صاحبخانه شمایید / بخش دوم

شاید برای عده‌ای در حوزه‌ی کتاب، آن‌طور که انتظار می‌رود، کتاب و ماهیت آن یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های ایشان برای ورود به بستر این فعالیت باشد. در این حوزه کسان دیگری هم هستند که با دغدغه‌های گوناگون دیگری به این سو کشیده یا کشانیده می‌شوند. برای ورود این افراد به حوزه‌ی کتاب می‌توان دلایل زیادی را یافت. این دلایل می‌توانند گستره‌ی وسیعی را دربر گیرند. می‌توان این فهرست را با دلیل‌ها و دغدغه‌های ساده آغاز کرد، به دلیل‌های موازی رسید و درنهایت اگر دقیق‌تر شویم، دلیل‌هایی را خواهیم یافت که شاید بتوانند ریشه‌ی بسیاری از مسایل را بنمایانند. بنا بر هر دلیلی و در هر رسته‌ای که تصور کنید، چه آن‌هایی که دغدغه‌ی کتاب دارند و چه آن‌هایی که دغدغه‌های پسند و ناپسند دیگری را پیش روی نهاده‌اند، در این میان، افرادی را می‌توان سراغ گرفت که کم یا زیاد اخلاق حرفه‌ای و حتا اخلاق انسانی را زیر پا می‌گذارند. بگذارید دقیق شویم و کلمه‌ها را بدون ملاحظه به کار بریم چراکه اگر همین امروز به این مهم همت نگماریم، فردایی می‌رسد که کار، بیش از آن‌چیزی که به دیده می‌آید، از کار گذشته است.
همان‌طور که در بخش نخست هم به این موضوع اشاره شد، رفتارهای غیر حرفه‌ای در حوزه‌ی نشر و پخش الکترونیک اگرچه گاهی به دلایل کیفیت این حوزه، منحصر به این حوزه می‌مانند ولی در مجموع نوظهور و بی‌سابقه هم نیستند. همان‌طور که در فضاهای دیگر ِمربوط به حوزه‌ی کتاب، زیر پا گذاشتن اخلاق حرفه‌ای این حوزه رفتار معمولی شده است و البته هر فرد یا گروهی آن‌ها را بنا بر رویکرد خود به کار می‌گیرد، این رفتارها به حوزه‌ی نشر و پخش سایبری هم کشانیده شده است. اهمیت کارشکنی و نادیده گرفتن اخلاق حرفه‌ای در فضای مجازی، از آن‌جهت ضرورت توجه دو چندانی را می‌طلبد که این حوزه هنوز در ایران چه به لحاظ حقوقی و چه به لحاظ اعتباری، دارای جایگاه درخوری نیست و مطمئنن نمی‌توان بنابر در نظر گرفتن سویه‌های ویژه‌ای از سودجویی یا سوداگری، همان‌طور که در حوزه‌ی نشر رسمی عده‌ای را به خود مشغول کرده است، به آن نزدیک شد مگر سویه‌های ثانویه‌ای در میان باشد که از قضا ریشه‌ای‌تر و دارای اهمیت بیشتری هستند. فضای مجازی به‌واسطه‌ی امکان‌های بالقوه‌ای که دارد و همچنین به‌دلیل عدم رسمیت آن در ایران، می‌تواند محل سوءاستفاده و کارشکنی‌های محتمل و غیر محتمل زیادی باشد. حال امکان سوءاستفاده‌ی همیشگی در حوزه‌ی اندیشه را به‌واسطه‌ی بسته بودن فضای زیست و تبادل آن نیز بر مورد نخست بیفزایید، مساله‌ی فرهنگی ما هم مزید بر علت می‌شود و از سوی دیگر، خود حضور مجازی و افزون بر آن، حضورهای مجازی مستعار و موازی را هم در نظر آورید و سپس به آن دسترسی‌های ناهمگون به فضای نت به‌واسطه‌ی محدودیت دسترسی در درون مرزهای ایران را هم اضافه کنید. باز هم می‌توان مواردی را بر این فهرست افزود ولی مساله‌ی حاضر طرح فهرستی از موارد محتمل به‌جهت شیوع بی‌قانونی و بی‌نظمی در حوزه‌ی نشر الکترونیک نیست بلکه سخن بر سر این است که به‌راستی چه کسانی از این آشفتگی سود می‌برند. بهتر است خوشبینی را کنار بگذاریم تا بتوانیم واقعیت خطیر موجود را بهتر درک کنیم.
از سوی دیگر باید روزی به این نتیجه‌ی مهم دست یافت که ضرورت دارد تا دیر یا زود امید و انتظار را از جانب نهادهای قدرت برای نظارت برگردانیم و مسئولیت و وظیفه‌ی به‌تعویق‌افتاده‌ی خود را نسبت به خود و نسبت به دیگری بپذیریم. آن‌گاه است که شاید یکی از حلقه‌های گم‌شده‌ی طرح این مساله را پیدا کرده باشیم. این نکته به‌قدری جدی است که می‌تواند رویکرد فرهنگی یک نسل را نسبت به محتوای اخلاقی مورد استفاده‌اش دگرگون کند. طرح این دیدگاه همراه با خوش‌بینی یا امیدواری کاذب نیست. دلیلش را می‌توان در تغییرهای اندک ولی کارسازی ردیابی کرد که توانسته‌اند تاثیرهای چاره‌گری بر امور بگذارند.

