گام‌های یک مسیر / بخش پایانی

در بخش­های پیشین پیرامون مهارت­های لازم برای کتابخوانی سخن گفته شد. این موضوع چنان پیگیری شد که اهمیتش در زمینه­ی رشد کودک نمایان شود چراکه اگر یک مهارت در کودکی فراگرفته شود، می­تواند پایه­ی مستحکمی برای رشد فرد در زمان­های رو به جلو باشد. حال اگر این مهارت از آن دسته مهارت­های پایه­ای باشد که می­تواند اساس رفتار فرد را در یک یا چند زمینه تشکیل دهد، می­تواند به فرآیند شکل­گیری شخصیت و مسیر زیست فرد مورد نظر یاری رساند. مهارت در حوزه­ی کتابخوانی و حوزه­های وابسته به آن، از جمله مهارت­های پایه­ای هستند که فرد را به رشد همه­جانبه­ای هدایت می­کنند. برای نمونه، مهارت­های پایه­ای چون خواندن، تهیه­ی دایره­ی واژگان برای برقراری ارتباط، مهارت دسته­بندی، طبقه­بندی و استفاده از داده­های اطلاعاتی و همین­طور مهارت سخن­وری و نوشتن از دسته مهارت­هایی هستند که به­طور مستقیم و غیر مستقیم به مهارت­های کتابخوانی بستگی دارند. کودکی که به گونه­ای اصولی با فرآیند و مهارت­های متصل به کتابخوانی آشنایی پیدا کرده است و قادر است آن­ها را به کار گیرد، خواهد توانست در جنبه­های گوناگون از این مهارت­ها برای رشد فردی خود بهره گیرد. مسلم است که چنین فردی در آموختن، نوشتن و انتقال مفاهیم تواناتر خواهد بود و این مهم می­تواند به اعتماد به نفس، ارتباط با گروه همسالان و ارتباط موثر با محیط یاری رساند. آن زمان که چنین مهارت­هایی در زمان مناسب آموزش داده شوند، فرد می­تواند مهارت­های متصل را هم در زمان مقتضی فرا گیرد و همه­ی این­ها مسیر رو به رشدی را پیش روی فرد می­نهند.
آزمون و خطا یکی از مواردی است که می­تواند در زمان مناسبش مفید باشد ولی اگر زمان آزمون و خطا به­ویژه در حوزه­ی کتاب به­موقع نباشد، به اتلاف وقت، انرژی و رفتن راه­های بی­سرانجام می­انجامد. این آزمون و خطا وقتی موثر است که کودک بتواند در بازه­ای از زمان با در دسترس داشتن کتابخانه­ای هرچند کوچک ولی در حد کفایت، به آن­چه نیاز دارد آگاهی پیدا کند ولی اگر این مسیر در بازه­ی زمانی دیگری برای مثال در بزرگسالی طی شود، مطلقن تاثیر قابل قبول زمان کودکی را نخواهد داشت هرچند آگاهی از ضرورت بهره­گیری و دریافت مهارت در هر سنی می­تواند راهگشا باشد. وقتی کودکی قرار است به جمع یک خانواده افزوده شود، مطمئنن والدین کودک در هر طبقه­ی اجتماعی­ای که باشند، با هر بنیه­ی اقتصادی و هر بضاعت فرهنگی و توان مالی، بسته به طبقه­بندی نیازهای مفروض از سوی ایشان، به ضرورت­های مورد نیاز کودک می­اندیشند و تا حد امکان در پی برآورده کردن این نیازهای ضروری برای زیست کودک بر می­آیند. اگرچه این ضرورت­ها بسته به امکان و جایگاه خانواده متغیر است ولی ضرورت دانستن یک موضوع را می­توان با آگاهی­رسانی در زمینه­ی آن ایجاد کرد. در حال حاضر که سازمان­های دولتی و نهادهای متصدی امر فرهنگ و کتاب، دغدغه­های دیگری جز مسئولیت اصلی خود را در پیش گرفته­اند، این آگاهی­رسانی وظیفه­ی با اهمیتی است که باید از سوی حوزه­های دیگر دخیل در حوزه­ی کتاب بر عهده گرفته شود. تاکید دوباره بر این نکته ضرورت دارد که وقتی با دوران کودکی ِگروهی از مشاهیر چون چارلز داروین، ویرجنیا وولف و آرتور رمبو یا صائب تبریزی آشنا می­شویم، یک نکته­ی اساسی وجود دارد که ایشان را شتاب­ناک­تر از دیگران به پیش رانده است و آن در دسترس بودن یک کتابخانه­ی تقریبن جامع در کودکی­شان است و همچنین باید یادآور شد که حضور یک کتابخانه­ی ابتدایی با کتاب­های پایه و ضروری امر محتملی است که تهیه­ی آن ساده­تر از فراهم کردن بسیاری از مواردی است که حتا برای یک خانواده­ی ثروتمند هم ضرورت ندارد ولی می­توان آن­ها را در خانه­های استیجاری هم جست و جو کرد. در هر حال، این­که یک کتابخانه­ی کوچک در کنج یک خانه­ی معمولی بدون توجه به کتابخانه­ی مکمل باید چه خصوصیاتی داشته باشد، بحثی است که در جستارهای بعدی مورد توجه قرار خواهد گرفت ولی در عین حال در همین­جا باید دوباره بر این نکته تاکید کرد که حتا حضور نمادین و تزیینی کتاب و کتابخانه در خانه هم می­تواند در رشد کودک و علاقه­مندی او به این مهم اثرگذار باشد.

