، با قابلیت­هایی که هر روز به آن اضافه می‌شود، در حال رقابت دایمی با هم هستند. در مدل‌هایی که دارای نمایشگر لمسی هستند، دقیقن مثل یک کتاب واقعی می‌توانید یک قسمت از متن را علامت‌گذاری یا High Light کنید یا حتا با استفاده از دستخط خود یادداشت بنویسید و یا با استفاده از قلم مخصوص همراه با خود دستگاه. برای سرعت بخشیدن به یادداشت‌نویسی، امکان استفاده از کیبورد مجازی هم وجود دارد. به لطف تکنولوژی لمسی نمایشگر، در بعضی از مدل­ها امکان استفاده از دیکشنری نیز وجود دارد. بااین‌وجود ای‌بوک‌ریدرها هم مانند بسیاری دیگر از ابزارهای مجازی، مشکلات خاص خود را دارند، بعضی از آن‌ها گاهی فونت­هایی را بازخوانی نمی­کنند یا برای استفاده و ذخیره­ی یک کتاب، امکانات ویژه­ای نیاز دارند که نمی­توان به‌سادگی یک کتاب با فرمت پی‌دی‌اف را وارد آن­ها کرد، ولی درهرحال از یک‌سو می توان به این تکنولوژی در حال رشد امید بست و از سوی دیگر، کاستی‌های آن را در مقایسه با گستردگی امکان‌هایش در نظر نیاورد.
بااین‌وجود برای ایرانیان ساکن در کشور، مشکل بزرگ‌تر، نبود نمایندگی مارک­های معروف کتابخوان در سطح داخل کشور است و از سوی دیگر، حضور مارک­های قلابی و قیمت­های نجومی بی‌منطق این معضل را دو ندان می‌کند. کاربری که می­خواهد کتاب­خوان را تهیه کند با هزار ترس و لرز به یکی از این فروشگاه‌ها سر می­زند و حتا اگر کتابخوان مورد نظر خود را بیابد و با وجود قیمت بالا آن را خریداری هم بکند، در صورتی که برای دستگاه مشکلی پیش آید، به‌دلیل عدم وجود نمایندگی، با مشکلات زیادی مواجهه پیدا می‌کند. مساله­ی بعدی در حوزه‌ی نشر الکترونیک و مسایل پیرامونی آن، عدم رسمیت این نوع نشر و نبود چرخه‌ی اقتصادی برای آن است. بازار کتاب‌های الکترونیکی با نقدینگی در چرخش، به‌هیچ‌عنوان وجود ندارد و در نتیجه حوزه‌ی زیست این کتاب‌ها به حوزه‌های سلیقه‌ای محدود می‌شود. از سوی دیگر، نشر الکترونیک و ورود آن به چرخه‌ی حرفه‌ای و اقتصادی، ملزوماتی را طلب می‌کند که در ایران جای خالی آن‌ها احساس می‌شود. خارج از این‌که مردم ایران کتابخوان نیستند، عدم دسترسی آسان به خطوط اینترنتی پرسرعت و غیرمحدود، کیفیت بد کتاب­های عرضه‌شده در بازار نشر الکترونیکی، نبود ای‌کارت‌ها و حساب‌های اعتباری بین‌المللی و نبود ارتباط با حوزه‌های نشر الکترونیک دیگر کشورها همه یاری می‌رسانند تا نشر الکترونیک از پیشروی باز بماند.
حال شما فکر کنید اگر این امکان به‌سادگی در اختیار فرد قرار بگیرد و بتواند هر زمان که اراده کند، کتابی در دسترس خود داشته باشد، چه میزان درصد مطالعه بالاتر خواهد رفت و مهم­تر از آن، تا چه اندازه می‌توان به طبیعت کمک کرد تا دیگر برای تولید یک کتاب و وارد شدنش به بازار نشر و با وجود قیمت­های نجومی، درختان قطع نشوند. ای‌بوک‌ریدرها علاوه بر گشایش درهای جدید به‌سوی چشم‌انداز روشنی از مطالعه، همیشه نیاز ما به نزدیکی به کتاب‌ در فرمت کلاسیک را نیز در نظر می‌گیرند.