صاحبخانه شمایید / بخش نخست

باقر کتابدار یکی از افرادی است که سال‌هاست در حوزه‌ی معرفی و پخش کتاب‌های الکترونیک فعال است. او در تلاش است تا فارغ از سلیقه‌ی شخصی خود کتاب‌هایی را در اختیار دوستداران کتاب قرار دهد که کم‌تر به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنند یا کتاب‌هایی را معرفی کند که فرصت پخش و خوانش محدودتری دارند. در این میان هستند کسانی که بیش از دغدغه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی و گسترش حوزه‌ی نشر در فضای اینترنت، به فکر نام و آوازه‌ی خود هستند. ایشان فارغ از این‌که فضای مجازی را فرصت مناسبی برای فعالیت سالم در حوزه‌ی نشر بدانند و از این فضای آزاد برای رهایی از بند سانسور حکومتی استفاده کنند، متصور هستند که این صحنه هم نیازمند تصاحب بی‌چون و چرای آن‌هاست. این افراد حتا به خود زحمت فعالیت در این زمینه را هم نمی‌دهند و فعالیت‌هایی را دنبال می‌کنند که اغلب از ایشان در حوزه‌ی غیر مجازی هم دیده شده است و یا انتظار می‌رود. قضیه صرفن به بازنشر یا پخش و توزیع چند کتاب مربوط نمی‌شود بلکه بسیار دیده شده است که این افراد سودجو بنا بر هر دلیل شخصی یا محفلی، با حذف لگو و مشخصات کتاب‌ها مدعی نشر آن‌ها شده‌اند. اگر امکان کتاب‌های الکترونیک پدیده‌ای تازه است ولی واقعیت این است که زیر پا گذاشتن قوانین کپی‌رایت به هر دلیلی موضوع تازه‌ای نیست. حوزه‌ی اینترنت و نشر کتاب در آن، صرفن مجالی برای تنفس در دنیای بدون سانسور و آزاد نیست حتا کشورهایی که از آزادی نشر نیز برخوردار هستند در این حوزه پیشگام‌اند چراکه این حوزه‌ فارغ از تمام مسایل، گونه‌ی دیگری از کتاب‌بودگی را پیش رو می‌نشاند و تاسف‌بار این‌که این محیط هم به دلایلی از خط و مشی اخلاقی نشر خارج شده است.
فضای بسته‌ی ایران چه در حوزه‌ی اندیشه و چه در حوزه‌ی تبادل آن، همواره مستعد سوءاستفاده‌ی کسانی است که راه‌های دور زدن را خوب بلدند و به‌خوبی آموخته‌اند که در هر فضایی منفعت خود را تعمین کنند. فضای آشفته‌ی داخلی، سختگیری‌های وزارت ارشاد، خانه‌نشینی و خاموشی گروهی از نویسندگان و متفکران، جدی‌گرفته نشدن فضای مجازی به‌عنوان آوردگاهی برای بیان اندیشه توسط پاره‌ای از اهل قلم و خوانندگان کتاب، کمبود کار منسجم و تشکل‌های سازمان‌یافته در این حوزه، نبود استانداردهای کیفی و کمی و هم‌چنین قوانین لازم و از دیگر سو، نبود نظارت بر حوزه‌ی نشر و پخش کتاب و بسیاری از موارد دیگر که گروهی از آن‌ها خاص شرایط رکود اجتماعی است، دست به دست هم داده‌اند تا گوشه‌ای از کار را کسانی بگیرند که دغدغه‌ای در حوزه‌ی کتاب ندارند. این‌که این افراد چرا به این حوزه ورود می‌کنند خود بحث دیگری است که آسیب‌شناسی ویژه‌ی خود را می‌طلبد. واقعیت این است که نادیده‌ گرفتن حق مولف و پس از آن حق ناشر، آن هم در فضای مجازی بیش از آن‌که یک معضل حقوقی باشد یک معضل فرهنگی است و باید ریشه‌یابی شود و اگر غیر از این باشد، این دریچه‌ی تنفس ِهرازگاهی را هم از دست خواهیم داد. پایگاه نشر و پخش الکترونیک برای هر ایرانی در هر نقطه‌ای از جهان، فقط یک پایگاه منحصر به پخش گونه‌ای از کتاب نیست بلکه ارزشمندی بالاتری دارد. این پایگاه برای هر یک از ما حکم شاه‌راهی را دارد که می‌تواند حیات رو به زوال زیست فرهنگی و اندیشگانی‌مان را بهبود بخشد چراکه این مسیر از قلب اندیشه‌ای می‌گذرد که تلاش برای بستن راهش بی‌وقفه و سازمان‌یافته بوده است و هنوز هم ادامه دارد. خارج از تمام این‌ها اگر قرار باشد در بخش کتاب و حوزه‌ی فرهنگی که خواستگاه اندیشه‌ورزی و تعقل است چنین رویکردهایی گسترش یابد دیگر نمی‌توان انتظاری از ساحت‌های دیگر داشت.