مامان یک تخم گذاشت

«مامان گفت: می‌شه بذر بچه‌ها رو تو گلخونه کاشت تا بعد از مدتی بزرگ و بزرگتر بشن.
یک راه دیگه هم اینه که اون‌ها رو مثل خمیر یکی‌یکی از تیوپ بیرون انداخت.
بعضی‌وقت‌ها هم دایناسورها برای بابا و مامان‌ها بچه میارن.
مامان گفت: گاهی هم می‌شه اون‌ها رو مثل نان زنجبیلی پخت.
بابا گفت: بعضی‌وقت‌ها هم مامان یک تخم روی مبل می‌گذاره و روی اون می‌خوابه.»
این روزها آرش حسینیان در حوزه‌ی ادبیات کودک آن هم در فضای مجازی بسیار فعال است. به نظر می‌رسد که او کتاب‌هایش را بر پایه‌ی منطق ذهنی خاصی انتخاب می‌کند و این‌طور نیست که هر کتابی که به دستش برسد یا حد اقلی از استانداردها را داشته باشد به فارسی برگرداند. «مامان یک تخم گذاشت» نوشته‌ی بابت کول با برگردان فارسی آرش حسینیان در سال 1391 اولین حضور خود را در زبان فارسی به همت نشر الکترونیکی پاد تجربه کرد. این کتاب هم مانند تعدادی از کتاب‌های حسینیان به امیرحسین آریان‌پور تقدیم شده است و در هجده صفحه بر روی فضای مجازی قرار می‌گیرد با این امید که به دست کودکی برسد و پیش از آن والدین او کتاب را به دست آورند و حال آن‌که چه تمهیدی برای دستیابی این گروه سنی به کتاب‌های خود از طریق وب وجود دارد گزینه‌ی خاصی در دسترس نیست. از این‌ها که بگذریم و دوباره به متن کتاب و البته تصویرهای آن باز گردیم، با یک انتخاب خوب مواجه می‌شویم که یادآور کتاب «بچه‌ها از کجا می‌آیند» است با این تفاوت که کتاب حاضر بیشتر مناسب خردسالان است.
تلاش آرش حسینیان برای راه‌یابی و گسترش ادبیات کودک در فضای نت و شاید خارج از آن ستودنی است. حسینیان چند بی‌دقتی و اشتباه در کار خود دارد که می‌توان در کتاب‌های دیگر او هم سراغ گرفت. یکی از این بی‌دقتی‌های او، جدی نگرفتن نحو و ساختار جمله است. این به این معنی نیست که آرش نحو را نمی‌شناسد بلکه جمله‌های او حاکی از مساله‌ی دیگری است. او فقط و فقط به‌راحتی سهل‌انگاری می‌کند و زمان کافی را برای بازخوانی و تصحیح متن نمی‌گذارد. «مامان یک تخم گاشت» از اتفاق همان کتابی است که والدین و بزرگترهای دیگر به آن احتیاج دارند. بزرگترها لازم است تا توانایی جدی گرفتن بچه‌ها را پیدا کنند، بهتر است آن‌ها به دانش بچه‌ها نسبت به پیرامون اعتقاد پیدا کنند، شایسته است بدانند که بهترین راه برای توضیح هر مساله برای کودک، صادقانه‌ترین راه آن است و این به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که این صداقت تناسب سن و دانش را بر هم می‌زند. واقعیت این است که کودک بیش از آن چیزی که فکر می‌کنیم داده‌های بیرونی را دریافت و پردازش می‌کند و مساله‌ی مهم‌تر این است که کودک ما اطلاعات خود پیرامون مسایل را صرفن از مجرای ما به دست نمی‌آورد پس بهتر است بهترین مرجع برای او باشیم. در هر حال کتاب‌هایی از این دست بیشتر از آن‌چیزی که برای کودک توصیه می‌شود، به والدین او و بزرگترهای دیگر پیشنهاد می‌شود.