سازه‌های ناهم‌گن

«اما این دو بیشتر مانند آینه­ی یکدیگر عمل می­کنند، این بازنمایی را تنها وقتی می­توانند اجرا کنند که هر کدام در زبان دیگری مورد دلالت قرار گیرد. آنتیگونه در سخن کرئون “مرد وار” می­شود یعنی به بیانی خود کرئون از مردی خلع می­شود و هیچ­کدام موقعیت جنسیتی خود را حفظ نمی­کنند و آشفتگی­های خویشاوندی به بی­ثباتی جنسیت از طریق اجرا منجر می­شود. …پس همان­طور که آنتیگونه عمل در زبان را آغاز می­کند، از خودش هم جدا می­شود.»
وب­سایت مایندموتور، پایگاه اینترنتی منتشرکننده­ی «ادعای آنتیگونه»، در توضیحی بر روی کتاب چنین می­آورد: «کتاب “ادعای آنتیگونه” را حدود دو سال پیش انتخاب و ترجمه کردیم. چراکه احساس هم­دلی می­کردیم با جودیت باتلر که در “ادعای” آنتیگونه قسمی از اجرای سیاستِ زنانه را می­یافت که می­توانست شکافی در اقتدار حاکم ایجاد کند.» این کتاب پس از آن­که به ارشاد اسلامی سپرده شد و درنهایت مجوز انتشار نیافت، به سرنوشتی در قامت یک کتاب الکترونیکی دچار شد. این کتاب در سال 1390 در پایگاه اینترنتی مایندموتور قرار گرفت و بعد هم با شرحی از مهدی سلیمی در وب­سایت زغال همراه شد. مهدی سلیمی زیر عنوان «به مناسبت انتشار کتاب “ادعای آنتیگونه” از جودیت باتلر در سایت مایندموتور و در باب فصل سوم این کتاب تحت عنوان “فرمانبرداری بی­قاعده” یا همه­آمیز؟» این متن را به­صورت پی­دی­اف در آن پایگاه اینترنتی قرار داده است. کتاب «ادعای آنتیگونه» برگردان مشترک امین قضایی، بابک سلیمی­زاده و مهدی سلیمی است که البته حضور یک نمونه­خوان یا بهتر از آن، ویراستار را در این میان کم دارد. در معرفی این کتاب در پایگاه مایندموتور آمده است که کتاب به تمامی کسانی تقدیم می­شود که در بحبوحه­ی سیاستِ نهادینه­شده و در شرایطی که کفتارهای سیاسی و مصالحه­جویانِ نام­آشنا به حکم «عقل حسابگر» در پی «بخشش دو طرفه» و آشتی ملی­اند، کنش خود را معطوف به هیچ­کدام از این هنجارهای موجود نمی­یابند. این کتاب در سه فصل با عنوان­های «ادعای آنتیگونه»، «قوانین نانوشته، انتقال­های منحرافه» و «فرمانبرداری بی­قاعده» تدوین شده است که در نهایت با یادداشت­هایی که البته منظور انگار همان پی­نوشت مرسوم بوده است به پایان می­رسد. جودیت باتلر فیلسوف پساساختارگرا و منتقد فیمنیست آمریکایی­تباری است که دیدگاه­هایش به­ویژه در حوزه و یا با رویکرد به مسایل پیرامونی جنسیت چالش­برانگیز بوده است. او در زمینه­ی فیمنیسم، نظریه­ی فراهنجار، فلسفه­ی سیاسی و علم اخلاق کار کرده است و در رشته­ی ادبیات در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تدریس می­کند. نخستین اثر او با نام «آشفتگی جنسیتی» که در سال ۱۹۹۰ به چاپ رسید، توسط امین قضایی به فارسی ترجمه شد و در همین وب­سایت قرار گرفت.
این کتاب به فیگور زنانه­ی معمول حمله می­کند و از رهگذر نظر به آنتیگونه، به بحثی نظری در این زمینه راه می­یابد. جودیت باتلر با توجه به پیشینه­ی کاری و مطالعاتی خود، در این کتاب هم به­سراغ خوانش­هایی از هگل و لکان از نمایشنامه­ی «آنتیگونه» اثر سوفوکل می­رود. او به طرح این پرسش می­پردازد که آیا روانکاوی می­تواند به­جای اُدیپ، آنتیگونه را مبدا نظری خود قرار دهد. شاید بهتر باشد رویکرد باتلر نسبت به آنتیگونه را آن­طور که خود بیان می­کند مطرح کنیم. آن­جا که در آغاز چنین می­آورد که «اما بگذارید گام­هایی که می­خواهم بردارم را برای شما یک­به­یک برشمرم. من کلاسیسیت نیستم و سعی هم نمی­کنم باشم. من آنتیگونه را مانند خیلی از اومانیست­ها می­خوانم، چون این نمایشنامه مسایلی را درباره­ی خویشاوندی و دولت مطرح می­کند که در هنگامه­های تاریخی و فرهنگی متعدد تکرار می­شود. آنتیگونه و منتقدینش را خواندم تا دریابم که آیا می­توان الگویی از جایگاه سیاسی او به­عنوان یک فیگور زنانه که با اعمال فیزیکی و زبانی نیرومندش با دولت مبارزه کرد ایجاد نمود یا که خیر… آنتیگونه نماینده­ی خویشاوندی و انحلال آن بوده و کرئون نماینده­ی نظم اخلاقی و قدرت سیاسی است که بر اصول عام و کلی استوار است.»

ما و سختی بی‌پایان

سال­ها از زمانی می­گذرد که فایل­های پی­دی­اف در اختیار ما قرار گرفته­اند. در واقع مدت­ها ست که کتاب در فرمت پی­دی­اف و شمایل­های دیگر خود به عرصه­ی مطالعاتی ما پا گذاشته است ولی شواهد امر به گونه­ای هستند که کیفیت فایل­ها از یک­سو و مسایل حاشیه­ای دیگر به­تبع آن، آن طور نشان می­دهند که گویی همین امروز بازار کتاب الکترونیک در فضای فارسی­زبان پا گرفته است. اگر اهل خواندن کتاب­های پی­دی­اف در کامپیوتر شخصی خود، روی گوشی موبایل، تبلت، ای­بوک­ریدر و یا لپ­تاپ خود هستید، اگر کتاب­های الکترونیکی را به­طور مستقیم و شخصن از شبکه­ی جهانی بارگذاری می­کنید، اگر مجبور هستید یک کتاب الکترونیک را از طریق فضای مجازی خریداری کنید، اگر کیفیت این کتاب­ها را هم­خوان با حوزه­ی استفاده­شان و ابزار مورد کاربرد نمی­دانید و اگر باز هم اگرهای دیگری هستند که خبر از دردسرهای شما در مواجهه با کتاب الکترونیک می­دهند باید داستان دردسرهای این بخش را بهتر از من بدانید. دردسرهایی که در سطح­های مختلف مشکل­های گونه­گون ایجاد می­کنند و گاهی پیش می­آید که خواهنده­ی کتاب، از یافتن کتابی که در حست و جوی آن است، منصرف می­شود.
تصور این­که با سرعت و کیفیت اینترنت ایران آن هم مفروض بر این­که وب­سایت مورد نظر فیلتر هم باشد، بخواهید یک کتاب را دانلود کنید بیشتر شبیه به تصور یک فاجعه است تا دستیابی به یک کتاب. کتاب با مکافات دانلود می­شود، سپس به­سراغش می­روید تا آن را باز کنید ولی فایل دانلود شده باز نمی­شود و فقط شما با یک پیام اخطار مواجه می­شوید. این اتفاق نادری نیست و حتا همین امروز هم که از عمر کتاب­های الکترونیک فارسی­زبان مدت زمان زیادی می­گذرد، باز هم بارها و بارها به این نوع فایل­ها بر می­خوریم. مشکل به همین­جا ختم نمی­شود و می­توان باز هم مثال آورد. در مورد عمده­ی نسخه­های اینترنی موجود در نت در گنجینه­ی زبان فارسی، هیچ آینده­نگری و دور­اندیشی ویژه­ای صورت نگرفته است به­طوری که این کتاب­ها در چنان سطح کیفی و تکنیکی پایین و مایوس­کننده­ای تهیه شده­اند که نه می­توان آن­ها را بر روی کتاب­خوان­های جدید استفاده کرد و نه حتا می­توان تمهیدی به­منظور سامان­دهی فایل و آماده­سازی آن برای نیازهای کنونی به کار بست حتا اگر چنین امکانی هم وجود داشته باشد، کیفیت ظاهری خود کتاب­ها به­خصوص کتاب­های اسکن­شده، فرد متخصص را منصرف خواهد کرد.
زبان فارسی بهویژه همان فارسی مورد استفاده توسط ایرانیان، در چنان تنگناهای پیچیده و دهشتناکی قرار دارد که به­طور قطع می­تواند فضای مجازی و نشر کتاب­های الکترونیک برای پیشبرد این زبان یک گزینه­ی شگرف تلقی شود ولی بهره­گیری از این گزینه هم باید طبق اصولی باشد وگرنه ربان در همین سویه­ی روشن هم می­تواند دچار تشویش و فروپاشی شود. با نگاهی به روند انتشار کتاب­های الکترونیک و مسایل پیرامونی آن مانند کیفیت نشر، معضل تکنیک و بهره­گیری از ابزار، گنجینه­ی تُنُک کتاب­های در دسترس چه به­لحاظ کمی و چه به­لحاظ کیفی و بسیاری از مسایل دیگر که این حوزه را تحت تاثیر خود قرار می­دهند می­توان با نگاه کردن به تمامی این­ها به الگویی از بردار استاندارد حوزه­ی کتاب فارسی در این دسته­ی خاص می­توان دست یافت که اگر به آن اندیشیده نشود، الگوی پس­رونده­ی خود را ادامه خواهد داد.