با صدای تو می‌بینند

درباره‌ی «سرزمین سخن» چنین آمده است که «شرکت سامسونگ با هدف ارتقای سطح آموزش و ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی، تصمیم به راه‌اندازی کتابخانه‌هایی صوتی (با داستان‌هایی جذاب و شنیدنی) برای کودکان و نوجوانان نابینا گرفته تا امکان تازه‌ای برای آشنایی بیشتر این کودکان با ادبیات و استفاده‌ی بیشتر آنان از فن‌آوری فراهم شود. شما هم می‌توانید قصه‌گوی یکی از داستان‌هایی باشید که می‌خواهید با صدای‌تان به گوش کودکان نابینا برسانید. برای این کار کافی است یکی از پنج داستان موجود در صفحه را انتخاب کنید و به‌کمک پنجره‌ای که ظاهر می‌شود صدای خود را ضبط و سپس فرم مشخصات را پر کنید. تا آخر مهرماه 1391 فرصت دارید که نمونه‌ی صدای خود را بفرستید. پس از آن از برترین صداها برای ضبط استودیویی دعوت خواهد شد. پرسش‌ها و پیشنهادهای خود را می‌توانید از طریق صفحه‌ی “ارتباط باسرزمین سخن ارسال کنید.
ما و آن‌ها منتظر شنیدن صدای شما هستیم.»
اگر کودکی شما هم با حسرت پیدا کردن فردی گذشته باشد که برایتان کتابی را ورق بزند تا گوش‌های‌تان آهنگ کلام را نوازش کنند، اگر همیشه برای خواندن کتاب دچار مشکل بوده‌اید و یا اصولن اگر به‌هیچ‌عنوان قادر به دیدن کتاب نبوده‌اید و حتا اگر شنیدن کتاب را به خواندن آن ترجیح می‌دهید، شما هم چون من پس از رویارویی با این خبر چنان شادمان می‌شوید که تلاش می‌کنید این خبر را هر چه بیشتر تا هر جایی که ممکن است پراکنده سازید. ابتکار و خلاقیت شرکت سامسونگ حتا اگر به‌منظور تبلیغ تجاری هم بوده باشد، نشان از نکته‌‌سنجی و دید گسترده‌ی دست‌اندرکاران آن دارد. وقتی شرکت اپل در آی‌پدهای جدید خود، شمایل‌های چت ویژه‌ی همجنسخواهان را وارد آبشن‌های خود کرد، حدس این گزینه دور از ذهن بود که کمپانی سامسونگ در باریک‌بینی گوی سبقت را از رقیب برباید. باید این رویداد را به فال نیک گرفت چراکه اگر این پروژه جدی گرفته نشود، معلوم نیست در چه زمانی این برنامه در شمار برنامه‌های درجه چندم دست‌اندکاران قرار گیرد. آن زمان که نفس موجودیت انسان زیر سوال می‌رود، پرداختن به ضمیمه‌های انسانی دور از ذهن می‌نماید پس باید دست به کار شد و هر کس بر حسب توان و تخصص خود گوشه‌‌ای را به دست گیرد تا از همت ایشان کار برآید.
کودک حق حیات دارد و تمام کودکان در هر شرایطی باید و ضرورت دارد که از تمام حقوق خود به اضافه‌ی حق حیات برخوردار شوند. نمی‌توان کودکی را از حقوق مسلم او محروم کرد با این بهانه که فراهم آوردن حقوق او نیازمند بهره‌گیری از امکان‌های مازاد است بدون در نظر گرفتن این نکته که به‌طور خاص، نابینایی چالش نابرابری را ایجاد می‌کند که فرد را دچار معضل‌های مازاد می‌گرداند. در نظر آوردن انسان‌هایی با زیست‌های متفاوت می‌تواند دنیای پیرامون ما را جایی بهتر و سالم‌تر برای زندگی کند و در این راه، همه‌ی ما باید تلاش کنیم پس می‌توانیم همین الان به پایگاه اینترنتی سرزمین سخن برویم و یک داستان را انتخاب کنیم و صدای خود را ضبط کنیم تا وقتی چشم‌ها بسته است با صدای تو ببینند.