مخزن‌های بی‌پایان

امروزه شاید کتاب­های الکترونیکی هنوز با آن سرعتی که در آغاز راه انتظار می‌رفت، در میان اهالی کتاب، جاگیر نشده باشند و شاید برای جا افتادن این کتابخانه‌های صفر و یکی زمان زیادی نیاز باشد، ولی در هر صورت کتاب‌های الکترونیکی آرام‌آرام جایگاه خود را پیدا خواهند کرد و به‌طور حتم تسهیلاتی به­وجود خواهند آمد که می­توانند کتاب‌های الکترونیکی را در رقابت با کتاب‌های چاپی قرار دهند، اما در این میان مساله تنها مساله‌ی کتاب­های الکترونیکی نیست چراکه از سویی کتابخانه­های عظیمی با کتاب­های فراوان چاپی وجود دارد که علاوه بر دربر داشتن نقشی کلیدی در انتقال آگاهی و نمایاندن تاریخ تفکر، افراد زیادی را هم چه به لحاظ شغلی چه با مشغولیت‌های دیگر، به خود مشغول داشته‌اند. آیا با از بین رفتن شکل چاپی کتاب و به­وجود آمدن کتابخانه­های تمام الکترونیک، افراد مختلف در زمینه­ی کتابداری سنتی، جایگاه و شغل خود را از دست خواهند داد؟ آیا کتاب در شمایل کلاسیک خود آن‌قدر برای مخاطبش جذابیت دارد که جای خود را به نسخه‌های دیجیتال ندهد؟ آیا برای حضور یکی لزومی بر نبود دیگری هست؟ پرسش‌های زیادی در این زمینه مطرح است و ابهام‌ها راه را بر هر آینده‌نگری شفاف می‌بندند.
شاید بتوان گفت که از زمان تاسیس اولین کتابخانه‌ها در جهان، کتابدارها به‌خصوص کتابدارهای کتاب‌های مرجع، در مقام قهرمان کتابخانه، نقش ایفا کرده‌اند. زیرا به‌طور کلی، علت وجودی کتابخانه، همواره ارایه­ی اطلاعات به کاربران‌ بوده است و از گذشته تاکنون، خدمت اصلی کتابدار مرجع، فراهم‌ کردن اطلاعاتی است که کاربر به دنبال آن است. واقعیت این است که دنیای تکنولوژ­ی‌های جدید، ماهیت یک‌ تشکیلات اجتماعی را به شکل­های مختلف تغییر تعین می‌دهد و دگرگونی‌های زیادی را به آن وارد می‌کند. در آینده نظام‌های اطلاع‌رسانی با وجود دیجیتالی شدن، شکل جستجوی واقعیت، دیدگاه­ها و همچنین نقش افراد را عوض خواهند کرد. با جا افتادن کتابخانه‌های دیجیتالی، بسته به فرهنگ افراد در استفاده از تکنولوژی‌های جدید، به‌طور حتم نقش افراد هم تغییر خواهد کرد. به‌طور قطع با جاگیر شدن استفاده از این نوع کتاب­های الکترونیکی، سرعت و دقت و همچنین سرعت عمل در استفاده از رایانه، به توانایی­های افراد اضافه خواهد شد و افرادی در زمینه‌ی راهنمایی و مرجع بودن، موفق­تر خواهند شد که بتوانند خود را با این ویژگی­ها تطبیق دهند. از سوی دیگر، با رشد روزافزون کتاب‌های دیجیتال، ابزارهای متناسب در این حوزه هم به‌منظور کاربری بهینه‌تر، به بازار خواهند آمد.
اگر کتابخانه‌ها به مخزن خود بخشی را در حوزه‌ی دیجیتال بیفزایند، می­توان نقش و خدمات کتابدار مرجع را نیز در این‌ محیط­‌های جدید دیجیتالی تعیین کرد و از حضور این قشر باتجربه و آگاه در حوزه‌ی نوظهور و روبه‌رشد نیز بهره برد و با توجه به تجربه و کارایی ایشان، حضور میان‌جی‌گرانه‌ی آن‌ها ‌را به کار بست تا این حرکت پرشتاب نظم گیرد. این افراد با توجه به توانایی­های خود می­توانند به‌مثابه موتورهای جست‌وجویی عمل کنند که در انواع کاوش­ها به جست‌وجوگران یاری برسانند. آن­ها با تبیین قوانین راه­های آسان­تر و در دسترس­تر می­توانند خواننده را در استفاده­ی سریع‌تر از یک کتابخانه­ی دیجیتال، به مقصود خود برسانند و او را در درک بهتر یاری رسانند. درهرحال، ورود تکنولوژی جدید به معنی خروج بخش‌های پیشینی نیست و اگر بتوان در هر حال از هر دو بخش سود جست، نتیجه‌گیری بهتری حاصل می‌شود. شاید در آینده کتاب‌های دیجیتال را نه در پشت مانیتورهای خانگی بلکه با حضور در کتابخانه‌های عظیم و با استفاده از مخزن گسترده‌ی آن‌ها خواند.

گریز از جاگیرشدن

«”ناکجا”، ناشر کتاب‌های فارسی در کشور فرانسه است که با رعایت قوانین کنوانسیون بین‌المللی کپی‌رایت به انتشار کتاب می‌پردازد. مخاطب “ناکجا” در هر نقطه‌ی دنیا که باشد می‌تواند از امکانات این وب‌سایت استفاده نماید. “ناکجا” خود را به اصل بنیادینِ آزادی انتشارات وفادار می‌داند و در این راستا پذیرای هیچ محدودیت ویژه‌ای نیست. یگانه معیار ما در انتخاب آثار، کیفیت آن‌هاست و با هیچ‌‌کدام از معیارهای کاذبی که ممکن است در هر جای دیگر مرسوم باشند سازگار نخواهیم بود. شهرت و سابقه‌ی کاریِ پدیدآورندگان، نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب و انتشار کتاب‌‌ها ندارد؛ انتشارِ آثار باکیفیتِ مولفان و مترجمان جوان و کمتر شناخته شده، یکی از اهداف مهمِ نشر “ناکجا” به شمار می‌آید.»
مدت زمان زیادی از پیوستن «ناکجا» به شمار ناشران اینترنتی نمی‌گذرد، ولی این نشر توانسته است اقبال قابل توجهی در میان اهل کتاب بیابد هرچند هنوز راه زیادی دارد تا ساختار خود را بیابد و نام خود را در میان حرفه‌ای‌ها تثبیت کند. پایگاه اینترنتی این نشر از بخش‌های متنوعی تشکیل شده است که یکی از بخش‌های مهم آن، پرونده‌‌هایی است که برای نویسندگان مختلف ترتیب داده است. این پرونده‌ها مجموعه‌ای از مقالات، یادداشت‌ها، گفت‌وگوها و ویدئوها را دربر می‌گیرند که در رابطه با نویسنده‌ی مورد نظر تهیه می‌شوند و به‌همراه مجموعه‌ی آثار آن نویسنده، در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرند. امکان جست‌وجو و پی‌گیری در این وب‌سایت به نحو مطلوبی در اختیار مخاطب قرار گرفته است، به‌طوری که با جست‌وجوی نام نویسنده یا عنوان کتاب در وب‌سایت ناکجا، به صفحه‌ی ویژه‌ی کتاب مورد نظرتان هدایت خواهید شد. در این صفحه، خلاصه‌‌ی کتاب به اضافه‌ی جمله‌های برگزیده‌ی آن، برای آشنایی بیشتر با فضای کلی اثر، موجود است. همچنین می‌توان با انتخاب گزینه‌های دیگر در این صفحه، اطلاعات بیشتری از قبیل زندگی‌نامه‌ی نویسنده و نقدها و یادداشت‌های مرتبط با کتاب را پیدا کرد. ادعای ناکجا بر این است که تلاش می‌کند تا کتاب‌های خود را با رعایت تمام معیارهای کیفیِ یک کتاب الکترونیک تهیه کند و به دست مخاطب برساند. این نشر، تصریح می‌کند که هدفش معرفیِ کتاب‌های با کیفیت به‌جای فایل‌های اسکن‌شده‌ی غیر استانداردی است که اغلب موجب دلزدگی و عدم رغبت خوانندگان به ادامه‌ی مطالعه‌ی کتاب می‌شوند.
ناکجا محصولات خود را در سه شکل متفاوت عرضه می‌کند: نخست، کتاب الکترونیک که این کتاب‌ها با فرمت‌های pdf و ePub عرضه می‌شوند و برخی از آن‌ها مجهز به قفلِ DRM هستند. دوم کتاب گویا تحت عنوان «خواندن در تاریکی» که به‌صورت کتاب صوتی در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد و سوم کتاب چاپی برای مخاطبانی که در خارج از ایران اقامت دارند، در صورت سفارش، از طریق سیستم پستی بسته‌ی درخواستی فرستاده می‌شود. وب‌سایت این نشر الکترونیکی چشم‌نواز و کاربردی است، به‌گونه‌ای که برای هرکدام از خواسته‌های بازدیدکننده تمهیدی اندیشیده شده است. برای نمونه یکی از پیوندهای این پایگاه، «پرسش‌های متداول» است که با فرض ناآگاهی مخاطب در مورد کتاب الکترونیک، مجموعه پرسش‌هایی طرح شده و پاسخ آن‌ها هم در پی آمده است. همچنین در قسمت سمت چپ و بالای صفحه پیوندی به نام «پرسه» وجود دارد که نام برنامه‌ای از ناکجا ست که هر جمعه از تلویزیون فارسی‌زبان «من و تو» پخش می‌شود و می‌توان در همین پیوند هم بیینده‌ی آن بود.تولد هر یک از نشرهای الکترونیک فارسی‌زبان و نزدیک شدن آن‌ها به استانداردهای این گونه‌ی نشر کتاب، این امید را زنده می‌دارد که نشر کتاب‌های فارسی بتواند راه برون‌رفت خود را بیابد و به‌ویزه ادبیات از شمایل تشریفاتی خود خروج کند تا بتوان میان فارسی‌زبانان پراکنده در جهان به‌منظور رشد ادب فارسی و رهایی از محدودیت‌های کنونی، نزدیکی برقرار کرد.