تاک سرزمین من

«هم‌پیمان با هم برای کودکان عهد می‌بندیم
دنیای خود را زیبا سازیم
دنیای سرشار از مشارکت
دنیای سرشار از تشویق
دنیای سرشار از حمایت
بشناس
دوست بدار
حمایت کن»
این‌ها شعارهایی نیستند که گروهی پشت تریبون‌ها فریاد بزنند و حاضران برای ایشان هورا بکشند و بعد که به خانه‌هایشان رفتند فراموش کنند آن‌چه را که گفته‌اند و آن‌چه را که شنیده‌اند. این گزاره‌ها را می‌توان در صفحه‌ی نخست «پایگاه اطلاع‌رسانی کودکان کار و خیابان» دید که به‌همراه عکس‌هایی از کودکان کار آمده‌اند. سال‌ها پیش در تاریخ 1384 «پایگاه اطلاعات كودكان كار و خيابان» با هدف جمع‌آوری و ساماندهی اطلاعات و همچنین اطلاع‌رسانی گسترده برای سازمان‌های دولتی و غير دولتی، با هم‌ياری و همكاری «شورای كتاب كودک» و «شبكه‌ی ياری كودكان كار و خيابان» در موسسه‌ی «تاک سرزمين من» (توانمندسازی انجمن‌های كودكان كار و خيابان) به اجرا درآمد. برای کمک به این پایگاه اطلاع‌رسانی، با جمع‌آوری هر نوع اطلاعات در زمینه‌ی کودکان کار و خیابان، می‌توان این بانک را غنا بخشید. در پیوندهای اصلی این صفحه‌ی اینترنتی، علاوه بر «پایگاه اطلاعاتی» که شامل زیرمجموعه‌هایی چون «مقالات و پژوهش‌ها»، «انجمن‌ها»، «کتاب‌ها»، «سمینارها»، «فیلم‌ها»، «عکس‌ها»، «گزارشات»، «پایان‌نامه‌ها»، «قوانین» و  «معرفی پایگاه داده» می‌شود به  عنوان‌های دیگری چون «آرشیو اخبار»، «انجمن‌های حامی» و «گالری تصاویر» هم قابل دسترسی هستند به اضافه‌ی این‌که پیوند به صفحه‌های اینترنتی مرتبط دیگر در زمینه‌ی کودکان در صفحه‌ی اصلی گنجانده شده است و از طرفی در همان صفحه‌ی نخست می‌توان به‌آسانی با مدیر این پایگاه ارتباط برقرار کرد.
حضور چنین پایگاه‌هایی در حوزه‌ی کودکان و به‌طور اعم در هر حوزه‌ای امیدبخش است چراکه برای پیگیری هر حقی و تفویض آن به فرد یا گروه ذی‌حق، در آغاز باید داده‌های کافی و قابل استنادی از عینیت قابل ارجاع را در دسترس داشت. جمع‌آوری داده‌ها، طبقه‌بندی آن‌ها و هم‌چنین بارگذاری‌شان در شبکه کار آن‌چنان آسانی نیست به‌ویژه اگر به این امر آگاه باشیم که در ایران مساله‌ای به نام داده‌پردازی و ثبت تاریخی مشروعیت و ضرورت ندارد چه برسد به این‌که این موارد ضبط‌شده جمع‌آوری شوند و در بسته‌های متناسب، به کسانی که نیازمند داده‌های مورد بحث هستند داده شود. کنش‌گران در هر حوزه‌ای نیازمند اشراف به موضوعی هستند که بدان می‌پردازند و تا موضوع مورد اشاره از ابهام خارج نشود و در مورد آن، روشن‌گری اتفاق نیفتد، نمی‌توان انتظار داشت که پیرامون آن رویداد هدفمندی پا بگیرد.

با دست‌های کوچک

دوازده ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک است. روزی که هر شهروند را متوجه این حقیقت خاموش می‌کند که هنوز هم کودکان کار به‌عنوان واقعیتی تلخ وجود دارند و از حقوق خود به‌عنوان یک فرد انسانی که قرار است نسل آینده‌ی بسر را بسازد و باید برای این منظور از رشد، سلامت و آموزش و امنیت لازم برخوردار باشد، نه‌تنها از همه‌ی این موارد و موارد ضروری دیگر محروم است، بلکه به‌علاوه‌ی قرار گرفتن در شرایط اجبار به کار، به‌علت مجموع شرایطی که او را در این موقعیت قرار می‌دهد، از بهداشت، ایمنی و کوچک‌ترین حقوق فردی و شهروندی خود هم بهره‌ای نبرده است. این کودکان نه‌تنها حضور چشم‌گیری در شرایط سخت کاری دارند، بلکه در موارد بی‌شماری حتا به‌طور سازمان‌یافته مورد استثمار، بهره‌کشی و آزار و اذیت قرار می‌گیرند و در این مسیر، به آن‌ها آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌آید.
«جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان»، یکی از تشکل‌هایی است که در سالیان متوالی با تلاشی ستودنی و خستگی‌ناپذیر، با وجود کم‌ترین کمک‌ها و در شرایط سخت زیست تشکل‌های غیر دولتی به حیات و فعالیت خود ادامه داده است. از تلاش‌های قابل تقدیر و بااهمیت جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، می‌توان به بانک اطلاعاتی کودکان کار و خیابان اشاره کرد که به‌راستی چه در نوع خود و چه به‌عنوان نمونه‌ی یک کار منسجم و دارای استنداردهای علمی، نمونه‌ای مثال‌زدنی از کوششی است که جمعی نه لزومن برای حل و یا گذر از مشکل به‌صورت مقطعی انجام داده‌اند، بلکه فراهم‌آوری مجموعه‌ای برای تحلیل موقعیت و ایجاد موقعیتی به‌منظور تحقیق برای رسیدن به راهکارهای عملی درست را برعهده گرفته‌اند.
این جمعیت به مناسبت روزی که به نام روز جهانی مبارزه با کار کودک نام‌گذاری شده، ویژه‌نامه‌ای را تهیه و منتشر کرده است که یادآور حضور این کودکان باشد و ایشان و مشکلاتشان را در برابر هر فرد مسئول بنشاند. در این ویژه‌نامه با مطالبی چون «فعالیت حقیقی اجتماعی برای دفاع از کودکان کار»، «بختکی بر ما افتاده است»، «یک گزارش صفی و سعید»، «درآمدی بر نظریه‌ی فرودستی کودکان کار» و همچنین «در باب عمل‌کرد سازمان جهانی کار» روبه‌رو می‌شویم.
با هم بخشی از مقاله‌ای از این ویزه‌نامه با عنوان »درآمدی بر نظریه‌ی فرودستی کودکان کار» نوشته‌ی نادر طالبی را دنبال می‌کنیم:
«ما در شرایطی نابرابر به دنیا می‌آییم؛ با امکانات و سرمایه‌های اقتصادی، احتماعی و فرهنگی متفاوت. بار تمام مردگان بر دوش ما سنگینی می‌کند. در شرایطی نابرابر رشد می‌کنیم؛ با تغذیه‌های گوناگون، تحصیل در سیستم‌های مختلف و یا حتا بازماندن از تحصیل. دیر یا زود وارد بازار کار می‌شویم و در شرایط نابرابری کار می‌کنیم و یا از استثمار مستقیم یا غیر مستقیم کار دیگران بهره‌مند می‌شویم و دست آخر در شرایطی نابرابر می‌میریم، در بهترین بیمارستان‌های جهان و دفن‌شده در عمارت‌های خانگی، یا بر اثر سوء‌تفاهمی کوچک یا عوامل بیماری‌زای معمولی و آرام‌گرفته در همین قبرستان‌های عمومی، یا با گلوله و تنگ سیاه‌چالی. باید از منظر جامعه‌شناسی و تاریخی کور بود تا این گونه‌گونه‌ای زندگی و مرگ را در تاریخ انسانی ندید.»