گریز از مرکز

وقتی از امکان‌های زیست ناشر در فضای سایبری حرف می‌زنیم، به‌دقت از چه‌چیز سخن به میان می‌آید؟ این پرسشی است که ضرورت طرح و کیفیت پاسخ‌های داده‌شده به آن، می‌تواند سازوکار حوزه‌ی کتاب و رویارویی این حوزه با سانسور اجتماعی را نشان دهد، ولی پیش از هر چیز باید به این مقوله پرداخت که آیا امکان زیستی‌ای در حوزه‌ی سایبری برای ناشر، مورد تصور هست یا خیر. این امکان‌ها لزومن و ضرورتن به‌منظور مقابله با سانسور عمل نمی‌کنند، بلکه می‌توانند ابزارهایی را در جهت تولید کالایی دیگرگونه در حوزه‌ی نشر کتاب ارایه دهند. این ابزارها ممکن است در دنیای مجازی به‌خوبی به کار بیفتند، ولی به‌طور قطع در اغلب موارد ضرورت حضورشان مشروط به دنیای مجازی است. همان دنیایی که هر امکان، زیست خود را از آن دریافت کرده است.
اغلب قریب به اتفاق کتاب‌های منتشر شده در فضای سایبری به زبان فارسی، در آن دسته‌ای قرار می‌گیرند که به‌سبب محدودیت‌های نشر به این دنیای آزادتر راه یافته‌اند و در این راستا بدلی از نسخه‌ی کاغذی و چاپی خود را به نمایش می‌گذارند. کتاب‌هایی که به‌طور معمول در فرمت پی‌دی‌اف، با امکان‌های دستیابی ضعیف و بدون رعایت استانداردها و مولفه‌های نشر الکترونیک به دست خواننده‌های خود می‌رسند. باید امیدوار بود تا کتاب از روی نسخه‌ی چاپی اسکن نشده باشد، با فونت، اندازه و چینش نامناسب به چشم نیاید و پس از ذخیره، باز کردن و خواندن کتاب امکان‌پذیر باشد، ولی واقعیت موجود آن‌چنان جایی برای امیدواری نمی‌گذارد چراکه درصد قابل قبولی از کتاب‌های الکترونیک فارسی‌زبان، واجد شرایط لازم برای یک کتاب الکترونیک نیستند. این مساله در حالی نمود می‌یابد که در حال حاضر در حوزه‌ی کتاب‌های الکترونیکی زبان فارسی، از ابزارهای ممکن برای تولید سایبری به میزانی نزدیک به صفر بهره‌برداری شده است چراکه تنها ضرورت حضور در دنیای مجازی، نبود امکان وقوع متن در دنیای واقعی و بر روی کاغذ تلقی می‌شود.
این گونه است که اضطرار استفاده از ساده‌ترین امکان، راه بر بروز خلاقیت موجود در بستر فضای تحت وب می‌بندد و تنها گریزگاه عبور از خط‌های قرمز را پیش روی می‌نهد. با این حال باید به کارکردهای دیگر نیز توجه نشان داد و بسته‌های متنوع‌تری را در حوزه‌ی کتاب‌های الکترونیک عرضه کرد. ضرورت استفاده از این امکان‌ها زمانی رخ می‌نمایاند که بتوان به‌طور ذهنی هم از سد سانسور گذر کرد و از این رهگذر، چشم‌اندازهای دیگر را هم دید. برای نمونه هایپرتکت‌ها یا همان فرامتن‌ها یکی از محصولات سرچشمه‌گرفته از پتانسیل‌های تحت وب هستند که می‌توانند در زمینه‌ها و حوزه‌های نوشتاری مختلف، کارایی خود را نشان دهند. هایپرتکت‌ها میان‌برهایی را ایجاد می‌کنند که حوزه‌ی دلالی متن را به‌طور شگفتی گسترش می‌دهند و می‌توانند به‌منظور ارجاع‌های بین متنی استفاده شوند. این نمونه تنها یکی از صورت‌های کارکردی ِدر دسترس است که به‌واسطه‌ی آن، متن به سایر حوزه‌های زبانی گسترش می‌یابد.
استفاده از تمام این امکان‌ها زمانی میسر می‌شود که به حوزه‌ی نشر الکترونیک با دید وسیع‌تری بنگریم و این امکان را نه صرفن ابزاری برابرنهاد برای نشرهای چاپی آزادی که وجود ندارند تلقی کنیم، بلکه از آن به‌عنوان امکانی مستقل از شیوه‌ی کهنسال خود یاد شود. با تمام این احوال، فضای مجازی یک امکان موجودیت‌یافته است که هم می‌توان از آن در شمایلی محدود بهره گرفت و یا زیست متفاوتی از زبان را به پیش راند و تجربه کرد، ولی مهم‌تر از همه رسیدن به فراغت از بازتولید نسخه‌های بدل چاپی است.