خوراک کودکی

کتابخوانی و ایجاد علاقه‌مندی به کتاب و مطالعه از مواردی است که باید از زمان کودکی در فرد نهادینه شود و با او رشد کند تا به عادتی هر روزه تبدیل شود. هر فرد بدون در نظر گرفتن حوزه‌ی کاری و سواد آکادمیک، باید دارای سطح متناسب و استانداردی از آگاهی و محفوظات ذهنی باشد تا این سطح ضمن بالا بردن میانگین دانش و خردورزی جمعی، به شخص مورد نظر نیز در زندگی روزمره یاری رساند. در این راستا، بدنه‌ی هر جامعه به‌ویژه نهادهای فرهنگ‌ساز هستند که وظیفه‌ی برنامه‌ریزی و تهیه‌ی خوراک فرهنگی را بر عهده دارند.
حال در این رهگذر چه از سوی نهادهای فرهنگ‌ساز و چه از سوی والدین و کسانی که سرپرستی کودکان و وظیفه‌ی آموزش و پرورش ایشان را برعهده دارند، توجه به ضرورت برنامه‌ریزی و سامان‌دهی خوراک ذهنی و آذوقه‌ی کتاب کودک در سبد نیازمندی­های این قشر باید در نظر گرفته شود. اگرچه ضرورت توجه به مبحث کتاب و کتابخوانی کودکان حیاتی است، ولی از سوی دیگر، آن‌چه به‌عنوان جیره‌ی فرهنگی کودک برای او تهیه دیده می‌شود از اهمیت بیشتری برخوردار است.
با نگاهی گذرا به بازار رسمی کتاب و محصولات فرهنگی حوزه‌ی کودک در ایران، نظاره‌گر این واقعیت خواهیم بود که به‌جز چند ناشر انگشت‌شمار که همواره و از آغاز فعالیت خود، اصل را بر اولویت کودک گذاشته‌اند و با آگاهی و احاطه به این حوزه پیش رفته‌اند، ولی با کمال تاسف اغلب قریب به اتفاق ناشرانی که در این حوزه کار می‌کنند، اهمیت کودک و خوراک فرهنگی او را در انتهای فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند و بیشتر این ناشران بدون دانش و تجربه‌ی کافی، در حوزه‌ای چنین خطیر مشغول هستند بدون این‌که به مسئولیت کاری خود واقف باشند.
باری، در این زمانه که رایانه‌های خانگی همه‌جا را پر کرده‌اند و هر کودک از آغاز تولد خود با مظاهر تکنولوژی رویارویی دارد و از همان ابتدا شیوه‌ی کار با هر وسیله‌ی تکنولوژیک را به‌خوبی فرا می‌گیرد، محدود کردن خوراک فرهنگی کودک به شکلی خاص در شمایل کلاسیک آن بیهوده است و علاوه‌بر آن، بازخورد کافی را برای جذب کودک این‌زمانی ندارد. انتظار می‌رفت با توجه به اوضاع ناامیدکننده‌ی بازار کتاب رسمی در ایران و با در نظر گرفتن قابلیت‌های فوق‌العاده‌ی فضای مجازی و دیجیتال، اقبال تولیدکنندگان و نویسندگان کودک به این ساحت جدید بیشتر از میزان تاسف‌باری باشد که در حال حاضر با آن روبه‌رو هستیم. در حال حاضر به‌جز چند کتاب آموزشی قابل قبول به زبان ساده برای کودکان، نسخه‌ی پی‌دی‌اف چند جلد از کتاب‌های هری پاتر و چندین کتاب کم‌مایه‌ی پراکنده در این‌سو و آن‌سوی دنیای سایبری، هیچ تلاش قابل اشاره‌ای در حوزه‌ی کتاب کودک و فعالیت رسانه‌ای در این راستا وجود ندارد درصورتی‌که این فضای به‌وجودآمده بهترین گزینه برای ایجاد عادت خواندن و فعالیت فکری برای نسل فرداست.

فرهنگنامه‌ها و ذهن‌های پرسش‌گر

«شورای کتاب کودک» از آن دسته نهادهایی است که نمی‌توان تاثیر آن را بر پیکره‌ی حوزه‌ی فعالیت خود و حتا حوزه‌های غیر مرتبط با فعالیتش نادیده گرفت. در ایرانی که صبوری و دوام را نمی‌شناسد و مهم‌تر از آن، انتقال حکومت و تغییر شکل آن در دوره‌ی فعالیت این شورا، استمرار حضوری که نزدیک به 60 سال از سر گذرانیده، بسیار ارزنده است و باید به آن بالید. اگر هنوز هم پس از این سالیان، «شورای کتاب کودک» پابرجاست، هر دوره از فعالیتش درخشان‌تر از دوره‌ی پیش سپری می‌شود، به‌جای تربیت فرد، نسلی از کودکان و نوجوانان با آموزش‌های این شورا و گاهی همراه با والدین خود، پرورش می‌یابند و از طرفی این شورا با کلاس‌های آموزشی و فعالیت‌های دیگرش نیروهای تازه‌نفس را برای ادامه‌ی مسیر خود وارد کارزار می‌کند، همه‌ی این‌ها به‌خاطر بنیان استوار، هدف تعیین‌شده، برنامه‌ی مدون، دستورالعمل کارا و به‌طور کلی به‌کارگیری علم و تجربه و انسان‌های کارآمد در یک ساختار است. این‌ها به مدد حضور درخشان کسانی چون خانم نوش‌آفرین انصاری است که حضورش در هر ساختاری ایجاد گشایش می‌کند.
«شورای کتاب کودک» از همان آغاز پیدایش، ضرورت تالیف و انتشار فرهنگنامه‌ای ویژه‌ی کودکان و نوجوانان را مطرح کرده است. سرانجام این شورا در سال 1358 با یاری گرفتن از نیروهای حرفه‌ای و داوطلب، تصمیم خود مبنی‌بر تدوین «فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان» را عملی کرد. در پایگاه اینترنتی این فرهنگنامه، هدف شورا، پدیدآوردن فرهنگنامه‌ای برای كودكان و نوجوانان ایرانی ذکر شده است كه منبعی معتبر و موثق برای دستیابی به آگاهی‌های درست و مستند با دیدگاهی علمی، مردمی و با الهام از تاریخ و فرهنگ ایران و منطقه باشد. اگر بخواهید از روند اجرایی کار از آغاز تا به این‌جا مطلع شوید، بهتر است به وب‌سایت فرهنگنامه سری بزنید و روی گزینه‌ی «تاریخچه» کلیک کنید.
اگر با بیانی فشرده توضیحی درباره‌ی فرهنگنامه بخواهیم، می‌توانیم به این بند که در وب‌سایت فرهنگنامه نیز آمده است اشاره کنیم:
«فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان، نخستین دایره‏المعارف عمومی نوشته‌شده به زبان فارسی، همراه با تصویر برای کودکان و نوجوانان است که با دیدگاهی علمی و با تکیه بر فرهنگ ایران تهیه شده است. مقاله‏های آن دقیق­، مستند و با توجه به دانش پایه و زبان و بیان گروه سنی 10 تا 16 سال تدوین شده است. در تالیف مقاله‏های آن بیش از 250 استاد و متخصص رشته‏های مختلف همکاری داوطلبانه می‌کنند. کلیه‌ی فعالیت‏های فرهنگنامه در “شورای کتاب کودک” زیر نظر “شورای اجرایی فرهنگنامه و دبیر آن، توران میرهادی و سرویراستار آن، ایران گرگین صورت می‏گیرد. پیشبینی می‏شود که مجموعه‌ی فرهنگنامه در 26 جلد، با نظم الفبایی با بیش از پنج‌هزار مقاله و چند هزار تصویر شامل عکس، نقاشی، نقشه، جدول و نمودار منتشر شود. تاکنون 13 جلد از فرهنگنامه تا پایان حرف “خمنتشر شده است “شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه“، چاپ و نشر این مجموعه را به عهده دارد.»
با توجه به جلدهای منتشرشده‌ی «فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان» می‌توان به ضعف‌های فرهنگنامه در کنار مزایای آن پرداخت، ولی همت والای گروهی که این کار را پیش می‌برند ستودنی است. واقعیت این است که تولید کتاب‌های مرجع، دایره‌المعارف‌ها، زندگی‌نامه‌ها و از این دست بدون امکان‌های حداقلی، کاری طاقت‌فرسا و ناامیدکننده است، ولی بااین‌وجود، به همه‌ی این‌ها نیاز مبرمی احساس می‌شود. حال اگر به حوزه‌ی کودکان و نوجوانان برگردیم، خواهیم دید که این نیاز دوچندان است و کار انجام‌شده آن‌قدر ناچیز به چشم می‌آید. همین جا ست که اهمیت وجود و فعالیت افرادی چون خانم انصاری و خانم میرهادی و دیگرانی از این دست بیش از پیش آشکار می‌شود.

 

پرسش‌های کودکان پایانی ندارد و پاسخ‌های بزرگ‌ترها همیشه بهترین و پسنده‌ترین پاسخ لازم نیست. هیچ‌کدام از والدین نمی‌توانند به تمامی پرسش‌های کودکانشان پاسخ دهند و از سوی دیگر، پاسخ بدون آگاهی کافی و به زبان قابل درک کودک، کار پسنددیده‌ای نیست. با تمام نقطه‌های کوری که ممکن است در «فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان» وجود داشته باشد، ولی این فرهنگنامه اتفاق مبارکی است که راه را بر فرهنگنامه‌هایی از این دست باز کند.
فرهنگ‌نامه‌ی کودکان و نوجوانان