خوراک کودکی

کتابخوانی و ایجاد علاقه‌مندی به کتاب و مطالعه از مواردی است که باید از زمان کودکی در فرد نهادینه شود و با او رشد کند تا به عادتی هر روزه تبدیل شود. هر فرد بدون در نظر گرفتن حوزه‌ی کاری و سواد آکادمیک، باید دارای سطح متناسب و استانداردی از آگاهی و محفوظات ذهنی باشد تا این سطح ضمن بالا بردن میانگین دانش و خردورزی جمعی، به شخص مورد نظر نیز در زندگی روزمره یاری رساند. در این راستا، بدنه‌ی هر جامعه به‌ویژه نهادهای فرهنگ‌ساز هستند که وظیفه‌ی برنامه‌ریزی و تهیه‌ی خوراک فرهنگی را بر عهده دارند.
حال در این رهگذر چه از سوی نهادهای فرهنگ‌ساز و چه از سوی والدین و کسانی که سرپرستی کودکان و وظیفه‌ی آموزش و پرورش ایشان را برعهده دارند، توجه به ضرورت برنامه‌ریزی و سامان‌دهی خوراک ذهنی و آذوقه‌ی کتاب کودک در سبد نیازمندی­های این قشر باید در نظر گرفته شود. اگرچه ضرورت توجه به مبحث کتاب و کتابخوانی کودکان حیاتی است، ولی از سوی دیگر، آن‌چه به‌عنوان جیره‌ی فرهنگی کودک برای او تهیه دیده می‌شود از اهمیت بیشتری برخوردار است.
با نگاهی گذرا به بازار رسمی کتاب و محصولات فرهنگی حوزه‌ی کودک در ایران، نظاره‌گر این واقعیت خواهیم بود که به‌جز چند ناشر انگشت‌شمار که همواره و از آغاز فعالیت خود، اصل را بر اولویت کودک گذاشته‌اند و با آگاهی و احاطه به این حوزه پیش رفته‌اند، ولی با کمال تاسف اغلب قریب به اتفاق ناشرانی که در این حوزه کار می‌کنند، اهمیت کودک و خوراک فرهنگی او را در انتهای فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند و بیشتر این ناشران بدون دانش و تجربه‌ی کافی، در حوزه‌ای چنین خطیر مشغول هستند بدون این‌که به مسئولیت کاری خود واقف باشند.
باری، در این زمانه که رایانه‌های خانگی همه‌جا را پر کرده‌اند و هر کودک از آغاز تولد خود با مظاهر تکنولوژی رویارویی دارد و از همان ابتدا شیوه‌ی کار با هر وسیله‌ی تکنولوژیک را به‌خوبی فرا می‌گیرد، محدود کردن خوراک فرهنگی کودک به شکلی خاص در شمایل کلاسیک آن بیهوده است و علاوه‌بر آن، بازخورد کافی را برای جذب کودک این‌زمانی ندارد. انتظار می‌رفت با توجه به اوضاع ناامیدکننده‌ی بازار کتاب رسمی در ایران و با در نظر گرفتن قابلیت‌های فوق‌العاده‌ی فضای مجازی و دیجیتال، اقبال تولیدکنندگان و نویسندگان کودک به این ساحت جدید بیشتر از میزان تاسف‌باری باشد که در حال حاضر با آن روبه‌رو هستیم. در حال حاضر به‌جز چند کتاب آموزشی قابل قبول به زبان ساده برای کودکان، نسخه‌ی پی‌دی‌اف چند جلد از کتاب‌های هری پاتر و چندین کتاب کم‌مایه‌ی پراکنده در این‌سو و آن‌سوی دنیای سایبری، هیچ تلاش قابل اشاره‌ای در حوزه‌ی کتاب کودک و فعالیت رسانه‌ای در این راستا وجود ندارد درصورتی‌که این فضای به‌وجودآمده بهترین گزینه برای ایجاد عادت خواندن و فعالیت فکری برای نسل فرداست.