کابوس شاپرک‌ها

کودکان، کودکان کار، کودکان آسیب‌دیده، کودکان معلول، کودکان بی‌سرپرست، کودکان تک‌والد، کودکان جنگ و کودکان زندانیان و هر کودکی که از حداقل‌های یک زندگی استاندارد و طبیعی برخوردار نیست باید بیشتر دیده شود و بیشتر و جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد. شاید تعریف هریک از ما از کودک، یک انسان در ابعاد کوچک‌تر باشد که در یک خانواده به‌همراه پدر و مادر خود زندگی می‌کند و سایر ویژگی‌های یک کودک معمولی را دارد، ولی واقعیت چیز دیگری است. حقیقت این است که در پیرامون ما کودکانی به لطافت گلبرگ گل‌های تازه‌رس و به آسیب‌پذیری هر شاخه‌ی نورسته‌ای وجود دارند که زندگی‌شان دست‌خوش تلاطم‌های بی‌شماری قرار گرفته است که حتا یک انسان در ابعاد بزرگ را هم از پا در می‌آورد.
پرداختن به مسایل این دسته از کودکان که زندگی خاصی را سپری می‌کنند و روز و شبشان را به گونه‌ای دیگر و در شرایطی سخت‌تر می‌گذرانند، شاید بتواند به شرایط این کودکان یاری رساند. در هر صورت، باید توجه داشت که آگاهی از یک امر، حتا به‌تنهایی و بدون یافتن راهکار، به‌منزله‌ی چشم‌اندازی رو به حل آن مشکل است.
مدرسه‌ی فمینیستی از جمله تشکل‌هایی است که با همت اعضای یاری‌دهنده‌ی خود به این موضوع پرداخته است و کوشیده است تا چشم‌اندازی از وضعیت کودکانی را فرا روی مخاطب خود قرار دهد که والد یا والدینشان به هر دلیلی در زندان به سر می‌برند و این کودکان بی‌گناه که یکی از طبیعی‌ترین حقوقشان، همراه داشتن والدین خود است، دست‌خوش فقدان‌های روحی، جسمی و عاطفی جبران‌ناپذیری می‌شوند. از حقوق طبیعی هر کودک، بهره‌مندی از حضور، حمایت و مهر پدر و مادر خود است. حال اگر از سویی، آن‌ها را در کنار خود نداشته باشد و از سوی دیگر، آن‌ها را در شرایطی نامناسب و در خطر بیابد، ضربه‌ای که به او وارد می‌شود دو چندان خواهد بود. روح لطیف و تن نازک کودک، توان و استقامت کشیدن چنین باری را ندارد و در این مسیر، متحمل صدمه و خسران می‌شود. مخاطب این مجموعه، به یاری تشکل مدرسه‌ی فمینیستی، با نظر و نگرش گروهی از فعالان حقوق بشر و همچنین اندیشمندانی در زمینه‌های مختلف آشنا می‌شود و می‌تواند این مساله‌ی مهم را از دریچه‌های گوناگون مورد ارزیابی قرار دهد.
مدرسه‌ی فیمنیستی در توضیح خود درباره‌ی این مجموعه‌ی مقاله‌ها چنین می‌آورد:
«در خردادماه 1390، با انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ی 350 تن از فعالان مدنی در حمایت از حقوق کودکان خانواده‌های زندانی، نسبت به وضعیت نگران‌کننده‌ی کودکان زندانیان، ابراز نگرانی کرده بودیم و پس از آن، در صدد تهیه‌ی ویژه‌نامه‌ای در رابطه با کودکان زندانیان برآمدیم که حاصلش ویژه‌نامه‌ی «کودکان زندانیان در سایه» بود که طی دی‌ماه 1390 به‌تدریج در سایت مدرسه‌ی فمینیستی منتشر شد. این ویژه‌نامه از جمله شامل گزارش‌هایی بود که امسال در نشستی به مناسبت سالروز تصویب پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک و با هدف توجه بیشتر به کودکان زندانیان برپا شده بود و ما در مدرسه‌ی فمینیستی آن‌ها را به فارسی برگرداندیم تا در کنار دیگر مطالب در رابطه با کودکان زندانیان، بتوانیم از تجربه‌ها و راهکارهای جهانی به‌منظور توجه بیشتر به کودکان زندانیان در ایران بهره ببریم. اکنون مجموعه‌ی ‌مقالات و گزارش‌های ویژه‌نامه‌ی مدرسه‌ی فمینیستی «کودکان زندانیان در سایه» که در دی‌ماه 1390 به‌تدریج منتشر شده است را می‌توانید به شکل فایل پی‌دی‌اف در لینک زیر ملاحظه فرمایید:
 
این مجموعه، در بیست‌ویک صفحه‌ی فشرده، با هشت مطلب تالیفی و ترجمه و در شمایلی چشم‌نواز در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. مخاطب در این مجموعه با مقاله‌هایی چون کودکان زندانیان: مرکز توجه کمیته‌ی حقوق کودک سازمان ملل، نوشته‌ی «سپیده یوسف‌زاده» و کاهش سلامت روانی کودکان زندانیان  از نوشته‌های دکتر «برنارد گالاگر» و «مارتین مانبی» و با ترجمه‌ی «رویا صحرایی» روبه‌رو خواهید شد. همچنین در وب‌گاه مدرسه‌ی فمینیستی گزارش‌های صوتی این ویژه‌نامه همراه با مطالب مرتبط با کودکان زندانیان که در این مجموعه نیامده، آورده شده است که از میان آن‌ها می‌توان به «نامه‌ی سی‌صدوپنجاه تن از فعالان مدنی در حمایت از حقوق کودکان خانواده‌های زندانی اشاره کرد.
آیا می‌توان به روزی امید داشت که کودکان در دنیای بهتر و زیباتری، زندگی سلامت و شادی را تجربه کنند؟ شاید برای رسیدن به آن روز، بتوان گامی هرچند کوچک برداشت.